X
تبلیغات
آموزش تخصصی مصرف استروئید در بدنسازی - لیور گل 70
 
آموزش تخصصی مصرف استروئید در بدنسازی
 
 
خوش آمدید به کاملترین مرجع آموزش پرورش اندام و بدنسازی
 
نقش استروئیدها در بروز بیماریهای کبد

با سلام امروز میخواهم مقاله ای که حاصل دست رنج استاد عزیزم آقای امانوئيل هارطون را که در بالا بردن دانش این ورزش آهنین از هیچ کوششی دریغ نکرده اند را برایتان بنویسم
 
کبد بزرگترین غده بدن است و بعد از پوست بزرگترین عضو بدن می باشد که در زیر پرده دیافراگم قرار گرفته است. کبد در بسیاری از اعمال متابولیکی از جمله پروتئين سازی و سم زدائی شرکت دارد. مصرف داروهای استروئیدی یکی از عوامل به وجود آورنده بیماری های کبد می باشد. همانطور که در ادامه این مقاله خواهید دید غالبا بیماریهای مربوط به این غده در شروع علائم محسوس چندانی ندارند. از طرفی روند شکل گیری و پیشرفت این بیماریها معمولا تدریجی بوده و به آرامی شکل می گیرند. به همین دلیل در اکثر مواقع شخص بسیار دیرمتوجه بیماری خود شده و پروسه درمان و بازگشت طولانی را باید سپری کنند.
در ابتدا به عملکرد و وظایف سلولهای کبد در بدن اشاره خواهیم کرد و در ادامه به بررسی بیماریهای کبد خواهیم پرداخت.
عملکردهای سلول های کبدی:
1)ذخیره انرژی به شکل گلیکوژن
2)ذخیره ویتامین ها و مواد معدنی
3)ساخت پروتئینهای شامل فاکتورهای انعقاد خون، جهت سالم نگاه داشتن بدن و کمک به رشد آن
4)پروسه بی اثر کردن سلولهای قرمز خون
5)ساختن صفرا برای هضم غذا
6)سلولهای کبدی با استفاده از آنزیمهای خواص استروئیدها، الکل و بسیاری از داروهای دیگر راتجزیه کرده و غیر فعال می سازند.
7)از بین بردن میکروبهای که از طریق روده وارد بدن می شوند.
کبد چرب:
منظور ازبیماری کبد چربرسوب چربی (عمدتا از چربی های خنثی مثل تری گلیسرید )در کبد است. عوامل متعددی می توانند در به وجود آمدن این بیماری مواثر باشند که چاقی، مصرف *****ات الکلی و مصرف بعضی از داروها به خصوص استروئیدها، وجود مقادیر زیاد استروژن در بدن و افراط در مصرف ویتامین (A) از مهمترین آنها می باشند.
چنانچه عامل اصلی به وجود آورنده این بیماری مصرف الکل باشد به آن"بیماری کبد چرب الکلی"(Alcoholic Fatty Liver ) و در صورتی که بدون مصرف الکل به وجود آمده باشد "بیماری کبد چرب غیر الکلی"(NONAlcoholic Fatty Liver) می گویند.
استفاده از استروئیدها در به وجود آوردن شرایط ایجاد کبد چرب در فرد بسیار مواثر می باشد. چراکه استفاده از بسیاری از استروئیدهای آنابولیک موجب توقف چرخه طبیعی تولید تستوسترون در بدن می شود. همانطور که می دانید، یاخته های لیدیک **** برای تولید تستوسترون تا حد زیادی از کلسترول موجود در جریان خون استفاده کرده و با استفاده از آنزیم های مختلف کلسترول را به ترتیب تبدیل به پرگننولون، 17 هیدروکسی پرگننولون، آندروستندیون و در نهایت تستوسترون می کنند. اما پس از توقف تولید تستوسترون در بدن(که به دلیل استفاده از استروئیدهای آنابولیک به وجود می آید) یاخته های لیدیک دیگر کلسترول جریان خون را به پرگننولون تبدیل نمی کنند و این مسئله موجب افزایش کلسترول خون خواهد شد که خود یکی از عوامل ایجاد کننده کبد چرب می باشد.
استفاده از استروئیدهای که قابلیت آروماتیزه شده (تبدیل شدن به استروژن) بیشتری دارند، احتمال ابتلا فرد به بیماری کبد چرب را افزایش می دهد. چراکه استروژن حاصل از آروماتیزه شدن این داروها موجب افزایش تری گلیسرید و همچنین افزایش روند تبدیل مواد غذائی به بافت چربی می شود. که این مسئله نیز یکی از عوامل به وجود آورنده کبد چرب می باشد.
رسوب ذرات درشت چربی در سلولهای کبد به جابجا شدن ارگانهای داخل سلول منجر می شود، اما فعالیت آنها را مختل نمی سازد.در بیشتر موارد این عارضه بدون علامت بوده و پزشک در بررسی آزمایشگاهی مانند سی تی اسکن که به علل دیگر انجام میشود متوجه ابتلاء فرد به این بیماری می شود. فرد به ندرت از ضعف خستگی و احساس سنگینی و فشار در ناحیه فوقانی راست شکم شاکی است. به خصوص این علائم در مواردی که کبد چرب سریع ایجاد شده باشد بیشتر بروز میکند. همچنین در کسانی که دارای آنزیم های کبدی (spartate aminotranferase)AST و ALT (Alanine aminotransferease) افزایش یافته باشند احتمال وجود این عارضه وجود دارد. تنها راه قطعی برای تشخیص عارضه کبد چرب بیوپسی (بافت برداری)کبد می باشد. در این روشتحت بیهوشی موضعی، یک سوزن نازک به قفسه سینه راست پایینی وارد می شود. یک تکه کوچک از بافت کبد با سوزن خارج شده و تحت یک میکروسکوپ آزمایش می شود.
کبد چرب ممکن است با التهاب مرتبط باشد یا به التهاب کبد منجر شود. این مسئله می تواند زخم و سخت شدن کبد را سبب شود. هنگامیکه زخم ایجاد شده گسترده می شود، به آن بیماری سیروز گقته می شود. بیماری سیروز کبد می تواند بیماری مهلکی باشد و حداقل در شروع دارای علائم و نشانه های زیادی نیست.به همین خاطر در بسیاری از موارد فرد مبتلا بسیار دیرمتوجه بیماری خود می شود. این بیماری در نتیجه از بین رفتن بافت کبدی و جانشین شدن آن توسط بافت پیوندی به وجود می آید که در نتیجه آن بافت کبد سفت می شود. با پیشرفت این بیماری بافتهای زخم و سفت، سلولهای سالم کبد را احاطه کرده و به مرور باعث به وجود آمدن ظاهر گره خورده و ناهموار در کبد می شوند. بافت گره خورده و ناهموار کبد موجب وارد آمدن فشار بر مجرای کیسه صفرا و انسداد آن می شود. این موضوع موجب برگشت صفرا به درون کبد و جریان خون خواهد شد. در این هنگام ماده زرد رنگ صفرا یعنی بیلی روبین نیز وارد جریان خون خواهد شد. بیلی روبین که بخشی از هموگلوبین خون است زمانی تشکیل می شود که گلوبولهای قرمز خون پس از به پایان رسیدن عمر خود (که تقریبا 120 روز می باشد) به طور طبیعی شکسته و تجزیه می شوند. تجمع این ماده رنگی در خون موجب زرد شدن رنگ پوست و سفیدی چشم خواهد شد که به آن یرقان می گویند.
در ادامه بافت تغییر شکل یافته کبد مانع جریان یافتن خون به درون بافت کبد می شود. سرانجام این موضوع باعث به وجود آمدن مشکلی به نام فشار خون ورید باب یا پورت خواهد شد. منظور از فشار خون ورید پورتال افزایش فشار خون در ورید باب و انشعابات آن در کبد( که 75% خون کبدی را تامین می کند و حامل مواد غذائی جذب شده در دستگاه گوارش است)می باشد که مشکلات متعددی را در فرد ایجاد خواهد کرد.
درمان
استفاده از سوماتوتروپین (هورمون رشد ) یکی از گزینه های مواثر در درمان کبد چرب می باشد. همانطور که می دانید، این هورمون اکسیداسیون اسیدهای چرب را در بدن افزایش میدهد. تحقیقات نشان داده اند که سوماتوتروپین در اکسیداسیون چربی های کبد بسیار مواثر می باشد. همچنین این هورمون در افزایش تولید هورمونی به نام آدیپونکتین ( adiponectin ) در بدن نقش دارد.
یکی از راهکارهای جدید برای درمان کبد چرب استفاده از هورمون آدیپونکتین می باشد. آدیپونکتین هورمونی است پروتئینی که سلولهای چربی تولید می کنند. این هورمون سوخت و ساز چربی و قند را در بدن تنظیم می کند. استفاد از این هورمون موجب کاهش مقاومت به انسولین و تنظیم قند خون در حالت هایپرگلیسمی ( قند خون بالاتراز حد نورمال) می شود. کاهش مقاومت بدن نسبت انسولین کمک زیادی به افزایش روند اكسيداسيون چربي در بدن و بافت كبد مي كند.
داروی دیگری که در این راستا مورد استفاده قرار می گیرد داروی روزیگلیتازون(Rosiglitazone )می باشد. روزیگلیتازون اسم تجاری داروی به نام آواندیا است. آواندیا یکی از داروهائی مورد استفاده در درمان بیماران دیابتی می باشد. این دارو نیز باعث افزایش حساسیت نسبت به انسولین و استفاده بهتر سلولها از انسولین می شود. همانطور که گفته شد افزایش حساسیت نسبت به انسولین موجب تسهیل در پروسه اکسیداسیون اسیدهای چرب در کبد و سایر ارگانهای بدن می شود.

در هر حال پروسه درمان این بیماری و استفاده از داروهای مذکور باید تماما تحت نظر پزشک متخصص انجام گیرد .مصرف خودسرانه این داروها می تواند عواقب وخیمی به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال تحقیقات نشان داده اند که استفاده نادرست از آواندیا موجب افزایش خطر بروزنارسائی قلبی در افراد می شود.

امانوئيل هارطون

منابع و ماخذ:

1)شاهد دیرین، مهیار-شناسائی و درماندر بیماریهای کبد و مجاری صفراوی.انتشار ات مهبانگ
2(تامس آندرولی، حسین خدمت(مترجم)-بیماریهای دستگاه گوارش، کبد و مجاری صفراوی.انتشار ات تیمورزاده
3)تنسلی راندولف، محمد تربیت(مترجم)- بیماریهای کبد.انتشارات نور دانش
4)سوزان اوکانل اسملتز، حمید قادری(مترجم)-کبد،غدد درون ریز، دیابت و مجاری صفراوی.انتشار ات کتاب برنا
5)anabolic steroids and liver death? By:author rea
6)elevated AST or ALT to nonalcoholic fatty disease : accurate predictor of disease prevalence ?Am j gastroenterol .2003 may
7)The fat-drived hormone adiponectin alleviates alcoholic and nonalcoholic fatty liver diseases in mice.J clin invest .2003 jul
 
بررسي اثرات محافظت كبدي گياه بيلهر بر سميت القاء شده توسطتتراكلري� �كربن در موش صحرايي
دکتر هيبت اله صادقي*1، ايزدپناه قيطاسي**، نوراله مزروقي***، سهيلا سبزعلي***
*استادیار گروه بیوشیمی – دانشگاه علوم پزشکی یاسوج،**مربی گروه فیزیولوژی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، ***پزشک عمومی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج.
چکیده:
زمينه و هدف:امروزه بیماری های کبدی یکی از مشکلات مهم جوامع بشری است. یافتن دارویی مؤثر در درمان این اختلالات مورد توجه محققین و پزشکان می باشد. بیلهر (Dorema auchri) از گیاهان تیره چتریان است و ساکنان مناطق جنوبی کشور از این گیاه استفاده غذایی می نمایند و بر این باورند که خواص دارویی مفیدی نیز دارد. لذا اين مطالعه با هدف بررسی اثرات محافظت كبدي عصاره گياه بيلهر بر مسموميت القايي ناشي از مصرف تتراكلريدكرب� � (CCl4) در موشهاي صحرايي انجام شد.
روش بررسی:در یک مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی نر آلبینو از نژاد ویستار به پنج گروه شش تایی تقسیم شدند. یک گروه به عنوان کنترل و در چهار گروه دیگر توسط تتراکلرید کربن سميت كبدي (هپاتوتوکسیک) ايجاد شد. از این چهار گروه یک گروه به عنوان شاهد و در سه گروه دیگر روزانه به ترتیب 200، 400 و 500 میلی گرم از عصاره پودر گیاه به صورت دهانی داده شد. 45 روز بعد از شروع مطالعه در کلیه گروهها آنزيمهاي آلانين آمينوترانسفر� �ز (ALT)، آسپارتات آمينوترانسفر� �ز (AST) و آلكالين فسفاتاز (ALP) و همچنين غلظت هاي سرمي پروتئين تام، آلبومين و بيلي روبين که از شاخص های آسیب های کبدی است
اندازه گیری و با استفاده از آزمون آماری ANOVA تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها:تزريق درون صفاتي تتراکلرید کربن باعث افزايش فعاليت AST، ALT، ALP به ترتيب به ميزان85/117، 6/468 و 97/134 درصد و كاهش غلظت پروتئين تام و آلبومين و افزايش غلظت بيلي روبين به ترتيب به ميزان 8/16، 3/20 و 880 درصد در مقايسه با گروه كنترل شد (001/0p<). مصرف عصاره گياه بيلهر سبب گرديد اين فاكتورها به طور معني داري (05/0p<) به وضعيت نرمال نزديك شوند.
نتیجه گیری: نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي دهد عصاره گياه بيلهر در برابر آسيب هاي كبدي ايجاد شده توسط تتراكلريدكرب� � داراي اثرات محافظتي است.

واژه های کلیدی: آلانین آمینوترانسفر� �ز، آسپارتات آمینوترانسفر� �ز، آلکالین فسفاتاز،بيله� �، تتراكلريدكرب� �، كبد.

مقدمه:
بيماريهاي كبدي يكي از مشكلات جدي و تهديد كننده سلامت جامعه بشري مي باشند. امروزه مشخص شده است كه استئاتوزيس و فيبروزيس زمينه ساز بروز سيروز كبدي كشنده در انسان است. اگر چه پاتوژنز فيبروزيس



كبدي كاملاً مشخص نشده است اما بدون شك نمونه هاي واكنشگر اكسيژن (Reactive Oxygen Species=ROS) نقش مهمي در تغييرات پاتولوژي كبد دارند(1). غشاهاي بيولوژيكي از حســاس ترين بخشهاي سلـولي نسبت بــه
اثرات ROS مي باشند. پراكسيداسيون اسيدهاي چرب اشباع نشده در غشاء هاي بيولوژيكي علاوه بر كاهش سياليت باعث تخريب آنها مي شود(2).گرچه مكانيسم هاي محافظتي درون سلولي به ميزان زيادي آسيب هاي ناشي از ROS را كاهش مي دهند اما به علت فراواني توليد اين راديكالهاي آزاد وجود راههاي محافظتي ديگري بويژه آنتي اكسيدانهاي مواد غذايي براي سلامتي انسان بسيار مهم مي باشد. وجود تركيبات طبيعي بويژه نمونه هاي گياهي كه خاصيت آنتي اكسيدان دارند داراي اين ويژگي هاست (3). تعدادي از گياهان موجود در طب سنتي كشورهاي مختلف به علت داشتن آنتي اكسيدانها خاصيت محافظت كبدي دارند.
از جمله گياهاني كه در سالهاي اخير از نظر خاصيت محافظت كبدي مورد مطالعه قرار گرفته اند
Roobos tea (3) Tephorosia purpurea(4) Trichilia emetica(5)Foeniculum vulgar (6) می باشند.در طب سنتي ايران گياهان زيادي وجود دارد كه در
نـاراحتي هاي كبدي مصرف آنها سفارش شده اند. برخي از اين گياهان مانند كاسني، خرفه (7) و بيلهر (8) خوراكي هستند.
گياه بيلهر از خانواده چتريان است كه در اوايل فصل بهار در برخي از استانها از جمله كردستان، لرستان، چهارمحال بختياري، فارس و كهگیلويه و بويراحمد رويش دارد. به عنوان چاشني در رژيم غذايي ساكنان مناطق مذكور از ساقه و برگ های تازه آن استفاده
مي شود. بيلهر گياهي است سرشار از فلاونوئيد و اولين گياه از خانواده چتريان است كه اين مواد را تراوش
مي كند (8). مصرف گياه بيلهر تري گليسريد و كلسترول خون را پايين مي آورد (9) اما در مورد ديگر خواص بيولوژيكي آن هيچگونه مطالعاتي صورت نگرفته است. با توجه به وجود انواع فلاونوئيد در اين گياه و اينكه برخي فلاونوئيدها خاصيت آنتي اكسيدان دارند و همچنين نقش



آنتي اكسيدانها در محافظت از كبد در اين مطالعه خاصيت محافظت كبدي اين گياه در مسمومیت القایی ناشی از مصرف تتراکلرید در موش صحرایی مورد ارزيابي قرار گرفت.

روش بررسی:
بخش هاي هوايي گياه بيلهر که مصرف خوراکی دارد در اوايل فصل بهار در سال 1384 از كوههاي اطراف شهر ياسوج مركز استان كهگیلويه و بويراحمد جمع آوري و در شرايط مناسب، دور از نور آفتاب خشك و سپس پودر شد. 500 گرم از پودر گياه بيلهر در مخلوط آب و اتانول به نسبت 1 به 1 به مدت 24 ساعت خيسانده و سپس صاف گرديد. اين عمل طي دو مرحله انجام مي گرفت. تحت شرايط خلاء و دماي 50 درجه سانتيگراد عصاره تغليظ در انكوباتور با دماي 50 درجه سانتي گراد خشك و با آب مقطر دوبار تقطير به حجم نهايي ml500 رسانده شد. عصاره بدست آمده درويالهاي 10 ميلي ليتري تا زمان استفاده در فريزر20- درجه سانتی گراد نگهداري گردید (5).
30 سر موش هاي صحرايي آلبينو نر از نژاد ويستار و با وزن 180 تا 200 گرم از حيوانخانه دانشگاه علوم پزشكي اهواز خريداري و به حيوانخانه دانشكده پزشكي ياسوج منتقل گرديد. حيوانات به صورت چرخه 12 ساعت تاریكي و 12 ساعت روشنايي با دماي 25 درجه سانتي گراد نگهداری که از نظر رژیم غذایی و آب محدودیتی نداشتند. بعد از يك هفته سازگاري حيوانات با شرايط جديد موشها به طور تصادفي به پنج گروه شش تايي تقسيم شدند. گروه اول (گروه كنترل) كه روغن زيتون با دوز يك ميلي ليتر به ازاء هر كيلوگرم وزن حيوان به صورت درون صفاقي دريافت كردند. گروه شاهد (گروه دوم) و گروههای آزمون يك ميلي ليتر محلول تتراكلريدكرب� � و روغن زيتون (به نسبت 1:1) به ازاء هر كيلوگرم وزن حيوان به صورت درون صفاقي هفته اي دوبار دريافت كردند.



گروههاي سوم، چهارم و پنجم (گروههاي آزمون) پس از تزريق محلول تتراكلريدكرب� � و روغن زيتون روزانه به
ترتيب 200، 400 و 500 ميلي گرم به ازاء هر کیلوگرم وزن حیوان از عصاره پودر به صورت دهاني دريافت مي كردند. در تمام گروهها به صورت هفتگي وزن موشها اندازه گيري شد. 45 روز بعد از شروع مطالعه موشها با دي اتيل اتر بيهوش و از قلب آنها خونگيري شد و پس از بیهوشی نخاعی در موشها كبد آنها به صورت كامل از بدن جدا و بعد از اندازه گيري وزن آنها براي مطالعات هيستولوژيك در فرمالين 10 درصد نگهداري گرديد (3). نمونه خون هاي بدست آمده 20 دقيقه در شرايط آزمايشگاه نگهداري و بعد از ***ه گيري به مدت 15 دقيقه با 2000 دور در دقيقه سانتريفوژ شدند. سپس سرم هر لوله جمع آوري و ترانس آمينازهاي خون (AST و ALP)، آلكالين فسفاتاز، بيلي روبين تام، پروتئين تام و آلبومين اندازه گيري شد (5،10).
اطلاعات بدست آمده با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA)تجزیه و تحلیل گردید.


یافته ها:
فعاليت آنزيمهاي آسپارتات آمينوترانسفر� �ز (AST
آلانين آمينوترانسفر� �ز (ALP) و آلكالين فسفاتاز (ALP)
در موشهايي كه CCl4 را به تنهايي دريافت كرده اند (گروه شاهد) در مقايسه با گروه كنترلافزايش معني داري را نشان مي داد (به ترتیب 85/117، 6/468 و 97/134 درصد). ولی در موشهاي هپاتوتوكسيك كه عصاره گياه بيلهر به میزان 400 میلی گرم در هر کیلوگرم دريافت كرده اند كاهش معني داري به میزان 54/57، 5/64 و 42/34 درصد در فعاليت آنزيم هاي ذكر شده مشاهده گردید (جدول شماره 1).
غلظت پروتئين تام و آلبومين در موشهايي كه CCl4 را به تنهايي دريافت كرده اند (گروه شاهد) در
مقايسه با گروه كنترل كاهش معني داري به میزان 8/16 و 3/20 درصد را نشان مي دهد (05/0p<). استفاده همزمان از CCl4 و عصاره گياه بيلهر باعث افزايش و برگشت غلظت اين فاكتورها به حالت نرمال شده است (05/0p<). بر عكس غلظت بيلي روبين تام در گروه شاهد در مقايسه با گروه کنترل بیش از 800 درصد افزايش و مصرف عصاره گياه بيلهر به میزان 400 میلی گرم در هـــر کیلو گرم در موش هاي هپـــاتوكسيك سبــب



جدول شماره 1: تأثير عصاره گياه بيلهر بر میزان آنزيمهاي كبدي در موشهاي صحرايي هپاتوكسيك ناشي از تجويز تتراكلريدكرب� �


گروه



ALT (IU/L)





AST (IU/L)





ALP (IU/L)




کنترل (گروه 1)



9/19±5/54





3/15±25/151





73±5/304




شاهد (گروه 2)



*8/90±9/309





*4/83±5/329





*66/113±5/715




گروه 3



**5/42±25/166





**02/37±75/162





**37/108±5/586




گروه 4



**35/31±110





**83/25±9/139





**65/62±25/469





IU/L: واحد بین المللی در لیتر. ALT=آلانین آمینوترانسفر� � AST =آسپارتات آمینوترانسفر� �ز ALP= آلکالین فسفاتاز
-گروه کنترل: دریافت کننده روغن زیتون با دوز یک میلی لیتر به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن موش.- گروه شاهد: دریافت کننده یک میلی لیتر محلول تتراکلرید کربن و روغن زیتون. - گروه 3: دریافت کننده 200 میلی گرم پودر گیاه بیلهر به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن موش علاوه بر محلول تتراکلرید کربن و روغن زیتون- گروه 4: دریافت کننده 400 میلی گرم پودر گیاه بیلهر به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن موش علاوه بر محلول تتراکلریدکرب� � و روغن زیتون. - کلیه داده ها بر اساس میانگین±انحرف معیار می باشد.
*001/0>p نسبت به گروه کنترل، **001/0>p نسبت به گروه شاهد، 05/0>p بین گروه 3 و 4 در هر سه متغیر.






جدول شماره 2:تأثير عصاره گياه بيلهر بر غلظت سرمی پروتئين تام، آلبومين، بيلي روبين و درصد وزن كبد در موشهاي
صحرايي هپاتوكسيك ناشي از تجويز تتراكلريدكري� �



گروه





پروتئین تام (g/dl)





آلبومین (g/dl)





بیلی روبین (g/dl)





وزن بدن/وزن کبد (درصد)




کنترل (گروه 1)



88/0±25/6





36/0±35/3





04/0±25/0





27/0±97/3




شاهد (گروه 2)



*65/0±2/5





*4/0±67/2





†62/0±45/2





*5/0±68/4




گروه 3



**67/.±75/5





44/0±92/2





***38/0±45/1





**62/0±87/3




گروه 4



**19/1±35/6





**42/0±4/3





***23/0±95/0





**93/0±7/3





-گروه کنترل: دریافت کننده روغن زیتون با دوز یک میلی لیتر به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن موش.- گروه شاهد: دریافت کننده یک میلی لیتر محلول تتراکلرید کربن و روغن زیتون. - گروه 3: دریافت کننده 200 میلی گرم پودر گیاه بیلهر به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن موش علاوه بر محلول تتراکلرید کربن و روغن زیتون- گروه 4: دریافت کننده 400 میلی گرم پودر گیاه بیلهر به ازاء هر کیلوگرم وزن بدن موش علاوه بر محلول تتراکلریدکرب� � و روغن زیتون. - کلیه داده ها بر اساس میانگین±انحرف معیار می باشد.
* 05/0>p نسبت به گروه کنترول، **05/0p<نسبت به گروه شاهد،*** 001/0 p<نسبت به گروه شاهد، †001/0p< نسبت به گروه کنترل، 05/0p< بین گروه 3 و 4 در کلیه متغیرها.







كاهش 22/71 درصدی غلظت بيلي روبين شده است (001/0p<) (جدول شماره 2). با توجه به مرگ و مير 80 درصدي موشهاي گروه آزمون سه سنجش فاكتورهاي بيوشيميايي اين گروه انجام نشد.
مصرف غذا، آب و افزايش وزن در موشهاي گروه شاهد در مقايسه با گروه کنترل كمتر و در گروههايي كه بطور همزمان CCl4 و عصاره بيلهر را دريافت كردند مشابه گروه کنترل بود اما از نظر آماري اين اختلافات معني دار نبودند.
نسبت وزن كبد به وزن بدن در گروه شاهد كه صرفاً CCl4 را دريافت كرده اند نسبت به بقيه گروهها افزايش معني داري را داشته است (05/0p<) (جدول شماره 2). بررسي هاي هيستوپاتولوژ� �ك تغييرات بارزي شامل كبد چرب (استئاتوزيس)، نكروز كبدي و فيبروز را در تمام گروههايي كه CCl4 دريافت كرده بودند را نشان مي دهد و مصرف عصاره گياه بيلهر اين تغييرات
را به ميزان زيادي كاهش داده است.


بحث:
تغييرات ناشي از تتراكلريدكرب� � شبيه بيماريهاي كبدي مزمن ناشي از ويروس ها مي باشد. تتراكلريدكرب� �
توسط سيستم سيتوكروم P450 به راديكالهاي آزاد
تري كلرومتيل تبديل مي شود. راديكالهاي آزاد توليد شده بطور كووالاني با غشاء هاي سلولي و اندامكها متصل مي شود و باعث پراكسيداسيون اسيدهاي چرب غير اشباع و اختلال در هموستاز كلسيم ودر نهایت مرگ سلولي مي گردد (12،11،10). راديكالهاي آزاد حاصل از CCl4 با تخريب غشاء هپاتوسيت افزايش
فعاليت آنزيم هاي نامبرده را سبب شده است و همين عامل باعث شده آنزيمهايي كه در حالت طبیعی درون سيتوزول سلولي قرار دارند وارد جريان خون شوند و افزايش فعاليت اين آنزيمها بيانگر ميزان و نوع آسيب هاي كبدي
است (13). در موشهايي كه علاوه بر تتراكلريدكرب� � عصاره گياه بيلهر نيز دريافت كرده اند فعاليت اين آنزيم ها به
صورت وابسته به دوز عصاره در مقايسه با گروه شاهد كاهش معني داري را نشان داد. برگشت فعاليت آنزيمهاي



فوق به حالت نرمال توسط عصاره گياه بيلهر دليل واضحي بر خاصيت محافظت كبدي عصاره اين گياه است.
كاهش پروتئين تام و آلبومين از جمله علائم پيشرفت بيماريهاي مزمن كبدي است و ميزان اين كاهش شدت آسيب كبدي را نشان مي دهد. همچنين تتراكلريدكرب� � با ايجاد آسيب در سلول كبدي باعث افزايش غلظت بيلي روبين مي گردد (15،14). در موشهايي كه CCl4 را به تنهايي دريافت كرده اند در مقايسه با گروه كنترل بطور معني داري كاهش غلظت پروتئين تام و آلبومين و افزايش غلظت بيلي روبين مشاهده مي شود. استفاده از عصاره گياه بيلهر باعث مي شود غلظت پروتئين تام، آلبومين و بيلي روبين به حالت نرمال نزديك شود.
تتراكلريدكرب� � با ايجاد آسيب در سلولهاي كبدي باعث مي شود فاكتورهاي مورد مطالعه در موشهاي گروه شاهد در مقايسه با گروه كنترل تغييرات معني داري نشان دهد ولي عصاره گياه بيلهر ضمن كاهش تغييرات ناشي از تجويز تتراكلريدكرب� � وضعيت فاكتورهاي بيوشيميايي مذكور را به حالت نرمال نزديك مي كند.
بررسي هاي هيستوپاتولوژ� � نمونه هاي كبدي در موشهاي گروه شاهد وجود كبد چرب، از بين رفتن تماميت هسته سلولي و فيبروزيس را نشان مي دهد. عدم وجود و يا كاهش اين تغييرات در گروههايي كه علاوه بر تتراكلريدكرب� � عصاره گياه بيلهر را دريافت كرده اند بيانگر خاصيت محافظت كبدي اين گياه مي باشد كه ممكن است با تثبيت غشاءهای سلولی صورت گیرد.
همچنین عصاره این گیاه از افزایش وزن کبد نـاشی از تأثیر


تتراکلریدکرب� � به میزان قابل توجهی جلوگیری می کند.
نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه عصاره گياه بيلهر اثر محافظتي كبد در برابر آسیب های ناشی از مصرف تتراكلريدكرب� � داشته است كه احتمالاً در ارتباط با خاصيت آنتي اكسيداني تركيبات موجود در این گیاه می باشد (16). زیرا آنتی اکسیدان ها نقش بسیار مهمی در محافظت اندامهای داخلی بدن بویژه قلب و کبد دارند (17،3).
نكته جالب توجه مرگ موشها به ميزان 16درصد در گروههاي آزمون دو و 80 درصد در گروه آزمون سوم مي باشد كه بيانگر سميت اين گياه در غلظت 500 ميلي گرم در هر كيلوگرم وزن بدن است.
بنابراين مي توان بيان داشت عليرغم اثرات محافظت كبدي عصاره گياه بيلهر، در دوزهاي بالا مي تواند اثرات سمي نیز داشته باشد. لذا پيشنهاد مي شود فیتوشیمی این گیاه بررسی و ترکیبات واجد خواص دارویی آن شناسایی شود.

نتیجه گیری:
نتايج حاصل از اين مطالعه نشان مي دهند عصاره گياه بيلهر در برابر آسيب هاي كبدي ايجاد شده توسط تتراكلريدكرب� � داراي اثرات محافظتي است.

تشکر و قدردانی:
بدینوسیله از مسئول محترم امور پژوهشي دانشكده پزشكي ياسوج بخاطر مهيا نمودن امكانات تحقيق فوق و همچنين سركار خانم شهربانو عسكريان و آقايان رضا محمدي و مهرزاد جعفري كارشناسان آزمايشگاههاي دانشكده پزشكي تشكر و قدرداني مي شود.




منابع:
1.Polini G, Parola M. Oxidative damage and fibrogenesis. Biol Med. 1997; 22: 287-305.
2.Sies H. Strategies of antioxidant defence. Eur J Biochem. 1993; 215: 213-19.
3.Ulican O, Greksak M, Vancova O, Zlatos L, Galbavy *, Bozek P, et al. Hepatoprotective effect of Roobos tea (Aspalathus linearis) on CCl4 –induced liver damage in rats. Physiol Res. 2003; 52: 461-66.
4.Sree RM, Srinivasan M. Hepatoprotective effect of Tephrosia purpurea in experimental animals. Indian J Pharmacol. 1993; 25: 34-6.
5.Germano MP, Angelo VD, Sanogo R, Catania *, Alma R, Pasquale RD, et al. Hepatoprotective and antibacterial effect of extracts from Trichilia emetica Vahi (Meliaceae). J Ethnopharmacol. 2005; 96: 227-32.
6.Ozbek H, Ugras *, Bayram I, Uygan I, Erdogan E, Ozturk A, et al. Hepatoprotective effect of Foeniculum vulgar essential oil: a carbon-tetrachloride induced liver fibrosis mode line rats. Scan J Lab Anim Sci. 2004; 31: 9-17.
7. زرگري علي.گياهان دارويي. چاپ چهارم. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. 1365، جلد دوم. 21-212.
8.Wollenweber E, Dorr M, Rustayan A. Dorema auchri, the first umbelliferous plant found to produce exudates flavonoids. Phytochem. 1995; 38: 1417-27.
9.Hsiao G, Shen MY, Lin KH, Lan MH, Wu LY, Chou DS, et al. Antioxidant and hepatoprotective effect of antrodia camphorata extract. J Agric Food Chem. 2003; 51: 3302-8.
10. Venukumar MR, Latha MS. Hepatoprotective of the methanolic extract of Curculigo orchioides in CCl4-treated male rats. Indian J Pharmacol. 2002; 34: 269-75.
11. Ferre N, Camps K, Cabre M, Paul A, Joven J. Hepatic paraoxygenase activity alterations and free radical production in rats with experimental cirrhosis. Metabolism. 2001; 50: 997-1000.
12. Ozbek H, Ozturk M, Bayarm I, Ugras *, Citoglu GS. Hypoglycemic and hepatoprotective effects of Foeniculum vulgar Miller seed fixed oil extract in mice and rats. Eastern J Medicine 2003; 8: 35-40.
13. Yang H, Lee MK, Kim YC. Protective activities of stilbene glycosides from Acer mono leaves against H2O2-induced oxidative damage in primary cultured rat hepatocytes. J Agric Food Chem. 2005; 53: 4182-6.
14. Jayasekhar P, Mohanan PV, Rathinam K. Hepatoprotective activity of ethyl acetate extract of Acacia catechu. Indian J Pharmacol. 1997; 29: 426-8.
15. Sethuraman MG, Lalitha KG, Rajkapoor B. Hepatoprotective activity of Sarcostemma brevistigma against carbon tetrachloride-induced hepatic damage in rats. Curr Sci. 2003; 84: 1186-7.
16. Mirzaee A, Hakimi MH, Sadeghi H. Total antioxidant activity and phenolic content of Dorema auchri. Iranian J Biochem Mol Biol. 2005; 1: 116.
17. Aniya Y, Koyama T, Miyagi C, Miyahira M, Inomata C, Kinoshita *, et al. Free radical scavenging and hepatoprotective actions of medicinal herbs, Crassocephalum crepidioides from the Okinawa Islands. Biol Pharm Bull. 2005; 28: 19-23.
 |+| نوشته شده در  جمعه 8 مرداد1389ساعت 1:29  توسط علی ف. نوجوان  | 

لیورگل 70
Livergol 70
این محصول یکی از فراورده های دارویی گیاهی می باشد که در داروخانه ها یافت می شود.
                                                                      
شکل دارو قرص روکش دار                                                           

موارد مصرف:محافظت کننده کبد-صفراآور-برای درمان هپاتیت حاد و مزمن-سیروزکبدی-     
                                                                    
اجزای فراورده: حاوی عصاره خشک خار مریم که معادل 70 میلی گرم سیلی مارین می باشد. 
                                                                    
نحوه عملکرد دارویی:
کبد انسان دارای چندین عمل حیاتی مهم می باشد که عبارتند ازمتابولیسم هضم و سم
زدایی مواد زاید بدن هر نوع ضایعات کبد موجب تغییراتی در سلولهای کبدی شده و از این
طریق قدرت عمل کبد را تحت الشعاع قرار می دهد.                                    
                                   
مکانیسم اثر:
1-بعنوان یک آنتی اکسیدان مستقیم اثر نموده و رادیکالهای آزاد سمی را از بین می
برد.
2-گلوتاتیون داخل سلولی و سوپر اکسید دیس موتاز را افزایش می دهد .
3-تشکیل لوکوترین ها را مهار می سازد .
4- در مدت 3 تا 12 ماه منجر به بهبود ضایعات سلولی کبد شده و مقدار پروتیین خون
افزایش یافته و آنزیم های کبدی کاهش می یابند .
موارد منع مصرف:
موارد منعی شناخته نشده است.
عوارض جانبی:
اختلالات مختصر گوارشی و یک اثر ملین ملایم در مصرف این دارو دیده می شود.
مقدار مصرف:
در موارد عادی یک قرص د ر3 نوبت در روز
توجه :
بسیاری از بدنسازان به دلیل مصرف بیش از حد استرویید دچار مسمومیت های کبدی و
همچنین بالا رفتن آنزیم های کبد می شوند . به دلیل این که این یک داروی کاملا گیاهی
بوده و موارد منعی ندارد و میتواند کبد را به وضعیت مناسب برساند طبق بروشوردارو
عمل کرده و در صورت لزوم با پزشک مشورت کرده واز این دارو بهره ببرید .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 12 فروردین1389ساعت 2:59  توسط علی ف. نوجوان  | 
کبد یعنی زندگی کبد زندگی تو است. این عبارت به‌نظر غیرواقعی می‌آید اما حقیقت دارد. کبد بزرگترین وپیچیده‌ترین ارگان بدن است.


کبد زندگی تو است. این عبارت به‌نظر غیرواقعی می‌آید اما حقیقت دارد. کبد بزرگترین وپیچیده‌ترین ارگان بدن است. کبد انسان در قسمت راست شکم و زیر قفسه سینه درست زیر دیافراگم قرار دارد. به‌طور معمول وزنش حدود ۲/۱ تا ۵/۲ کیلوگرم و طولش ۱۷ سانتی‌متر و ضخامتش حدود ۱۲ سانتی‌متر است. اگر کبد کار نکند مرگ ناگوار و دردناک دیر یا زود گریبان فرد را خواهد گرفت. از آنجائی که محصول ثانوی متابولیسم پروتئین موادی همچون آمونیاک هستند با افزایش سطح این قبیل مواد در خون باعث به کما رفتن خواهد شد. در حقیقت اکثر موادغذائی مورد استفاده و داروها در صورت کار نکردن و یا نداشتن این ارگان و عدم سم‌زدائی از آنها مرگ شخص را رقم خواهند زد. کبد یک نیروگاه پروسه‌کننده شیمیائی بالقوه است و به‌طور تقریبی عهده‌دار بیش از ۵۰۰ عملکرد می‌باشد که از جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:۱) تولید زرداب (صفرا) که برای جذب کامل چربی موردنیاز می‌باشد.۲) تبدیل پروتئین به کربوهیدرات و چربی به عناصر دیگر۳) متابولیزه کردن داروها و الکل۴) تفکیک سموم از داخل خون۵) تولید فاکتور انعقاد خون (در صورت نبودن این ماده کوچکترین جراحت موجب تلف شدن فرد خواهد شد)۶) ذخیره موادمغذی همچون ویتامین‌های محلول در چربی مثل ویتامین‌های A,D,E و K و ویتامین B۱۲ و کربوهیدرات به شکل گلیکوژن.۷) حفظ و تثبیت سطح گلوکز خون به‌وسیله تجزیه گلیکوژن و فرستادن آن به شکل گلوکز به داخل جریان خون۸) سنتز (ساخت) فاکتورهای ایمنی سیستم ایمنی بدناین تنها گوشه کوچکی از کارهای کبد محسوب می‌شود. پرواضح است که همگی خواستار برخورداری از یک کبد سالم برای حفظ سلامتی خود هستیم. چیزهای زیاد وجود دارند که به کبد آسیب می‌رسانند. از جمله این مواد می‌توان به الکل اشاره کرد. از نقطه‌نظر ورزشی گروه مشخصی از استروئیدهای آنابولیک وجود دارند که به‌طور مرتب از تأثیرات منفی آنها بر روی کبد نام برده می‌شود. که عمدتاً هم داروهای استروئیدی خوراکی و طبقه‌بندی شده با مشخصه (۱۷-alpha alkyle) می‌باشند.این مشخصه از این جهت برای این قبیل استروئیدها به‌کار برده می‌شود که در ساختار ۱۷ مولکولی این استروئیدها تغییر حاصل شده است. دانشمندان از این جهت نوع توسعه‌یافته تستوسترون‌ها را ساختند چون پی بردند که تستوسترون‌های خوراکی پس از وارد شدن به داخل سیستم توسط کبد متابولیزه و دفع می‌شوند و با تغییر در ساختار این قبیل تستوسترون‌های خوراکی به نوعی کبد را فریب دادند تا بخشی از آن را وارد سیستم بدن نمایند. از سوی دیگر نیز تستوسترون‌های تزریقی را هم تولید کردند که دیگر جهت وارد شدن به داخل سیستم بدن نیازی به عبور از تصفیه کبد نداشتند. تغییر ساختار شیمیائی استروئیدهای خوراکی از سوئی موجب تجزیه به مراتب آهسته‌تر آنها در کبد و از سوی دیگر موجب انباشته شدن بیش از اندازه این قبیل داروها در کبد می‌شد.استروئیدهای خوراکی از طریق چندین مکانیزم بر روی عملکرد کبد تأثیر منفی می‌گذارند. برای مثال عملکرد آنزیم‌های مشخصی را در کبد مختل می‌سازند. مشخص شده است که آنابولیک‌های استروئید فعالیت برخی از آنزیم‌های کبد را افزایش و فعالیت گروه دیگری را کاهش می‌دهند. برای نمونه یکی از آنزیم‌هائی که با افزایش فعالیت مواجه می‌شود hepatic triglyceeride lipase می‌باشد که وظیفه‌اش تنزل ادن لیپوپروتئین‌هائی با چگالی بالا (HDL) است که به نوعی کلسترول سودمند برای بدن تلقی می‌شود. کاهش سطح این نوع کلسترول HDL به‌عنوان یک فاکتور ریسکی برای ابتلاء به بیماری‌های مربوط به دستگاه تنفسی در نظر گرفته می‌شود.ورزشکارانی که از استروئیدهای آنابولیکی خوراکی استفاده می‌کنند تقریباً در اکثر مواقع با کاهش سطح HDL مواجه می‌شوند. انباشت استروئیدهای آنابولیک (۱۷-alpahik) در کبد در نهایت منجر به سمی شدن آن و یا هپاتیت شیمیائی آن می‌گردد. کلمه هپاتیت در اینجا به معنای التهاب کبد می‌باشد که می‌تواند علل بی‌شماری همچون استفاده از دارو و یا ویروس داشته باشد. استروئیدهای خوراکی به‌وسیله افزایش سایز سلول‌های داخل کبد باعث التهاب کبد می‌شوند. که نهایتاً منجر به تجمع زرداب (صفرا) در کانال‌های داخل کبد شده و کیسه صفرا که وظیفه ذخیره این ماده را دارد خالی می‌ماند. برخی از استروئیدها بر دارا بودن این قبیل خصوصیت‌های سمی بر روی کبد مشهور می‌باشند که می‌توان از اکسی‌منولون ۵۰ و هالوتستین نام برد. دو فاکتور مهم در روز این قبیل مشکلات در استفاده خودسرانه و طولانی‌مدت آن می‌باشد. یکی از علائم زودهنگام تشخیص التهاب کبد به‌دلیل استفاده از داروهای استروئیدی خوراکی زرد شدن رنگ پوست می‌باشد که گفته می‌شود به‌دلیل افزایش سطح زردآب (صفرا) در بدن می‌باشد و به همین خاطر موجب زرد شدن سفیدی چشم و پوست بدن می‌شود. هر کسی از داروهای استروئیدی خوراکی استفاده می‌کند بلافاصله پس از بروز این قبیل عوارض به‌دلیل احتمال ریسک ضایعات پیشرفته‌تر کبدی فوراً می‌بایست مصرف این قبیل داروها را متوقف سازد.یرقان (زردی) همانطور که از نامش پیداست بر اثر تشکیل کیست‌های خونی در کبد به‌وجود می‌آید. این‌طور برداشت می‌شود که این عارضه به‌دلیل بالا رفتن فشار در بافت‌های داخل کبد به‌دلیل فقدان جریان زرداب (صفرا) کافی در کبد باشد. که نهایتاً منجر به تخریب سلول‌های کبد و کیست‌ها می‌گردد. در صورت پاره شدن کیست‌های پر از خون احتمال مرگ بسیار شدت می‌یابد.یکی از ضایعات جدی دیگر کبد که در اثر استفاده از استروئیدهای خوراکی بروز می‌نماید سرطان کبد می‌باشد. با مرور مباحث مرتبط با سرطان کبد در ژورنال‌های پزشکی می‌توان پی برد که بیشتر این قبیل سرطان‌ها از نوع خوش‌خیم آن می‌باشند. یعنی توموری که بر اثر استفاده از استروئیدها در کبد رشد کرده و معمولاً هم پس از قطع مصرف آنها دوباره به شرایط اولیه خود بازمی‌گردد.● یک مطلب جالب درباره کبدکبد از مقاومت، قدرت بازسازی و ترمیم خارق‌العاده‌ای برخوردار است. هرگاه کبد ۸۰ تا ۹۰ درصد سلول‌هایش را نیز از دست دهد باز هم قادر است به وظایفش عمل کند. همچنین کبد قادر است خودش را به‌طور کامل احیاء و باسازی کند. حتی اگر بخش عمده کبد با عمل جراحی برداشته شود، کبد پس از چند هفته قادر است کاملاً خودش را بازسازی کند. از این‌رو در پیوند کبد تنها لوب بزرگتر کبد فرد سالم به بدن فرد دریافت کننده پیوند زده می‌شود که پس از چند هفته هم اهداءکننده و هم دریافت‌کننده کبدشان بازسازی می‌گردد.اما با تمام این تفاسیر کبد فناناپذیر هم نیست. سمومی مانند: داروهای استروئیدی، الکل، برخی از داروها و ویروس‌هائی همچون هپاتیت B و C می‌توانند آسیب‌های دائمی و جبران‌ناپذیر به کبد وارد سازند.● راه‌های محافظت از کبد۱) داروهای شیمیائی برای کبد مضر هستند. بنابراین از مصرف خودسرانه آنها بپرهیزید. داروها را با تجویز پزشک مصرف کرده و میزان دوز مصرفی آنها را افزایش ندهید.۲) از مصرف غذاهای پرچرب بپرهیزید، کبد تمام کلسترول موردنیاز بدن شما را می‌سازد.۳) از مصرف داروهای غیرضروری اجتناب ورزید و از مصرف همزمان چند دارو با هم خودداری کنید مگر با تجویز پزشک.۴) مصرف غذاهای پرفیبر را افزایش دهید مانند: سبزیجات، میوه‌ها، برنج، غلات و دانه‌های کامل.۵) الکل برای کبد بسیار مضر می‌باشد.۶) وزن خود را کنترل کنید، چاقی شما را مستعد بیماری‌های کبد چرب و هپاتیت می‌کند.۷) به‌طور منظم ورزش کنید حداقل ۲ تا ۳ جلسه فعالیت ورزشی در هفته داشته باشید.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 15 مرداد1388ساعت 12:32  توسط علی ف. نوجوان  | 
 
  بالا