آموزش تخصصی عوارض استروئید در بدنسازی | مرداد ۱۳۹۰
 
آموزش تخصصی عوارض استروئید در بدنسازی
 
 
تخصصی ترین مرجع آموزش پرورش اندام و بدنسازی و پاورلیفتینگ و وزنه برداری
 
امروز می خوام یه تذکر اخلاقی بدم به ورزشکارای عزیز لطفا از سویا استفاده نکنید چون سویا باعث افزایش سطح استروژن و کاهش تستسترون می شود و از طرفی هم بسیار دیر جذب است به ویژه مصرف آن در دوره باعث افزایش خطر ژنتیکو ماستی می شود پس از پسرای خوب می خوام از مصرف سویا اجتناب کنند .

 

 

یک مژده به دوستان در مقاله بعدی در مورد کالری منفی توضیح خواهم داد.

                                                                            با تشکر از شما عزیزان

 


برچسب‌ها: لطفا از سویا استفاده نکنید
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۰ساعت 1:53  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
ستابون چیست ؟

 

سجاد عزیز "

اقای علی عزیز اگه میشه در مورد ستابون هم اطلاعاتی بزار .
موفق باشی

پاسخ به سوال دوست عزیز :

 ستابون همون استانازول یا وینسترول است که قرص وینه یا استا و همون عوارض رو داره و باسه دوره کات خوبه و

فارماکوولوژی دارو ستابون :

توجه داشته باشید نگید کپی کرده فارماکوولوژِی یا دارو شناسی یک برگه کاتالوک یا راهنما است که در قوطی داروها موجود است پس عین این مطلب را حتی در منابع خارجی می توانید پیدا کنید و این نوشته همان ترجمه داروشناسی است که کارخانه در جعبه قرار داده و نه تنها در این سایت بلکه در تمامی سایت ها تعریف تقریبا یکسانی دارد.

 
اين دارو در فرم خوراكي ساخته شده .
به شكل قرص هاي صورتي رنگ .
بسيار محبوب هم براي مردان و هم براي زنان .
در 20 ورق كه هر ورق 10 عدد دارد در بازار فروخته ميشود .
يعني به صورت 200 عددي .
هر 200 عدد ستابون قيمتي معادل 3۵ تا ۴۵ هزار تومان قيمت دارد .
هر قرص ستابون از 2 ميليگرم استنازول و ويتامين هاي b1 b6 و b12 ساخته شده است .
اين دارو هرگز بدن شما را آبدار نميكند و فقط به شما عضله هديه ميدهد .
بهتر است ان دارو را با تستسترون پريپيونات استفاده كنيد . كه مبتدي ها مي توانند با تستسترون آنانتات هم استفاده كنند .
اما براي داشتن عضلات خشك همان تستسترون پريپيونات بهتر است .
از استفاده اين دارو در دوز هاي بالا اجتناب كنيد چون باعث سمي شدن كبد ميشود . اما در دوز معمول بسيار كم عوارض مي باشد حتي براي زنان .

نحوه استفاده براي مبتدي ها : هفته اول روزانه 6 عدد هفته دوم 8 عدد و هفته سوم 10 عدد و هفته چهارم 10 عدد و هفته پنجم 8 عدد و هفته ششم 6 عدد .

تنها تفاوت با استانازول ۱- فرم خوراکی یا اورال ۲- دارای ویتامین های گروه ب(b1 b6 و b12)




 

ترجمه اختصاصی مقاله انگلیسی : مترجم مهندس علی نوجوان مربی و داور رسمی فدراسیون  IWF     (علی هاردی)     ALI  NOJAVAN  .Jr 

کانال irxbody  پشتیبانی آنلاین  سروش   پیج irxbody دراینستاگرام

کپی رایت © 2018-2009. هر گونه کپی برداری و استفاده از مطالب  ممنوع است حتی با ذکر منبع  کلیه حقوق این وبگاه متعلق به کانال irxbody@ می باشد این وبلاگ یک وبلاگ ورزشی بوده و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد .


برچسب‌ها: ستابون, استانازول, وینسترول
 |+| نوشته شده در  شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ساعت 2:44  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
نقش پروتئین ها در رژیم غذایی ورزشكاران


پروتئین ها مواد مغذی اصلی هر سلول زنده هستند. در ساختمان آنها نه تنها كربن، هیدروژن و اكسیژن وجود دارد، بلكه ازت و گاهی گوگرد نیز موجود می باشد.

پروتئین ها مسئول انجام اعمال گوناگونی هستند. نقش آنها از تشكیل ماده انقباضی عضلات گرفته تا ساختن بعضی از هورمون ها، آنزیم ها و آنتی كورها، تبدیل انرژی شیمیایی به كار و انتقال اكسیژن و هیدروژن متنوع می باشد.

بهتر است ابتدا كمی در مورد پروتئین ها اطلاعات كسب كنید.

یادآوری ویژگیهای فیزیكو– شیمیایی پروتئین ها

الف) از هیدرولیز پروتئین ها اسیدهای آمینه بدست می آید.

تعداد اسیدهای آمینه بیست عدد می باشد كه بعضی از آنها «اساسی» هستند كه عبارتند از : لیزین، تریپتوفان فینل آلائین، متیونین، ترئونین، لوسین و والین و چون بدن انسان قادر نیست آنها را بسازد، حتماً باید توسط غذا تأمین گردند.

ب ) با تركیب اسیدهای آمینه با هم، پلی پپتیدها بوجود می آیند. از تركیب پلی پپتیدها با هم، تعداد قابل توجهی مولكول پروتئین حاصل شود.

متابولیسم اسیدهای آمینه

اسیدهای آمینه شكل نهایی متابولیسم پروتئین ها هستند، قابل انتشار بوده و شامل مواد ساده ای است كه مصارف مختلفی دارند:

الف) ذخیره موقتی در بافت ها

ب) سنتز پروتئین ها: با اسیدهای آمینه بافتهای مختلف، پروتئین ها سنتز می شوند.

ج) دز آمیناسیون – ترانس آمیناسیون: با سوختن اسید آمینه، بعد از آنكه اسید آمینه عامل آمینی (NH2) را از دست داد، یك اسید چرب باقی می ماند كه حدوداً 90 درصد انرژی موجود در اسید آمینه را در بر می گیرد و در زمان كمبود انرژی یا مصرف بیش از حد پروتئین، اسید آمینه پس از دست دادن ازت خود می سوزد.همچنین اسیدهای آمینه در بدن با جا به جا كردن ازت (ترانس آمیناسیون) به یكدیگر تبدیل می شوند.


مقدار مورد نیاز پروتئین برای یك ورزشكار

پس از اینكه فرد ورزشكار از میزان انرژی مورد نیازش اطلاع كافی به دست آورد، بایستی 15 تا 17 درصد میزان انرژی را به دست آورده ، تقسیم بر عدد 4 كند ، عدد به دست آمده گرم پروتئین مورد نیاز ورزشكار است كه باید از طریق غذا در طول روز تامین شود. برای ورزشكارانی كه نیاز به افزایش حجم عضلات دارند، از 17 درصد و برای دیگر ورزشكاران از 15درصد انرژی، برای محاسبه پروتئین مورد نیاز باید استفاده كرد.

17 – 15 درصد میزان انرژی مورد نیاز ورزشكار (تقسیم بر) 4 = گرم پروتئین مورد نیاز ورزشكار

منابع غذایی پروتئین ها

پروتئین ها بخشی از تركیبات مواد غذایی هستند كه با مقدارهای مختلف در آنها موجودند. پروتئین های دارای منشاء حیوانی كیفیت خوبی دارند. با وجود این بعضی از مواد غذایی گیاهی (حبوبات، غلات، نان...) دارای مقادیر كمی پروتئین هستند كه ارزش حیاتی آنها پایین تر از پروتئین های حیوانی است، اما به مقدار آنها جالب توجه هستند. در مورد منابع غنی از پروتئین بطور كامل توضیح می دهیم:


1-گوشت قرمز
گوشت های گاو، گوسفند، اسب، صرف نظر از آنكه چه قسمتی از بدن حیوان باشد، دارای ویژگیهای تغذیه ای شبیه به هم هستند. مزّیت تغذیه ای گوشت به غنای پروتئینی آن بستگی دارد (15 تا 20% گوشت، پروتئین است). گوشت غنی از فسفر، آهن و ویتامین های گروهB (مخصوصاًB1) است. میزان چربی های آن بر حسب نوع حیوان و قسمت بدن به طور قابل توجهی متغیراست. به طور متوسط 170 كیلوكالری برای هر 100 گرم، انرژی تولید می كند. ارزش غذایی « گوشت قرمز برابر گوشت سفید» است. گوشت كاملاً پخته شده همان ارزش گوشت خام یا گوشتی را دارد كه مختصراً پخته شده باشد. اما پختن كامل برای از بین بردن انگل ها (مخصوصاً تنیا ) لازم است.

ویژگیهای خاص بعضی از گوشت های قرمز

- گوشت گوسفند اغلب چرب است، حتی وقتی كم چربی ترین بخش های آنها مصرف گردد.

- گوشت گوساله غنی از نوكلئوپروتئین ها است و مصرف خیلی زیاد آن می تواند عمل عضلات را مختل كند.

- اسب دارای گوشت كم چربی است (2% چربی). برخلاف آنچه مدتهای مدید فكر می شد، نباید بصورت خام مصرف شود.

- گوشت ها ترجیحاً بهتر است بصورت كباب یا بریان شده مصرف گردند و از گوشتهای سرخ شده، روغن پرشده، آبگوشت و سس های چرب كه دارای هضم مشكل هستند، خودداری شود.

- گوشتهای چرخ شده نباید مصرف گردند، مگر با رعایت احتیاط كافی و بصورت گوشت چرخ شده و یخ زده . اگر گوشت را در منزل، خودتان چرخ كرده و تا دو ساعت بعد، آن را مصرف كنید خیلی بهتر است و یا اینكه چرخ كردن گوشت توسط فروشنده در مقابل خودتان انجام شود و تا دو ساعت بعد مصرف گردد یا در دمای 19 درجه فریز شود.

- گوشتها را نباید بصورت خام مصرف كرد.

برای خریداری گوشت حتماً به تازگی و زمان تولید آن دقت كنید و برای نگهداری طولانی در دمای 18 درجه نگهداری شود.

نگهداری طولانی مدت و كیفیت بهداشتی پایین، ارزش غذایی پروتئین موجود در گوشت را كاهش می دهد.



2-فرآورده های امعاء و احشاء، ماكیان و گوشت شكار
الف) امعاء و احشاء: زبان و دل دارای ارزش تغذیه ای نزدیك به گوشت هستند.

- جگر از جالب ترین احشاء است. به همین جهت است كه مصرف یك بار در هفته آن را برای ورزشكاران توصیه می كنیم (اما نباید بیش از یك بار در هفته مصرف گردد چون دارای نوكلئو پروتئین ها و كلسترول است). جگر یك منبع قابل توجه پروتئین( 20 تا 22 درصد)، آهن، عناصر كمیاب، فسفر، ویتامین های گروهB (B1, B2,B6,pp,B12) و ویتامینA است. جگر بره دارای ارزش تغذیه ای معادل جگر گاو(غنی ترین جگر) است.

- امعاء و احشاء دیگر: پاچه، كله، سیرابی، و مغز از نظر بافت عضلانی فقیر، اما غنی از نظر نوكلئو پروتئین ها هستند و قابل مقایسه با ارزش تغذیه ای جگرنمی باشند. پس آنها را باید خیلی كم مصرف كرد. چون دارای چربی زیاد هستند، خصوصا در زمان پیش از مسابقات نباید مصرف شوند.

ب) ژامبون ها و سوسیس های خشكی كه خیلی چرب نیستند، می توانند جایگاهی در تغذیه ورزشكاران داشته باشند، ولی سطح پروتئین آنها پایین است.

ج) ماكیان: گوشت ماكیان دارای ارزش تغذیه ای نزدیك به گوشت قرمز است، البته میزان چربی در گروهی از آنها مثل جوجه كبوتر و بوقلمون كم (6 تا 12 درصد) و در مرغ، غاز و اردك بالا (18 تا 32 درصد) می باشد. میزان اسیدهای چرب غیر اشباع آنها یكی از نكات مثبت است.

د) گوشت شكار كم چربی است: مانده آنها نباید مصرف گردد، به صورت بریان یك منبع عالی پروتئین است.


3- ماهی ها
ارزش تغذیه ای ماهی مشابه گوشت است. ماهی غنی از پروتئین (15 تا 20 درصد)، فسفر، گوگرد، آهن (آهن كمتری نسبت به گوشت دارد)، مس و ید است، همچنین غنی از ویتامین های گروهB می باشد. ماهی های چرب حاوی مقادیر قابل توجهی ویتامین هایA وD هستند.

ارزش انرژی زایی ماهیها برحسب میزان چربی آنها از 80 تا 200 كیلوكالری برای هر 100 گرم متغیر است، اما در هر حال این چربی ها با ارزش هستند، چون دارای اسیدهای چرب با یك پیوند دوگانه و یا چند پیوند دوگانه هستند و در بین اسیدهای چرب دارای چند پیوند دوگانه، اسیدهای چرب امگا– 3 وجود دارد. در پخت ماهی نیز باید همان نكات احتیاطی كه در مورد گوشت توصیه شده رعایت كنید: ماهی را كباب كنید یا در فر یا با بخار آب طبخ نمایید.

از كاربرد سس ها، سرخ كردن و در آب نمك خواباندن ماهی كه موجب مشكل شدن هضم آن می گردد خودداری كنید.


4-تخم مرغ
ارزش تغذیه ای آن خیلی نزدیك به مواد غذایی است كه قبلاً مورد مطالعه قرار دادیم. تخم مرغ حاوی 14 درصد پروتئین است، كه از نظر كیفیت بهترین بوده و بیشترین تعادل اسیدهای آمینه در بین تمام مواد غذایی را داراست. چربی های آن (12 درصد) در زرده تجمع یافته اند و سفیده عملاً فاقد چربی است. آنچه مربوط به املاح می گردد: سدیم عمدتاً در سفیده وجود دارد، آهن، پتاسیم و كلسیم به مقدار خیلی كم در سفیده وجود داشته و می توان گفت كه فقط در زرده وجود دارند. زرده همچنین از نظر ویتامین ها غنی تر است: دو سوم ویتامین هایB1 ،B2 و كل ویتامین هایA وD در زرده وجود دارد. تخم مرغ تازه یا «خیلی تازه» كه دارای تاریخ بسته بندی است دارای بیشترین ضمانت می باشد. به استثناء موارد عدم تحمل، تخم مرغ تازه و خوب تهیه شده، پخته شده بصورت نرم یا سفت، دارای هضم آسان است. و این مسأله تخم مرغ را غذای مناسبی برای زمان تمرین و پیش از مسابقات می كند. یادآوری می كنیم كه پروتئین های سفیده تخم مرغ اگر پخته نباشد، توسط بدن قابل استفاده نیست. تخم مرغ بكار رفته در مخلوط های غذایی مثل سوپ ها، دسرها، شیرینی های سبك (بدون خامه) همیشه خوب هضم می گردد.


5-فرآورده های لبنی
لبنیات منابع پروتئین، با ارزش حیاتی بالا هستند و بخصوص از نظر كلسیم تا حد قابل توجهی غنی می باشند. كلسیم موجود در لبنیات بهترین شرایط جذب را دارد و با فسفر متعادل بوده و با مقدار كمی ویتامینD همراه است.

اگر فرد ورزشكار تمایل بیشتری به مصرف لبنیات داشته باشد، می توان بخشی از سهم گوشت را با لبنیات جایگزین كرد، ولی نمی توانیم به جای لبنیات گوشت را توصیه كنیم، چون ورزشكار دچار كمبود كلسیم می شود.



الف - شیر
در ایران شیر گاو بیشتر مصرف می گردد. شیر یك ماده غذایی تقریباً كامل است كه تنها از نظر ویتامینC و آهن فقیر است. مقدار پروتئین های آن 5/3 درصد، كربوهیدارت 5 درصد و مقدار استاندارد چری 5/3 درصد در نظر گرفته شده است. شیر غنی از كلسیم و فسفر و حاوی پتاسیم، سدیم، كلر، ویتامین های گروهB، ویتامینA و در تابستان كمی ویتامینD است. دارای آب خیلی زیاد است و ارزش انرژی زایی متوسط می باشد: 70 كیلوكالری برای 100 گرم شیر. بزرگترین مسئله در مصرف شیر بهداشت آن است.

* شیرهای تغییر داده شده: شیرهای تغلیظ شده و شیر خشك

- شیر تغلیظ شده بدون شكر – طریقه مصرف: یك حجم شیر را با یك حجم آب مخلوط نمایید. شیر بدست آمده، ارزش شیر معمولی را داشته و همان كاربرد را دارد.

- شیر تغلیظ شده شیرین – یك ماده غذایی با انرژی زیاد است. طریقه مصرف: یك حجم شیر را با دو حجم آب مخلوط كنید. از آن می توان برای تهیه مواد غذایی شیرین نیز استفاده كرد.

- شیر خشك: كمتر از 6 درصد آب دارد. انواع مختلفی از شیرهای خشك وجود دارد كه عبارتند از: شیرخشك كامل، شیر خشك بدون چربی، شیر خشك دارای شكر یا بدون شكر. برای مصرف آنها100 گرم شیر خشك را در 9/0 لیتر آب حل می كنیم. شیری كه بدین ترتیب تهیه می گردد دارای ارزش تغذیه ای شیر اولیه است و مصرف كردن این نوع شیرها برای غنی كردن پروتئین مصرفی ورزشكار كارایی زیادی دارد.

برخلاف اعتقادی كه هنوز به طور گسترده وجود دارد، ماست بدون كلسیم نمی باشد، بلكه ماست یك منبع كلسیم است كه همان ارزش شیر را دارد و می توان گفت ماست نوعی شیر اختصاصی است.

* دسرهای دارای شیر و بستنی

این دسته شامل خامه، دسرها، شیرینی های تهیه شده با آرد، شیرینی خامه ای ، كافه گلاسه و همچنین بستنی ها، بستنی تخم مرغی و بستنی میوه ای می باشد.

دسرها بر حسب تركیباتشان، كم و بیش منبع پروتئین و كلسیم هستند، اما تمام آنها دارای مقدار مهمی قند ساده نیز می باشند.

قابلیت هضم بستنی ها، بستگی به تركیب و درجه حرارت آنها دارد. مقدار زیاد خامه اغلب دارای هضم مشكل است. در صورتی كه سرد مصرف شود، هضم مشكل تری دارد. از خوردن این مواد غذایی در دوران مسابقات و مخصوصاً روزهای مسابقات باید خودداری كرد.


ب‌- پنیرها
پنیرها عملاً فاقد كربوهیدرات هستند. قسمت اعظم ویتامینهای گروهB پنیر، به استثناء ویتامینهایB2 و B12 وارد لاكتوسرم شده، از بین می رود. میزان ویتامینAپنیر زیاد است (غیر از پنیرهایی كه از نظر چربی فقیر هستند).

ارزش انرژی زایی پنیرها (از 100 تا 400 كیلوكالری بر حسب آنكه پنیر تازه باشد یا دارای بافت سفت ) متغییر است.


جایگزینی مواد غذایی پروتئینی


مواد زیر دارای گرم پروتئین مساوی هستند:

- 100 گرم گوشت قرمز یا سفید یا امعاء و احشاء

- 100 گرم ماهی (وزن خالص)

- 2 عدد تخم مرغ

- نیم لیتر شیر یا معادل آن از لبنیات.

هیچ وقت نباید یك ماده غذایی لبنی را بدون جایگزین كردن با ماده لبنی دیگری كه بهتر قابل تحمل است، حذف كرد.



جایگزین های مواد غذایی لبنی:
یك چهارم لیتر شیر معمولی را می توان با مواد زیر جایگزینی كرد:

- 120 گرم شیر تغلیظ شده بدون شكر؛

- 80 گرم شیر تغلیظ شده دارای شكر؛

- 30 گرم شیر خشك؛

- دو فنجان كوچك ماست؛

- 4 بسته كوچك پنیر تازه؛

- 50 گرم پنیر با بافت سفت یا نیمه سفت؛

- دو سهم كوچك خامه


ارزش مقایسه ای پروتئین های حیوانی و گیاهی:

با استفاده از مطالعات میشل می توان ارزش تغذیه ای پروتئین های مختلف را با هم مقایسه كرد. ارزش 100 به تمام پروتئین هایی داده می شود كه قادر باشند بدون افزایش ازت ادارای، تعادل ازت را در یك دوره كوتاه بدون دریافت پروتئین برقرار كنند.

نسبت پروتئین های حیوانی به گیاهی:

از این چند عدد می توان استنباط كرد كه ارزش بیولوژیكی پروتئین ها یی كه دارای تركیبی از اسیدهای آمینه ای هستند كه خیلی به پروتئین های ساختمانی بدن انسان نزدیك است، بالاتر از پروتئین های گیاهی می باشد. همچنین نتیجه گرفته می شود كه این پروتئین ها دارای ضریب هضمی بیشتری هستند. به این پروتئین های حیوانی «پروتئین های با ارزش بیولوژیكی بالا» گفته می شود.

از مجموع این اطلاعات مشخص می شود كه بایدروی مصرف مخلوط پروتئین های حیوانی و گیاهی تأكید كرد. همچنین پذیرفته شده كه در رژیم غذایی ورزشكاران لازم است نسبت زیر رعایت گردد:

پروتئین های حیوانی

1≤ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ

پروتئین های گیاهی


با وجود این باید توجه شود مواد غذایی حیوانی مقدار زیادی چربی نداشته باشند.

نقش پروتئین ها در كار عضلانی


تجارب متعددی كه درمورد فیزیولوژی كار انجام گرفته، این نقش پروتئین ها را اثبات نموده است.

بررسی روی كارگران معدن مشاهده نمودند زمانی كه پروتئین مورد نیاز تأمین گرد، با نبض و فشار خون مشخص، میزان كار اندازه گیری شده با نیروسنج افزایش نشان می دهد.

یك محقق روی یك دوچرخه سوار، چهار نوع رژیم غذایی متفاوت از نظر مقادیر پروتئین ها را برای مدت چهار هفته آزمایش كرد. برای مدت یك مسابقه هشت ساعته، بازده مطلوب با بالاترین دریافت پروتئین ها (228 گرم در روز) دو برابر شد.

این تجارب نشان می دهند كه دریافت مقدار پروتئین ها باید خیلی بیشتر از حداقل نیاز كه در بررسی ها مشخص شده است، باشد.

دست نوشته یک از اعضای انجمن علی هاردی


برچسب‌ها: نقش پروتئین ها
 |+| نوشته شده در  یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ساعت 3:55  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
سلام من وقتی در قسمت نظرات دوستان بعضی از سوالات رو  میبینم  که بسیار ناراحت میشم از سطح علم بدنسازی در ایران مثلا یکی از دوستان پرسیدن گلیکوژن در چه موادی وجود دارد دوست عزیز این وب حداقل بازم یه ۱۰۰۰ صفحه شایدم ۲۰۰۰ تا بشه من کلا تو وب توضیح دادم اینارو برای شما دوستان تو آرشیو است برید و بخونید یکم زحمت داره ولی ارزش داره و حلا پاسخ دوست عزیز : گلیکوژن نوعی قند است که بدن قند (گلوکز) اضافی را برای مواقع ضروری و انقباض عضلات در کبد و عضلات ذخیره می کند و می تواند گفت سوخت عضلات است کربوهیدات ها در کبد به گلیکوژن نیز تبدیل میشوند هر ماده کربوهیدارات و قندها در بدن میتوانند به گلیکوژن تبدیل شوند. تو ضیحات بیشتر در آرشیو


برچسب‌ها: گلیکوژن
 |+| نوشته شده در  جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ساعت 1:42  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
چکیده :

مطالعات اخیر نشان می‌دهد که علاوه بر گنادوتروپینها، فاکتورهای ایمونولوژیک مانند سیتوکاینها، نقش مهمی در تنظیم ترشح هورمون‌های استروئیدی بر عهده دارند. هدف از مطالعه اخیر بررسی اثر اینترلوکین -6 (IL-6) بر ترشح پایه و تحریکی استرادیول و پروژسترون توسط سلول‌های گرانولوزای (GC) انسان در حضور آندرستندیون می‌باشد. سلول‌های GC مورد مطالعه به دنبال تحریک تخمک‌گذاری با پروتکل استاندارد hMG در زمان آسپیراسیون فولیکولی از بیماران تحت درمان IVF-ET بدست آمد. سلولها (1042 سلول زنده در هر چاهک پلیت کشت 24 حفره‌ای) در میحط کشت HAM s F10 فاقد هر گرنه ماده افزودنی (کنترل) و یا محیط حاوی غلظت‌های فزاینده (pg/ml ،16،32،64،128، 8) recombinant human (rh) IL-6 (در حضور یا عدم حضور FSH (IU/ml96) کشت داده شدند. محیط کشت با فواصل 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از کشت جمع‌آوری شده و سطح استرادیول و پروژسترون بوسیله روش ایمنواسی آنزیمی (EIA) به صورت اتوماتیک اندازه‌گیری شد. نتایج این مطالعه نشان داد که GC لوتئینیزه شده در حضور آندروستندیون و بدون حضور FSH در محیط کشت قادر به تولید هر دو هورمون استرادیول و پروژسترون می‌باشد. این تولید بطور معنی‌داری در حظور FSH افزایش می‌باید. ترشح پایه و تحریکی استرادیول در حضور FSH با افزایش مقدار IL-6 (وابسته به دوز) بطور معنی‌داری (05/0p<) مهار شد. اگرچه این اثرات مهاری بر روی ترشح پایه‌ای پروژسترون تأثیر معنی‌داری نداشت، ولی با مکانیسم وابسته به دوز، بطور معنی‌داری (05/0p<) سبب مهار ترشح تحریکی پروژسترون توسط FSH در GC گردید. نتایج این مطالعه اشاره بر آن دارد که IL-6 می‌تواند نقش مهمی در استروئیدوژنز بازی نموده و هر گونه اختلال غلظتی IL-6 در تخمدان ممکن است سبب اختلال در ترشح استرادیول و پروژسترون گردد.

 

مقدمه
تولید هورمون‌های استروئیدی در تخمدان بوسیله تئوری دو سلولی یا دو جایگاهی (Two Compartment) بطور صحیحی واکنش بین سلول‌های بینابینی، تکا و سلول‌های گرانولوزا (GC) از یک طرف و گنادوتروپینها و استروئیدها را توضیح داده است (1). سلول‌های تکا داخلی توسط LH تحریک و آندروژن‌های مورد اثر آنزیم آروماتاز را تولید نموده که سپس این آندروژنها به سلول‌های گرانولوزا منتقل می‌شود (4-2) در GC آنزیم آروماتاز آنها را تبدیل به استروژن می‌کند. این آنزیم بوسیله FSH تحریک می‌شود (5-4).
تئوری دو سلولی یا دو جایگاهی ناکامل بوده زیرا فاکتورهای اتوکراین و پاراکراین متعددی را که اخیراً کشف شده نادیده گرفته است. این تئوری بوسیله افزودن تنظیم کننده‌های متعدد جدید کامل می‌شود. بخش سوم که هنوز در حال بررسی است شامل فاکتورهای ایمونولوژیک می‌باشد که رابطه عملکردی بین فرایندهای اندوکرینی و سیستم ایمنی را بیان می‌کند. مطالعات متعددی نشان داده است که سیتوکین‌های متعددی تنظیم ترشح استروئیدها توسط گنادها را کنترل می‌کنند. IL-6 (یک کلیگوپروتئین KDa 30-23) یکی از این مواد می‌باشد که در وحله اول بعنوان سیتوکاین مترشحه از لنفوسیت‌های T، شناخته شده است. این سیتوکاین بطور اختصاصی موجب فعالیت لنفوسیت‌های T، تمایز سلول‌های B و تولید آنتی‌بادی می‌شود. IL-6 توسط انواع مختلف سلولها از جمله فیروبلاستها، ماست سلها، سلول‌های آندوتلیال، منوسیتها، ماکروفاژها، سلول‌های هیپوفیز قدامی و کراتینوسیتها تولید می‌شود (7-6). تولید IL-6 در محیط آزمایشگاه توسط IL-1 ، TNF- ، دی اسیل گلیسرول و یونوفور کلسیم تحریک می‌شود (8،9). Watson در سال 1990 (10) شواهد ترشح IL-6 بوسیله تخمدان را نشان داد که تولید پایه‌ای IL-6 در کشت تومورهای اولیه تخمدانی و رده سلولی سرطان تخمدان رخ می‌دهد. علاوه بر این سلول‌های گرانولوزای بسیاری از گونه‌ها محل فعال تولید IL-6 می‌باشد. تولید IL-6 در سلول‌های گرانولوزای موش صحرائی، گاو، خرگوش و انسان طی مطالعات مختلف نشان داده شده است (14-11). تولید IL-6 در سلول‌های گرانولوزا بوسیله FSH و IL-1 و لیپوپلی ساکارید (LPS) تحریک می‌شود (11). Keck و همکاران در سال 1998 نشان دادند که سلول‌های گرانولوزای انسان علاو بر تولید IL-6، دارای گیرنده IL-6 نیز می‌باشند (14). بنابراین IL-6 می‌تواند از طریق مکانیسم اتوکراین بر فعالیت سلول‌های گرانولوزا و بطور اختصاصی استروتیدوژنز این سلولها تأثیر گذارد. هر چند دخالت IL-6 در تنظیم تولید استروئیدهای گرانولوزا در حیوانات اثبات شده است، ولی اطلاعات محدودی در رابطه با اثرات IL-6 بر روی سلول‌های گرانولوزای انسان در دسترس می‌باشد. بنابراین هدف از این مطالعه در ابتدا بررسی استروئیدوژنز توسط سلول‌های گرانولوزای انسان قبل و بعد از تحریک توسط FSH در محیط کشت بوده و سپس نقش بالقوه IL-6 بر استروئیدژونز پایه و تحریکی توسط FSH در سلول‌های گرانولوزای انسان در محیط کشت مورد بررسی قرار گرفت.

مواد و روشها
جمع‌آوری سلول: GC از بیماران نابارور تحت درمان با IVF-ET بدست آمد. آزمایشات حداقل چهار نوبت با استفاده از سلول‌های جمع‌آوری شده از بیماران مختلف تکرار شد. تحریک تخمک‌گذاری در بیماران تحت درمان با IVF-ET توسط تجویز hMG (Menogon, Ferring, Germany) از روز 3،4 یا 5 سیکل قاعدگی انجام شد. کنترل روزانه بیمار از روز ششم به بعد بوسیله سونوگرافی و اندازه‌گیری سطح استرادیول سرم تا روز 16-14 سیکل انجام شد. در صورت رسیدن قطر فولیکول غالب به بیش از 18 میلی‌متر و افزایش کافی سطح 17 بتا استرادیول (ولی کمتر از pg/ml3000)، مقدار IU10000 hCG (Choragon, Ferring, Germany) بصورت داخل عضلانی تزریق شد. فولیکولها 36 ساعت پس از تجویز hCG آسپیره شده و پس از برداشت اووسیت برای انجام IVF، GC از مایع فولیکولی جدا و جمع‌آوری شد. مایع فولیکولی در g350 به مدت 5 دقیقه سانتریفوژ شده و مایع رویی برداشته شد. سلول‌های حاصل از فولیکولهای آسپیره شده از بیمار (3 تا 18 اووسیت) جمع‌آوری و مجدداً در 10-5 میلی‌لیتر محیط Ham s F-10 (sigma, USA) معلق شدند. به محیط کشت گلوتامین به میزان mM2 (Sigma, USA)، آندرستنویون به میزان ng/ml40، پنی‌سیلین به میزان IU/ml100 (Sigma, USA) و استرپتومایسین به میزان mg/ml100 (Sigma, USA) افزوده شد. سپس سلولها بر روی 5 میلی‌لیتر از هر یک از گرادیان‌های پرکول (Sigma, USA) 64% و 36% تهیه شده بوسیله محلول (D-HBSS)D-Hank s Balanced Salt افزوده شد و با دور g450 بمدت 15 دقیقه در درجه حرارت اطاق سانتریفوژ شد. سلولها از سطح بین دو گرادیان پرکول آسپیره شده و بعد از جمع‌آوری، دوبار با D-HBSS شستشو شدند. سپس با قراردادن سلولها در کلاژناز 1/0% (Sigma, USa) بمدت 30 دقیقه جدا شده و دوباره با D-HBSS شستشو داده شدند.
سلولها در 3 میلی‌لیتر D-HBSS معلق و 50 میکرولیتر دانه‌های مغناطیسی که با آنتی‌بادی اختصاصی علیه مولکول CD45 کنژوگه شده بودند (Dynabeads M450; DYNAL ING, Sigma) به آنها افزوده تا سلول‌های حاوی CD45 (مانند لنفوسیتها) از سلول‌های معلق GC جدا شوند. سپس سلولهای معلق (GC) جمع‌آوری شده، سه مرتبه با محیط HAM s-F10 بدون سرم شستشو داده شد. ارزیابی حیات و شمارش سلولی بوسیله رنگ حیاتی تریپان بلو انجام شد. در کشت سلولی 60 تا 70% سلول‌های گرانولوزا زنده بوده و غلظت سلولی در حد 1044 سلول در هر میلی‌لیتر محیط تنظیم شد.
کشت GC: سوسپانسیون GC 1042 سلول زنده) در محیط کشت HAM s-F10 عاری از سرم در ظروف کشت 24 حفره‌ای ریخته شد. در یک سری آزمایشات، سلولها با محیط HAM s-F10 عاری از سرم (کنترل) یا محیط حاوی غلظت‌های فزاینده IL-6 (hr) (Sigma, USA) در حضور یا عدم حضور FSH (Serono, Germany 96IU/ml) مجاور شد. غلظت نهایی pg/ml rhIL-68،16،32،64،128 در محیط بود. سلولها در درجه حرارت 37 درجه سانتی‌گراد در انکوباتور مرطوب حاوی 95% هوا و 5% CO2 قرار داده شد. محلول رویی کشت سلولی در فواصل 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از کشت برای اندازه‌گیری پروژسترون و استرادیول جمع‌آوری شد.
سنجش استرادیول و پروژسترون: سطوح استرادیول و پروژسترون بوسیله ایمنواسی آنزیمی (EIA) با SR1 Autosystem (Serono) اندازه‌گیری شد.

نتایج
بررسی استروئیدوژنز پایه و تحریکی در GC: به منظور بررسی استروئیدوژنز پایه و تحریک شده در GC در حضور FSH (IU/ml96) و یا عدم حضور FSH در شش نمونه مختلف کشت داده شد. نتایج نشان داد که GC لوتئینیزه شده در عدم حضور FSH قادر به تولید هر دو هورمون استرادیول و پروژسترون می‌باشد ولی تولید پروژسترون نسبت به استروژن به مراتب بیشتر می‌باشد. برای مثال بعد از 72 ساعت کشت، میزان تولید پروژسترون nmol/l310 (MeanSD) و استرادیول pmol/l4001400 (MeanSD) بود. تولید استرادیول و پروژسترون توسط GC با حضور FSH افزایش یافته، بطوریکه بعد از 72 ساعت کشت میزان تولید پروژسترون به nmol/L2080 و استرادیول به pmol/L11002300 رسید. همچنین افزایش تولید استرادیول و پروژسترون با افزایش زمان کشت نسبت مستقیم دارد. بطوریکه میزان تولید پروژسترون توسط GC پس از 24 ساعت کشت در حضور FSH از nmol/L1430 به nmol/L 2/498 بعد از 96 ساعت کشت رسید. همچنین میزان تولید استرادیول مترشحه از GC در حضور FSH از pmol/L 100850 پس از 24 ساعت کشت به nmol/L1002800 پس از 96 ساعت کشت افزایش یافت.
اثرات IL-6 بر استروئیدوژنز پایه و تحریکی در GC
به منظور بررسی اثرات مستقیم IL-6 بر استروئیدوژنز در GC، این سلولها با غلظت‌های افزاینده rh IL-6 (pg/ml128-8) در حضور یا عدم حضور FSH (IU/ml96) در شش نمونه مختلف کشت داده شد.
همانطور که در نمودار شماره 1 مشاهده می‌شود ترشح پایه و تحریکی استرادیول توسط GC بطور معنی‌داری (05/0p<) با افزایش مقدار IL-6 (وابسته به دوز) مهار می‌شود. اگرچه این اثرات مهاری بر روی ترشح پایه پروژسترون توسط GC تأثیر معنی‌داری ندارد ولی با مکانیسم وابسته به دوز به طور معنی‌داری (05/0p<) سبب مهار ترشح تحریکی پروژسترون توسط GC می‌شود (نمودار 2). اثرات مهاری غلظت‌های مختلف IL-6 بر ترشح پروژسترون و استرادیول در حضور یا عدم حضور FSH در جدول 1 نشان داده شده است افزایش غلظت IL-6 بیش از pg/ml128 اثر ناچیز یا هیچگونه اثری بر کاهش ترشح استرادیول و پروژسترون ندارد که بیان کننده اشباع گیرنده IL-6 در سلول‌های گرانولوزا در این غلظت می‌باشد.
مطالعات سینتیک اثر IL-6 بر ترشح هورمون‌های تحریکی FSH، کاهش معنی‌دار (05/0p<) فعالیت IL-6 بر ترشح پروژسترون و استرادیول بعد از 24 ساعت کشت را نشان داد. مطالعات نقطه‌ای زمانی 30%، 65%، 66% و 73% مهار ترشح استرادیول و 40%، 68%، 73%، 76% مهار ترشح پروژسترون را بترتیب در 24، 48، 72 و 96 ساعت بعد از افزودن IL-6 را نشان داد (نمودارهای 3 و 4).

بحث
در این مطالعه قدرت بیولوژیکی FSH در محیط کشت براساس توانایی آن در تحریک ترشح استرادیول و پروژسترون توسط سلول‌های گرانوزای لوتئینیزه انسانی ارزیابی شد. سلول‌های فوق از مایع فولیکولی افراد کاندید درمان IVF بدست آمده بود. پس از سانتریفوژ با پرکول و هضم ماتریس خارج سلولی توسط آنزیم کلاژناز، سلول‌های لوتئینیزه گرانولوزا از سلول‌های خونی جدا گردید. برای جداسازی و جلوگیری از آلودگی سلول‌های گرانولوزا با لکوسیتها در طول کشت سلولی از ذرات مغناطیسی حاوی آنتی‌بادی اختصاصی برای این سلولها استفاده شد هیچ اثر تخریبی توسط پرکول بر روی فعالیت GC دیده نشد. روش‌های مشابه‌ای مانند، استفاده از سانتریفوژ و آنزیم تریپسن (15) و یا سانتریفوژ و آنزیم هیالورونیداز (16) نیز بکار برده می‌شود.
در این مطالعه طی اولین روز کشت، GC غلظت‌های پایه استرادیول را با انحراف وسیع ترشح نمودند که با یافته‌های Wood و همکاران (17) و Foldesi و همکاران (16) مطابقت داشت. Foldesi و همکاران (16) GC انسان را بدون حضور گنادوتروپینها و آندروژنها کشت داده و نشان دادند که ترشح غلظت پایه استرادیول پس از 3 روز در محیط کشت به کمتر از 50% میزان اولیه و پس از 6 روز در کشت به 5% میزان اولیه کاهش می‌یابد. آنها نتیجه گرفتند که GC به خودی خود بدون حضور آندروژنها و گنادوتروپینها در تمام طول کشت توانایی ترشح استرادیول را دارند. به منظور جلوگیری از کاهش ترشح پایه استرادیول توسط GC، به محیط کشت آندروژنهای پیش ساز هورمون استرادیول افزوده شد. علاوه بر این ترشح استرادیول پایه توسط GC انسان تا 96 ساعت بعد از کشت کاهش معنی‌داری نداشت که بیان کننده فعالیت بالای آنزیم آروماتاز در تبدیل آندروژنها به استرادیول می‌باشد.این یافته تأیید کننده نتایج Foldesi و همکاران (16) و Bernhisel و همکاران (18) می‌باشد. آنها گزارش نمودند که GC در عدم حضور گنادوتروپینها و حضور آندروژنها تا 9 روز در میحط کشت توانایی تولید استرادیول را دارند. البته این یافته‌ها با نتایج Wood و همکاران (17) که گزارش نمودند کاهش محسوس تولید استرادیول پایه در محیط کشت حتی در حضور آندرستندیون مطابقت نمی‌کند. یافته ما درباره تولید پروژسترون توسط GC انسان بدون حضور FSH با گزارش Schipper و همکاران (19) مطابقت دارد. در این مطالعه FSH در حضور آندروژنها سبب افزایش ترشح استرادیول و پروژسترون توسط GC انسان می‌شود که با یافته‌های Mason و همکاران (20) و Bergh و همکاران (21) مطابقت می‌کند. در این مطالعه و دیگر مطالعات (16 و 20، 21) میزان ترشح استرادیول و پروژسترون توسط GC از بیماری به بیمار دیگر متفاوت می‌باشد که علت این اختلاف احتمالاً مربوط به تفاوت‌های موجود در تکامل GC در پاسخ به FSH می‌باشد. آندروژنها بطور مسقتیم سبب تشدید استروئیدوژنز وابسته به FSH در فولیکول‌های در حال رشد می‌شوند، که این توانایی در پریماتها قبل از تخمک گذاری از بین می‌رود (22). اخیراً در پریماتها گیرنده آندروژنها را در GC فولیکول آنترال اولیه و قبل آنترال یافته‌اند که میزان آن قبل از تخمک‌گذاری کاهش می‌یابد (23). از آنجا که در سیکل‌های تحریک تخمک‌گذاری، فولیکها در مراحل مختلف تکاملی قرار دارند. بنابراین GC بدست آمده نیز در مراحل مختلف تکاملی می‌باشند نسبت این تیپهای سلولی با مراحل تکاملی مختلف در کشت سلولی گرانولوزا، بیان کننده پاسخ آنها به FSH می‌باشد (24).
اثرات IL-6 بر روی ترشح استروئیدها به دنبال تحریک با FSH بیان کننده این موضوع می‌باشد که IL-6 می‌تواند بعنوان یک تنظیم کننده اتوکراین و پاراکراین، استروئیدوژنز تخمدان عمل نماید. در حقیقت GC به میزان محسوسی تولید IL-6 می‌کند (13). این سیتوکاین در محیط In vitro توانایی مهار فرآیندهای تکاملی ناشی از گنادوتروپینها را دارد. با توجه به توانایی تولید IL-6 توسط لنفوسیتها و ماکروفاژها، سعی گردید تا حدامکان سلول‌های GC کاملاً عاری از لنفوسیت و ماکروفاژ شوند تا نتایج حاصل معتبر و قابل اعتماد باشد البته در صورت وجود لنفوسیتها، این سلولها به ظرف کشت نچسبیده و احتمالاً 24 ساعت پس از انکوباسیون از محیط کشت خارج می‌شوند. ماکروفاژها نیز پس از 24 ساعت در عدم حضور سیتوکاین‌هایی مانند IL-1 ، INF، GM-CSF و INF دچار آپوپتوزیس می‌شوند (25). بعلاوه Machelon و همکاران (26) در مطالعات خود بر روی GC انسان نشان دادند که سطح نسخه برداری IL-6 در کشت GC در حضور و عدم حضور سلول‌های ایمنی مشابه یکدیگر بوده و نتیجه گرفتند که بیوسنتز IL-6 بوسیله ماکروفاژها ناچیز می‌باشد. در نتیجه در مطالعه ما بیواکتیویته IL-6 در ترشحات کشت سلولی با منشاء WBC منتفی یا بسیار ناچیز می‌باشد (13).
براساس یافته‌های ما IL-6 تأثیر معنی‌داری بر روی ترشح پایه پروژسترون توسط GC انسان نداشته ولی سبب مهار معنی‌دار ترشح تحریکی (با حضور FSH) پروژسترون توسط GC انسان می‌شود. این یافته با گزارشات Pitzel (27) و Gorospe (11،28) مطابقت دارد. Pitzel و همکاران (27) با بررسی اثرات IL-6 بر روی GC خوک نشان دادند که IL-6 هیچ اثری بر روی ترشح پایه پروژسترون ندارد همچنین Gorospe وهمکاران (11،28) گزارش نمودند که IL-6 سبب مهار ترشح پروژسترون تحریک شده توسط FSH می‌گردد. در صورتیکه بر ترشح پایه پروژسترون اثری ندارد. با استفاده از سیستم پرفوزیون تخمدانی در محیط In vitro، Mikuni (29) نشان داد IL-6 با غلظت ng/ml100 بر روی ترشح پروژسترون اثری ندارد که بسیار بالاتر از غلظت استفاده شده در مطالعه ما می‌باشد و در این غلظت بالا تخمک گذاری مهار می‌شود. همچنین Keck و همکاران (14) نشان دادند که IL-6 ترشح پروژسترون تحریک شده توسط HCG را در GC انسان مهار می‌کند. آنها پس از کشت با مقایسه شمارش سلولی بین گروه کنترل (GC کشت داده شده بدون IL-6) و مطالعه (GC کشت داده شده در حضور IL-6) پس از رنگ‌آمیزی با تریپان بلو نتیجه گرفتند که اثر مهاری ترشح پروژسترون اختصاصاً به IL-6 مربوط بوده و با خاصیت سیتوتوکسیتی IL-6 ارتباطی ندارد.
بررسی اثرات IL-6 بر روی ترشح پایه و تحریکی استرادیول در حضور FSH توسط GC انسان نشان داد که IL-6 دارای اثرات مهاری معنی‌داری بر ترشح پایه و تحریکی استرادیول بصورت وابسته به غلظت می‌باشد که با نتایج Alpizar و همکاران (12) مطابقت دارد. این پژوهشگران نشان دادند، ترشح استرادیول تحریک شده توسط FSH بوسیله GC گاو بصورت وابسته به دوز مهار می‌شود. همچنین این نتایج با مطالعات انجام شده توسط Gorospe و همکاران (11،28) و Hughes (30) بر روی GC موش صحرایی و نیز مطالعه Breard و همکاران (13) بر روی GC خرگوش مطابقت می‌کند. اگر چه یافته‌های ما در تأیید گزارش Machelon و همکاران (26) نمی‌باشد، زیرا در مطالعه فوق افزودن IU/ml200-10 IL-6 rh به GC انسان، در شرایطی که تولید IL-6 آندروژن بسیار کم می‌باشد هیچ اثری بر روی ترشح پروژسترون توسط GC و یا روی فعالیت سیستم آروماتاز تحریک شده توسط FSH نمی‌گذارد در نتیجه تفسیر تفاوت بین یافته‌های ما و Machelon (26) مشکل می‌باشد. زیرا مدل تجربی ما تقریباً مشابه آنها بود. Machelon (26) و همکاران اشاره نمودند که عدم اثر IL-6 بر روی GC می‌تواند به دلیل عدم وجود گیرنده IL-6 را روی GC باشد اگر چه Keck (14) و همکاران گیرنده IL-6 بر روی GC تا 13 روز بعد از کشت را بوسیله RT-PCR نشان دادند. احتمال دیگر تفاوت بین یافته‌های ما بدلیل تفاوت در روش بررسی و یا تفاوت در فعالیت اختصاصی IL-6 مورد استفاده و یا تفاوت در پاسخ سلولی به سیتوکاینها در سلول‌های بیماران مورد مطالعه باشد. بطور کلی نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که IL-6 با منشاء موضعی از ماکروفاژهای تخمدان، سلول‌های سوماتیک و گرانولوزای تخمدان ممکن است تنظیم کننده داخلی تمایز سلول‌های گرانولوزای لوتئینزه شده و ترشح هورمونها توسط این سلولها باشد. مطالعات سینتیک نشان داد که اثر مهاری IL-6 بر روی استروئیدوژنز GC تحریک شده با FSH وابسته به زمان می‌باشد. اختلالات غلظتی IL-6 در تخمدان ممکن است سبب اختلال در ترشح پروژسترون و استرادیول شده و نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی بیماری‌های تخمدانی و ناباروری زنان بازی نماید. بطور طبیعی مقدار IL-6 در مایع فولیکولی کمتر از IU/ml50 بوده که این مقدار ناشی از سلول‌های فولیکولی مقیم شامل ماکروفاژها و GC می‌باشند. هر چند تولید IL-6 ممکن است بدلیل فاکتورهای متفاوتی از جمله عفونت، صدمه، تومورهای بدخیم و اختلالات عملکردی تخمدان افزایش یابد معمولاً افزایش زیاد IL-6 سرم با تخریب بافتی همراه می‌باشد (8). افزایش IL-6 در زنان با تحریک بیش از حد تخمک گذاری (31،32)، اندومتریوز و سرطان اپی‌تلیال تخمدان دیده می‌شود (33،34). براساس نتایج موجود IL-6 سبب مهار ترشح استرادیول و پروژسترون تحریکی توسط FSH در دستگاه تناسلی زنان شده و ممکن است سبب اختلالات هورمون‌های مؤثر در فرایند تولید مثل شود.
بطور کلی سلولهای گرانولوزا در محیط کشت قادر به ترشح پایه پروژسترون و استرادیول بوده و میزان ترشح این هورمونها توسط FSH افزایش می‌یابد. این افزایش توسط IL-6 بصورت وابسته به دوز مهار می‌شود.

تشکر و قدردانی:
نویسندگان مقاله از همکاری پرسنل درمانی، پرستاری و آزمایشگاهی مرکز درمان ناباروری دانشگاه علوم پزشکی تبریز و مرکز درمان ناباروری دانشگاه کیل آلمان تشکر و قدردانی می‌نماید.


برچسب‌ها: تنظیم ترشح هورمون‌های استروئیدی
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ساعت 1:27  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 

References
1. Human Anatomyand Physiology, 6th ed. John W. Hole jr
2.Mol CellEndocrinol. 2004 Sep 30;224(1-2):73-82.
3.Endocrinology. 1995 Feb;136(2):536-42
4.Breast CancerRes Treat. 2005 Oct;93(3):277-87.
5.TreatEndocrinol. 2004;3(2):105-15. Review.
6.Fertil Steril. 1978 Mar;29(3):320-7

 
من به کسانی که دوره استروئید میرن یا قصد دوره رفتن رو دارند، مصرانه پیشنهاد میکنم که حتما این مقاله رابرتز رو بخونن.

باور کنید من خیلی سرچ کردم، الان ۳-۴ ماهه (قبل از اینکه دوره برم). مقاله ایی به این کاملی و ریکاوری به این خوبی ندیدم. به امتحانش میارزه.

این مطلب رو که در اینجا واسه استفاده از دوستان ( و به اصرار چند تا از اونها) گذاشتم یک مقاله جالب از آنتونی رابرتز در مورد ریکاوری پس از دوره استروئیدی است.
آنتونی رابرتز ۱۷ ساله!!! که در زمینه استروئیدها داره تحقیق میکنه. ۳تا کتاب نوشته که آخرینش
Generation S هستش. من هرچی توی نت سرچ کردم پیداش نکردم. فقط یکی از بچه های فروم خارجی که خریده بود ازش خواهش کردم و چندتا چپترش رو واسم میل کرد. دروه سوما، انسولین و IGF اش هم دارم. بعدا پست میذارو واسه استفاده سوما بازها.

بحث درمورد عاملهای داروئی زیر صرفا جهت اطلاع ارائه می شود. قبل از استفاده از هر دارویی با پزشک مشورت کنید.

بعد از هر دوره، ما یک هدف داریم: نگهداری انچه (حجم یا وزن) که در طول دوره بدست اورده ایم. متاسفانه گفتن آسان تر از عمل است چون سطوح هورمونهای مختلف و موادی که در طول سیکل در بدن منتشر می شود (مقادیر زیادی تستوسترون، IGF ، هورمون رشد GH و مقدار کمی از گلوکوکورتیکوئیدهای مخرب عضله) اکنون تغییر یافته اند.
بدتراز این، ما روشی را برای کاهش مقادیر هورمونهایی که برای ساختن عضلات نیاز است و همچمین افزایش مقادیر هورمونهای کاتابولیک می سازیم. آنچه که در صورت امکان و سریعا نیاز است که انجام شود، این است که بدن را وادار به تولید (ترشح) هورمونهای آنابولیک طبیعی اش نمود و مقادیر هورمونهای کاتابولیک را کاهش داد. اما متاسفانه بدن شما برنامه های دیگری دارد…
اما من بسیار دلگرمم (مطمئنم) که این پروتوکل به شما اجازه خواهد داد تا سطوح هورمونهای طبیعی بدن را سریعا بازیابی کنید و کمتر نتیجه ایی را که به سختی و در طول سیکل بدست آورده اید از دست بدهید. این پروتوکل که بعد از دوره اجرا می شود، “درمان (ریکاوری) پس از دوره” (Post Cycle Therapy) یا به اختصار PCT نامیده می شود.

در ابتدا باید ببینیم که کدام هورمون آنابولیک در انتهای دوره کاهش می یابد و کدام هورمون کاتوبولیک افزایش. بعد از آن به شما گفته خواهد شد که کدام دارو در صورت امکان این شرایط را سریعا تغییر خواهد داد.

پیشنهادهای قدیمی بسیاری جود دارد اما مطمئن باشید که ذره ایی از این اطلاعات را در هیچ کجا نخواهید یافت. من به دو چیز مطمئنم:

۱) شما این PCT را در در هیچ جا ندیده اید.
۲) این موثرترین PCT است که من تاکنون دیده ام.

در ابتدا یک توضیح مختصر در مورد بدن، عملکرد آن و چرا یک تاخیر زمانی (lag-time ) بعد از انقطاع مصرف یک استروئید آنابولیک (بعد از اتمام دوره و قطع مصرف استروئید) و قبل از بازگشت بدن به حالت نرمال وجود دارد، داده می شود. بخاطر داشته باشید که در این تاخیر زمانی شما سود و منفعت بدست آمده را از دست خواهید داد. بنابراین نیاز است که در صورت امکان این زمان را کاهش دهید.
ابتدا نیاز است که شما اندکی در مورد آنچه در بدن اتفاق می افتد بدانید، چه چیزهایی باعث می شود تا بدن به حالت نرمال برگردد و کدام هورمون کدام وظیفه را انجام می دهد.
در سن بلوغ، هورمون رهاسازی گنادوتروپین (GnRH) بطور فزاینده ایی از هیپوتالاموس ترشح می شود که باعث ترشح هورمون تحریک فولیکول FSH و LH از هیپوفیز شده و در نهایت بیضه ها توسط هورمونهای هیپوفیز (LH, FSH ) تحریک می شود. گمان می شود که FSH فقط در تولید —– نقش دارد اما واقعا به تنظیم وظایف سلولهایLeydig کمک می کند در حالیکه LH مستقیما باعث ترشح هورمونهای آندروژن مانند تستوسترون از سلولهای Leydig بیضه می شود که باعث افزایش ناگهانی در سایر هورمونهای آنابولیک دیگر مانند IGF، هورمون رشد (GH) و … می شود.
آندروژنها این کار را با هدف گذاری بافتهای دیگر در بدن و با اتصال به گیرنده های آندروژنی (AR) که عمدتا در سیتوپلاسم یک سلول مشخص یافت می شود، انجام می دهند.
این به این معنا است که مولکولهای استروئید پیامی را به سلول می دهند تا کارهایی را انجام دهد. برای مثال در مورد تستوسترون، یکی از پیامهایی که به سلولها فرستاده می شود این است که نگهداری نیتروژن در بدن را افزایش دهند. بنابراین به شما اجازه می دهد که ازپروتئینی که میخورید استفاده بیشتری کنید و عضله بیشتری بسازید. در مورد تستوسترون (یا استروئیدهای آنابولیک در حالت کلی) این رونویسی باعث می شود تا تاثیرات آنابولیک متفاوتی رخ دهد: افزایش IGF، کاهش کورتیزول، افزایش تعداد سلولهای قرمز خون، افزایش سنتز پروتئین و … .
این به این معنی نیست که AR تنها چیز الزام آور است که باعث تاثیرات آنابولیک یا آندروژنیک می شود. اکسی متولون و دیانابول هر دو التزام بسیار اندکی به AR دارند اما هر دو بسیار آنابولیک و آندروژنیک هستند. دیاگرام زیر یک مثال از یک اندروژن است که وارد سلول هدف می شود و سنتز پروتئین که اصلی ترین تاثیر آنابولیک است را تحریک می کند:

 

   
 

یکی دیگر از مشخصات آندروژنها در بدن، چیزی است که از آن به نام “حلقه فیدبک منفی ” یاد می شود.
همانطور که قبلا گفته شد، هیپوتولاموس GnRH را ترشح می کند و باعث می شود تا هیپوفیز LH و FSH را ترشح کند و درنهایت باعث می شود تا بیضه ها سلولهای Leydig را تحریک و وادار به تولید تستوسترون نماید (با تبدیل کلسترول). وقتی به هر نحو تستوسترون در بدن افزایش یابد، می تواند در نهایت پروسه های سوخت و ساز مختلفی را که با ترشح GnRH ممانعت می کند را باعث شود که این درنهایت مانع از ترشح LH و FSH شده و باعث توقف تولید طبیعی تستوسترون در بدن می شود.
وقتی که تولید تستوسترون یک مرتبه متوقف شود، این سیگنال منفی برای مدت طولانی ارسال نمی شود و نهایتا GnRH به انجام وظیفه خود باز می گردد. در این حالت، بدن شما از ترشح و افزایش هورمونها جلوگیری می کند و در حالت خودپایداری می ماند (وضع کنونی … در این مورد حالتی است که شما نه منفعتی به دست می اورید بلکه عضلات را نیز از دست خواهید داد).

این فیدبک منفی نسبی است چرا که ما از استروئیدهای آنابولیک استفاده می کنیم… ما تستوسترون بیشتری برای اهداف آنابولیک میخواهیم، بیشتر از آن چیزی که بدن ما اجازه تولید آن را می دهد. وقتی که از یک تستوسترون تزریقی استفاده می کنیم، آن یک پیام به بدن ما میفرستد تا حلقه فیدبک منفی را آغاز و تولید/ترشح هورمونهایی که باعث تولید طبیعی تستوسترون در بدن می شود را متوقف می کند.

بنابراین آنچه که من میخواهم بگویم این است که استروئیدهای آنابولیک سطوح آندروژن خون را افزایش می دهند، یک وقفه در تولید GnRH ایجاد کرده و باعث پاسخ غده هیپوفیز با کاهش ترشح LH می شوند. این کاهش LH باعث خاتمه یافتن ترشح تستوسترون می شود ( تستوسترون بوسیله سلولهای Leydig در بیضه ها بعد از اینکه با LH تحریک شدند تولید می شود). اینها مطالبی (بطور خلاصه) بود که برای درک ریکاوری بعد از دوره لازم است.
وقتی که یک دوره استروئیدی پایان می یابد، هنوز مقداری آندروژن در بدن ما وجود دارد لذا تولید طبیعی تستوسترون در بدن نمی تواند آغاز شود. در این حالت یک تاخیر زمانی قبل از اینکه بدن متوجه شود که نیاز به شروع تولید دوباره آندروژن دارد، وجود دارد. ( به زبان ساده میخواد بگه که پس از اتمام دوره، مدت زمانی طول میکشه تا بدن به تعادل هورمونی و تولید طبیعی تستوسترون برسه). همانطور که قبلا گفته شد این تاخیر زمانی می تواند شدیدا کاتابولیک باشد و این وقتی است که شما مقدار زیادی از حجم خود را از دست می دهید. بنابراین نیاز است که بدن سریعا وادار به تولید آندروژن طبیعی خود شود.

اولین دارویی که برای این منظور مورد بررسی قرار می گیرد داروهایی هستند که به طور کلی SERM (Selective Estrogen Receptor Modulator( نامیده می شوند. نولوادکس (تاموکسیفن) یکی از داروهای SERM است که این به این معنی است که توانایی عمل کردن به عنوان یک آنتی استروژن نسبت به برخی از ژنها را دارد، همچنین به عنوان یک استروژن نسبت به بقیه ژنها. قسمت “ selective” (انتخابی) این کار را با با بلوکه کردن رونویسی ژنها در برخی موارد و رونویسی ژنها در حالات دیگر انجام میدهد [۳].
خوشبختانه این دارو دارای تاثیرات استروژنی بر روی استخوانها (به این معنی که باعث افزایش چگالی آنها می شود)، چربی خون (باعث کاهش کلسترول می شود) [۴, ۵] و همچنین با جلوگیری از رونویسی ژنها در بافتهای سینه باعث جلوگیری از ژینگوماستی می شود. هرچند تاموکسیفن به عنوان یک آنتی استروژن در هیپوفیز عمل کرده و لذا باعث افزایش ترشح LH و FSH می شود که نتیجه آن افزایش ترشح تستوسترون می باشد. ۲۰ میلی گرم از تاموکسیفن میزان سطوح تستوسترون را تا ۱۵۰٪ افزایش می دهد [۶].
اولین و مهمترین کاربرد آن برای مقابله با ژینگوماستی است. نولوادکس این کار را با رقابت کردن برسر مکان گیرنده در بافتهای سینه و مهار کردن آن انجام میدهد [۷]. پروفایل چربی (هم HDL و هم LDL) شاخص رو به بهبودی را با استفاده از تاموکسیفن نشان میدهد. همچنین نولوادکس دارای خصوصیات مهمی برای استروئید مصرفی توسط ورزشکاراست. در کم کاری بیضه و ناباروری مردان که به آنها نولوادکس داده شده است، افزایش سطوح سرمی LH و FSH و مهمتر از آن تستوسترون در همه آنها مشاهده شده است[۳۵].همچنین نولوادکس می تواند مقدار کمی از استروژن را در هیپوفیز بلوکه کند که وقتی که با HCG استفاده شود عملکرد بسیار بهتر خواهد بود[۳۶,۳۷]. همانطور که گفتیم ۲۰ میلی گرم تاموکسیفن سطوح تستوسترون را به اندازه ۱۵۰٪ افزایش می دهد. چرا ما از کلومید، یک داروی SERM دیگر استفاده نمی کنیم؟ چون باید از مقدار بیشتری از این دارو برای انجام یک اثر مشابه استفاده کرد. در مقایسه، نیاز به ۱۵۰ میلی گرم کلومید برای ترفیع این سطح از تستوسترون است درحالیکه تاموکسیفن دارای فایده مفید دیگری از افزایش قابل توجه هورمون LH در پاسخ به LHRH (LH-releasing hormone) است [۶]. این به احتمال زیاد نشان دهنده نوعی از تنظیم گیرنده های LH با توجه به اثر آنتی استروژنی است که تاموکسیفن درهیپوفیز دارد. اگرچه تاموکسیفن و کلومید در دو SERM هستند اما کاملا متفاوت هستند.
همانطور که می دانیم نولوادکس یک آنتی استروژن قوی در هیپوتالاموس و هیپوفیز است در حالیکه کلومید فعالیت استروژنی ضعیف کمتر از حد ایده آلی را در هیپوفیز نشان می دهد[۷]. من (آنتونی رابرتز) پیشنهاد می دهم که از این دارو در PCT و در واقع، بطور کلی اجتناب شود. این دارو به خوبی نولوادکس نیست.

خوب، چه مقدار نولوادکس برای بایستی در طول دوره ریکاوری PCT مورد استفاده قرار گیرد؟ مقدار روزانه ۲۰ میلی گرم/روز کافی است. ۲۰ میلی گرم در روز دزی است که من و دیگران با موفقیت بسیار زیاد مورد استفاده قرار داده ایم. استفاده از دزهای بالاتر نولوادکس برای افزایش بیشتر تستوسترون طبیعی بدن کاری اشتباه است. دزهای بالاتر از ۲۰ میلی گرم دارای تاثیر مشابه با دز ۲۰ میلی گرم است.

ما میتوانیم از چند داروی دیگر با دزهای معقول نیز استفاده کنیم تا با ایجاد یک حالت همکاری، امیدوار باشیم تا زمان ریکاوری ما کاهش یابد. ما به چیزی دیگری مانند نولوادکس نیاز داریم که به روش دیگری عمل نماید. HCG بهترین گزینه در این مورد است. HCG یک هورمون پپتیدی است. همانطور که می توان از اسم آن حدس زد، این یک ماده است که غده های —- و در نتیجه گونادوتروپین را تحریک می کند. HCG این کار را با رونویسی ژنها انجام میدهد که این کار مشابه آنچه که هورمون LH انجام می دهد، است. در نتیجه باعث می شود تا سلولهای Leydig تستوسترون را تولید نمایند.

متاسفانه وقتی که HCG تستوسترون را افزایش میدهد، استروژن را نیز افزایش می دهد [۱۲]. همانطور که ممکن است بدانید، استروژن مستقیما بر روی سلولهای لیدیگ عمل می کند تا در فعالیت آنزیمهای مهمی که در سنتز تستوسترون نقش دارند تغییر ایجاد شود [۱۳] که این می تواند به عنوان مهمترین قسمت فیدبک منفی که قبلا توضیح داده شد تصور شود.
همچنین در مطالعاتی که بر روی موشها و همچنین انسان انجام شده نشان می دهد که یک افزایش در سطوح گردشی LH می تواند باعث کاهش حساسیت گیرنده های LH شود [۱۴,۱۵]. چون HCG، LH را کپی می کند لذا باید انتظار داشت که عمل مشابهی انجام دهد (باعث کاهش حساسیت گیرنده های LH شود. کاهش حساسیت گیرنده های LH می تواند باعث افزایش کلسترول های استروئیدوژنیک شود (کلسترولهایی که توسط بدن برای تبدیل شدن به تستوسترون هدف گذاری می شوند) [۱۶].
بنابراین بعد از نخستین HCG، یک افزایش ناگهانی در تستوسترون اتفاق می افتد. افزایش تستوسترون لزوما به این معنا نیست که HCG ممکن است قادر به افزایش سطوح گردشی استروژن نباشد[۱۸]. افزایش استروژن باعث می شود که درنهایت بدن تستوسترون کمتری را تولید کند.
HCG می تواند باعث افزایش سایز بیضه ها شود. HCG در مردانی که دارای LH پایین هستند (همانطور که LH شما پس از دوره پایین خواهد بود) به خوبی تاثیرگذار خواهد بود، همچنین مطالعات زیادی بر روی پسران قبل از سن بلوغ و هایپوگونادوتروپیک هایپوگونادال، انجام گرفته که نشان میدهد HCG می تواند در این موارد بکار گرفته شود [۱۹].
خوشبختانه HCG همانند کسانی که دارای LH پایینی هستنند، می تواند در سیکلهای موقتی استروئید که باعث هیپوگونادیسم (کم کاری فعالیت بیضه) می شود نیز مورد استفاده قرار گیرد[۲۱].
ولی آیا هنوزخطرات باز دارنده ایی وجود دارد و ممکن است که استفاده از HCG ریکاوری ما را به تاخیر بیاندازد؟ شاید نه … برخی از مطالعات بر روی انسانها نشان میدهد که HCG تاثیر مستقیم در ممانعت از ترشح LH در مردان ندارد [۲۲,۲۳]اما به سادگی و با تحریک تولید تستوسترون، به طور غیر مستقیم مانع از ترشح LH می شود(و لذا فیدبک منفی را فعال می کند و در صورتی که دز مصرفی بالا باشد مشکل حادتر خواهد بود).
یکی از فاکتورهای باز دارنده دیگر، آروماتاز بیضه ایی است که سطوح استروژن را افزایش می دهد. متاسفانه یک فرآیند دیگر نیز وجود دارد و آن کاهش حساسیت گیرنده های LH سلولهای لیدیگ بیضه است که به نظر میرسد در دزهای بالای HCG رخ می دهد. این همچنین توسط HCG و با بلوکه کردن تبدیل ۱۷آلفا- هیدروکسی پروژسترون (۱۷OHP) به تستوسترون انجام می شود [۲۴]. تاموکسیفن می تواند این عمل که توسط HCG اتفاق می افتد را بلوکه کند [۲۵]. چون تاموکسیفن دارای تاثیر آنتی استروژنیک مستقیم و تاثیر تنظیم کنندگی LH در هیپوفیز است، فرونشانی (بازداری) گونادوتروپین با HCG[25] تقریبا بطور کامل با استفاده همزمان با تاموکسیفن متوقف خواهد شد. بنابراین اگر از تاموکسیفن و HCG در حالیکه گونادوتروپین پایین است استفاده شود، ما هیچ منعی در استفاده از HCG نداریم.

 لازم می دونم که چند نکته رو توضیح بدم:
۱- دو تا بحث در مورد اینکه از HCG استفاده شود یا نه هست. یک عده میگن که نباید واسه ریکاوری استفاده شود (بخاطر ایجاد مشکلاتی که دیدیم) و یه عده دیگر میگن که با هوشیاری و زیرکی میتوان این مشکلات را حل کرد و از آن استفاده نمود چون HCG یک داروی بسیار مهم در ریکاوری بیضه و افزایش تحریک سلولهای لیدیگ رای ترشح سریهتر تستوسترون در بدن است.
۲- یک مشکل دیگه درر مورد دز مصرفی HCG است این مشکل واسه خارجی ها حل شده است و همه به دز ۵۰۰ واحد در روز اجماع دارند. اما متاسفانه واسه ما نه و هنوز داریم از مگا دزهای ۵۰۰۰واحد و ۷۵۰۰ واحد در ۳ هفته متوالی واسه ریکاوری استفاده می کنیم (بند۳ رو هم ببینید). مشکل دیگه در مورد زمان استفاده است. یک عده مثل مایک هارت میگن که HCG با دز پایین از همان ابتدای سیکل بایستی استفاده باشه. چون علاوه بر ریکاوری دائم سلولهای لیدیگ، مقداری از تست و آندرژن مورد نیاز دوره بطور طبیعی توسط بیضه ها تولید میشه.

 

   
یک عده دیگه میگن که باید دو هفته وسط سیکل، روزانه ۵۰۰ واحد مصرف بشه و سپس در پایان دوره مجددا روزانه ۵۰۰ واحد تا بازگشت به تعادل هورمونی استفاده بشه.
۳- استفاده از دزهای بالای HCG به شدت سلولهای لیدیگ را تحریک کرده و لذا باعث ایجاد یک پ.یک شدید در ترشح تستوسترون شده و لذا سطح پلاسمای تستوسترون به شدت افزایش می یابد. در این حالت بدن یک فیدبک منفی به هیپوفیز ارسال می کند و با ترشح تستوسترون توسط بیضه ها مخالفت می شود. این بسیار خطرناک است و زمان ریکاوری را به تعویق می اندازد. همانطور که گفته شد زمان تاخیر (lag-time) بسیار کاتابولیک بوده و در این زمان شما حجم بسیاری را از دست خواهید داد. لذا این زمان هر چه سریعتر باید پشت سر گذاشته شود و بدن باید هرچه سریعتر به تعادل هورمونی برسد. از طرف دیگر HCG باعث افزایش ترشح استروژن در بدن می شود. اگر از مشکل ژینگوماستی بگذریم، استروژن زیادی در بدن می تواند ترشح تستوسترون طبیعی توسط بدن را به تاخیر انداخته و باعث افزایش زمان ریکاوری شود.
۴- این مطالب و ایده های جدید رو با ایده های قدیمی و تجربی خودمون مقایسه کنید: می بینید ما چقدر بد ریکاوری میکنیم و نادانسته چطور زمان ریکاوری را به تاخیر می انداریم و به چه راحتی حجم و وزن بدست-امده را در این زمان از دست میدم؟

من برخی از دوستان توی این فروم رو دیدم که کلی مصرف مکمل B.B، استروئید و سوما و … دارند اما عکسهایی که گذاشته بودند، بدن آنچنانی ندارند (اسم نمیبرم شاید ناراحت بشه، فقط خواستم یک مثال بزنم). به نظر من این آقا مشکل ریکاوری داره چون بعد از دوره رفته بوده ۳تا ۵۰۰۰ واحد HCG در طول سه هفته زده بود که تست بدنش رو به ۴۷ رسونده بوده (اینها همه رو از پستهای خودش میگم نه از خودم). خوب این سطح تست، باعث تشدید فیدبک منفی شده و سطح ترشح LH رو به شدت کاهش داده و زمان ریکاوری حقیقی رو کلی به تاخیر انداخته و در این زمان کلی حجم از دست میده.

اما هنوز یک موضوع در مورد استروژن وجود دارد که ناشی از تحریک HCG و افزایش شدید تستوسترون است. خوب … ما می توانیم از دزهای پایین ( تقریبا ۳۰۰ واحد) برای جلوگیری از برخی خیزک (جریان زودگر) استروژن استفاده کنیم [۲۶]. من میخواهم از مقدارکمی بیشتر از HCG در هر تزریق (۵۰۰ واحد) استفاده کنم تا اگر بتوانم بدن را بسیار سریعتر به حالت اولیه برگردانده و حجم خود را از دست ندهم. ما می توانیم از ویتامین E همراه با HCG استفاده کنیم چون ویتامینE حساسیت سطوح پلاسمای تستوسترون را نسبت به HCG افزایش می دهد، این سطوح را به طور معنی داری در مواقع استفاده از ویتامینE نسبت به مواقعی که از ویتامین E استفاده نمی شود، افزایش میدهد [۲۷]. بنابراین با استفاده از ویتامینE (دز پیشنهادی ۱۰۰۰ واحد در روز)، می توان نتیجه بهتری از HCG بدست آورد.اما مشکل افزایش استروژن در اثر استفاده از HCG را حل نخواهد کرد.

اجازه بدهید مشکل استروژن مزاحم (ناشی از استفاده از HCG) را نیز اکنون حل کنیم. اجازه بدهید که یک آنتی آروماتاز اضافه کنیم! فکر می کنید کدام یکی؟ چون ما معمولا از تاموکسیفن استفاده می کنیم نمی توانیم از لتروزول یا آرمیدکس استفاده کنیم چون تاموکسیفن به شدت سطح پلاسمای خون آنها را کاهش می دهد [۲۸].
بنابراین من میخواهم از Aromasin(exemestane) استفاده کنم. چون یک غیرفعال کننده آروماتاز(inactivatoraromatase) است. یعنی گیرنده های استروژنی را بلا استفاده می کند و بجای فقط ممانعت از تولید استروژن (همانطورکه یک آنتی-آروماتاز باید انجام دهد)، بطور کلی تولید استروژن را قطع میکند. همچنین آروماسین دارای خاصیت آندروژنیک نیز هست [۲۹,۳۰,۳۱] که وقتی در PCT هستیم، می تواند به بازگشت به حالت تعادل کمک کند. این داروی آخری (آروماسین) در PCT پیشنهادی توسط من، می تواند بطور موثر نزدیک به + ۸۵٪ از استروژن بدن را پاک (دفع) نماید[۳۲]. مهمتر از آن اینکه استفاده همرمان آروماسین و تاموکسیفن، از کارایی آروماسین نمی کاهد [۳۳]. بنابراین اکنون من فکر می کنم همه مشکلاتی که استفاده از HCG را منع می کند، حل شده است و ما می توانیم از دز ۵۰۰ واحد/روز استفاده کنیم.

با استفاده از این PCT، یک افزایش سریع در LH، FSH و تستوسترون، تقریبا یک مانع (بلوک) کامل بر روی تمام فاکتورهایی که می توانست باعث شوند هورمونهای طبیعی بدن با تاخیر به حالت اولیه (baseline) برگردند را خواهیم داشت. برای این این منظور، PCT بایستی یک هفته بعد از آخرین تزریق یا یک روز بعد از اینکه آخرین حب دارو تمام شد، شروع شود. بخاطر داشته باشید که صبر کردن برای اینکه آندروژن اضافی از بدن خارج شود غیر ضروری است، چون ما میخواهیم ریکاوری را هرچه زودتر شروع کنیم تا ماکزیمم نتیجه (حجم و وزن) حفظ شود. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد تاخیر زمانی (صبر کردن برای مدتی) پس از اتمام دوره، کارائی PCT -شما را افزایش خواهد داد. این به سادگی زمانی که شما در آن هیچ کار مثبتی برای بازیابی هورمونهای طبیعی انجام نمی دهید را افزایش میدهد.
خوب چه مدتی این PCT باید ادامه یابد؟ ما باید استفاده از HCG را به زودی قطع کنیم اما تاموکسیفن و آروماسین باید برای مدت بیشتری مورد استفاده قرار گیرد. این PCT را می توان به مدت یک ماه انجام داد اما بایستی تا زمانی که هورمونهای طبیعی در بدن مشاهده شودند ادامه یابد.
باید توجه داشت که در این مقاله فقط از داروها برای ریکاوری استفاده شده است و شما میتوانید از غذاها و مکملها برای افزایش سطح تستوسترون بدن استفاده کنید.
سیکل مورد نظر برای PCT به این صورت خواهد بود:


برچسب‌ها: ریکاوری پس از دوره با آنتونی رابرتز
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۰ساعت 1:20  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
 
  بالا  

ما را در گوگل محبوب کنید