آموزش تخصصی عوارض استروئید در بدنسازی | hcg
 
آموزش تخصصی عوارض استروئید در بدنسازی
 
 
تخصصی ترین مرجع آموزش پرورش اندام و بدنسازی و پاورلیفتینگ و وزنه برداری
 
زمینه و هدف: هورمون گونادوتروپین جفتی انسانی (hCG) به عنوان آگونیست هورمون LH بر روند اسپرماتوژنز و تعداد سلول‌های ژرمینال در مردان مؤثر است و کاربرد وسیعی در درمان ناباروری دارد. لذا هدف از این مطالعه بررسی اثرات دوزهای مختلف هورمون hCG بر تعداد سلول‌های ژرمینال و وضعیت آندروژنی در موش بود.
روش بررسی: در این مطالعه hCG با دوزهای مختلفی از IU50-5 به 18 موش در سه گروه‌ آزمایشی تزریق و 6 موش نیز به عنوان گروه کنترل انتخاب شد. این موشها به ترتیب 5، 10 و IU50 از hCG به صورت زیرپوستی در روزهای 15 و 25 از عمرشان دریافت کردند. سطح تستوسترون سرمی در روز 28 و 65 اندازه‌گیری گردید. در روز 65، یک بیضه از هر موش جهت آنالیز DNA به روش فلوسایتومتری (DNA Flow Cytometry) برداشته شد.
نتایج: در روز 28 از عمر موشها، میزان تستوسترون در گروه‌های آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل با افزایش دوز hCG افزایش یافته بود که بیشترین میزان افزایش در گروه چهارم (IU50) مشاهده شد. برخلاف این حالت، در روز 65 میزان تستوسترون در گروه‌های آزمایشی که hCG بیشتری دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت. اختلاف معنی‌داری بین گروه کنترل و گروه‌های آزمایشی در روز 65 وجود نداشت. در روز 65، موش‌های گروه 3 و 4 کاهش معنی‌داری در تعداد سلول‌های هاپلوئید در مقایسه با گروه‌های دیگر نشان دادند.
نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که تولید تستوسترون در بیضه موش‌های نابالغ به دنبال تزریق hCG افزایش می‌یابد و میزان آن با افزایش میزان hCG تزریقی نسبت مستقیم دارد. همچنین، با گذشت زمان و کاهش سطح hCG تحریک سلول‌های لایدیگ متوقف شده و در نتیجه سطح تستوسترون کاهش می‌یابد که این کاهش در موش‌هایی که قبلاً دوز بالاتری از hCG را دریافت کرده‌اند بیشتر است. بدین ترتیب برای تولید تستوسترون توسط بیضه موش‌های نابالغ، تحریک مداوم سلول‌های لایدیگ توسط هورمون hCG ضروری است.

زمينه و هدف
هورمون hCG متعلق به خانواده هورمون‌هاي گليكوپروتئيني شامل TSH، LH، FSH و -hCGβ است (1). اين هورمونها از دو زنجيرة α و β تشكيل يافته‌است كه زنجيرة α در هر چهار هورمون 100% مشابه بوده و زنجيرة β هورمون hCG نيز شباهت زيادي با اين هورمونها دارد؛ به‌طوريكه ميزان تشابه زنجيرة β بين hCG و LH بيش از 90% است (1). بدليل اين تشابه و سهولت تخليص و جداسازي هورمون hCG از ادرار زنان باردار، امروزه hCG به فرم دارويي به عنوان جايگزين مناسبي براي LH در دسترس مي‌باشد (2،1). بنابراين hCG در موارد متعددي از جمله جهت ايجاد LH Surge مصنوعي و آزاد شدن تخمكها در روش‌هاي ART توسط پزشكان تجويز مي‌شود (3). همچنين اين هورمون براي تحريك ترشح تستوسترون توسط سلول‌هاي لايديگ مردان مبتلا به اختلالات اسپرماتوژنز تجويز مي‌گردد. علاوه بر اين، اين هورمون در بيماران مبتلا به كم كاري هيپوتالاموسي و هيپوگنادي هيپوتالاموسي به همراه داروي hMG براي تحريك توليد هورمون‌هاي جنسي و قدرت باروري مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
با توجه به شيوع زياد 5/1-1% نهان‌بيضگي در كودكان تازه متولد شده (4)؛ پس از انتقال بيضه از حفرة شكم به داخل كيسة بيضه، براي تحريك توليد تستوسترون و روند اسپرماتوژنز نيز از هورمون hCG به ميزان زيادي استفاده مي‌شود. در اين راستا هورمون گونادوتروپين جفتي انساني (hCG) به تنهايي (8-5) يا به صورت تركيب با ديگر هورمونها (10،9) كاربرد دارد. در افراد دچار نهان‌بيضگي با توجه به سن پايين زمان انجام عمل جراحي و عدم وجود هورمون hCG به طور فيزيولوژيك در بدن بيمار، احتمالاً اين هورمون بيش از حد مصرف مي‌شود كه مي‌تواند اثرات گسترده‌اي در تحريك يا مهار رشد سلول‌هاي ژرمينال يا ساير سلول‌هاي بافت بيضه و يا فعال نمودن روند آپوپتوز در اين سلولها داشته باشد و پرداختن به آنها و آگاهي از اين اثرات مي‌تواند در كاربرد آگاهانه‌تر اين هورمون در بيماران مؤثر باشد.
بررسي مولكولي روند آپوپتوز در بيضه موش صحرايي نشان دهندة وجود مرگ سلول‌هاي ژرمينال طي فرآيند مرگ برنامه‌ريزي شده سلول مي‌باشد (12،11). علاوه بر اين، در بيضه آپوپتوز تحت تأثير هورمون‌هاي آندروژني و گونادوتروپينها تنظيم مي‌شود (13-11). از ديدگاه هسيتولوژيكي، واكنش‌هاي التهابي و تغييرات عروقي در بيوپسي بيضه انسان پس از تزريق hCG و نيز در حيوانات گزارش شده است (17-14). افزايش آپوپتوز سلول‌هاي ژرمينال يك تا چهار هفته پس از درمان با hCG در پسران نهان بيضه گزارش شده است (19،18)، كه در بزرگسالي بر عملكرد توليدمثلي آنها تأثير منفي خواهد داشت (19). در اين مطالعه، تأثير طولاني مدت دوزهاي مختلف hCG بر سطح تستوسترون و تعداد سلول‌هاي ژرمينال هاپلوئيد بيضه در موش مورد بررسي قرار گرفته است.
در سال 2003 مطالعه‌اي در رابطه با اثر hCG روي سطح تستوسترون و تعداد سلول‌هاي ژرمينال در موش صحرايي انجام شده است (20)؛ اما اثرات كوتاه و بلند مدت ناشي از قطع تزريق hCG بر وضعيت سلول‌هاي ژرمينال، تكثير و بلوغ سلولي و ترشح تستوسترون در موش مطالعه نشده است و لذا مطالعه حاضر اين هدف را در موش مورد بررسي قرار مي‌دهد. علاوه بر اين، اثرات طولاني مدت اين هورمون روي تكثير سلول‌هاي ژرمينال نسبت به دوزهاي مختلف از hCG در بيضه موش بررسي شده است.

روش بررسي
گـروه‌بندي حيوانات:24 موش از نژاد C57BL/6 با سن 15 روز انتخاب و به چهار گروه (يك گروه كنترل و سه گروه آزمايشي) مساوي تقسيم شدند. اين حيوانات از مؤسسه پاستور (تهران، ايران) تهيه شده و در شرايط مناسب در حيوانخانه پژوهشكده ابن‌سينا تحت شرايط بدون محدوديت آب و غذا نگهداري شدند. به گروه‌هاي 2، 3 و 4، دوزهاي مختلف hCG به ترتيب IU 5، 10 و50 به صورت زيرپوستي در روزهاي 15 و 25 از عمر موشها تزريق گرديد. در اين تحقيق، با توجه به دوزهايي از hCG كه براي درمان كودكان نهان‌بيضه استفاده مي‌شود (8-5)، براساس وزن نمونه، معادل دوز مورد استفاده در درمان نهان‌بيضگي، دوز مورد نياز 4 گروه موشها محاسبه و تزريق شد. جهت تشابه روش تحقيق به تزريق چند مرحله‌اي در روش‌هاي باليني، در اين مطالعه دو تزريق به فاصله زماني 10 روز (در روزهاي 15 و 25 عمر موش) مورد استفاده قرار گرفت.
براي اندازه‌گيري سطح تستوسترون سرمي در روز 28 و 65، موشها با زايلازين (mg/kg64/0) (Alfasan, Netherland) و كتامين (mg/kg20) (Alfasan, Netherland) بيهوش شده و سلول‌هاي بيضه براي آناليز DNA به روش فلوسايتومتري آماده گرديد.
اندازه‌گيري سطح تستوسترون و ارزيابي فلوسايتومتري: سطح تستوسترون سرمي با استفاده از كيت راديوايمونواسي (RIA) (Immunotech, France) اندازه‌گيري شد. جهت آناليز DNA به روش فلوسايتومتري، بافت بيضه تازه برداشت شده و از تونيكا آلبوژينه جدا گرديد و سپس در بافر فسفات ايزواسمولار (PBS) قرار داده شد. به روش مكانيكي با استفاده از تيغ جراحي تا حد ممكن قطعات بافتي و لوله‌هاي مني‌ساز خرد گرديد و جهت حذف بقاياي سلولي، دو بار با PBS شسته شد. پس از سانتريفيوژ و دور ريختن مايع فوقاني، رسوب حاصل در l2/0 PBS به مدت 10 ثانيه ورتكس گرديد. ضمن ورتكس نمودن، حدود ml1 اتانول 70% بسيار سرد به صورت قطره قطره به رسوب اضافه شد و در نهايت به مدت يك شب در دماي C4 تثبيت شد. سپس نمونه‌ها مدت كوتاهي (30 ثانيه) ورتكس شدند و به مدت 10 دقيقه با سرعت rpm 3000 سانتريفيوژ و محلول فوقاني دور ريخته شد. از آنجا كه مقداري اتانول باقي‌مانده در ميكروتيوب نبايد بيشتر از ml2/0 باشد، سلول‌هاي رسوب كرده مجدداً در محلول باقي مانده از اتانول ورتكس شدند. حدود ml1-5/0 محلول رنگ آميزي پروپيديوم آيودايد (PI) (Sigma, USA) به هر ميكروتيوب اضافه و ورتكس شد. اين محلول شامل ml5/8 بافر رنگ‌آميزي (BSA 1/0% در PBS)، ml1 RNAase 1/0% و ml5/0 محلول ذخيره PI (mg/ml1) بود. ميكروتيوبها به مدت 30 دقيقه در دماي اتاق و در تاريكي انكوبه شد. پس از انتقال حدود ml1 از سوسپانسيون حاصل در لوله‌هاي مخصوص دستگاه فلوسايتومتر، هيستوگرام‌هاي DNA با استفاده از دستگاه فلوسايتومتر (Becton-Dickinson, USA) بدست آمد. سپس داده‌هاي حاصل با استفاده از نرم افزار Cell Quest آناليز گرديد.
ارزيابي آماري: آناليز آماري با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 انجام شد. آزمون كروسكال‌ـ واليس جهت مقايسه همزمان گروهها با يكديگر و من‌ويتني جهت مقايسه هر گروه با گروه كنترل به كار گرفته شد و ميزان 05/0p< از لحاظ آماري معني‌دار فرض شد.

نتايج
براساس نتايج حاصل از اين تحقيق، سطح تستوسترون در روز 28 در گروه‌هاي آزمايشي در مقايسه با گروه كنترل، با افزايش دوز hCG افـزايش يافت كه بيشتـرين ميزان مربوط به گروه 4 بود (جدول 1). تنها تفاوت بين گروه 4 (بالاترين دوز) و گروه كنترل از لحاظ آماري معني‌دار بود. برخلاف روز 28، نتايج حاصل از روز 65 نشان داد كه سطح تستوسترون با افزايش دوز hCG در گروه‌هاي مختلف در مقايسه با گروه كنترل كاهش مي‌يابد. بنابراين گروه 4 حداقل سطح تستوسترون را دارا بود (جدول 1). تفاوت بين هر گروه با گروه كنترل در روز 65 از لحاظ آماري معني‌دار نبود.
مقايسه چهار گروه با يكديگر در روز 28 و 65 از لحاظ آماري تفاوت معني‌داري را نشان داد. آناليز DNA به روش فلوسايتومتري نشان داد كه سلول‌هاي ژرمينال در گروه‌هاي آزمايش در مقايسه با گروه كنترل در روز 65 به طور مشخصي كاهش مي‌يابد و گروه‌هاي 3 و4 كاهش چشمگيري نسبت به گروه كنترل در تعداد سلول‌هاي هاپلوئيد خود نشان مي‌دهند (جدول 2) و چهار گروه با هم از لحاظ آماري تفاوت معني‌داري را دارا مي‌باشند. اين نتايج نشان مي‌دهد كه تزريق پي‌در‌پي hCG در زمان قبل از بلوغ به موشها، حتي در دوزهاي بسيار كم، باعث كاهش سطح تستوسترون در زمان بلوغ مي‌شود. علاوه براين، تعداد سلول‌هاي هاپلوئيد بيضه نيز بوسيله دوزهاي زياد hCG، به همين گونه تحت تأثير قرار گرفته و كاهش مي‌يابند. واژه‌هاي «زياد» و «كم» به دوزهاي مورد استفاده در اين مطالعه اشاره دارد.

بحث
مطالعات گذشته روي تغييرات هيستولوژيكي بيضه نشان مي‌دهد پس از تزريق hCG به فرد نهان‌بيضه، واكنش التهابي در بيضه به وقوع مي‌پيوندد. اگرچه اين تغييرات برگشت‌پذير است، برخي تغييرات مانند افزايش تراكم عروقي پابرجا خواهند ماند (6،5). برخي محققان اعلام كرده‌اند كه درمان با hCG تغييرات محسوس و گاهي مضري را در بخش‌هاي مختلف بيضه بوجود مي‌آورد (14). با اين حال هنوز صدمات برگشت‌ناپذير به‌خوبي شناخته نشده‌اند. برخي مطالعات تأثير درمان با hCG روي باروري آينده را بررسي نموده‌‌اند. افزايش آپوپتوز سلول‌هاي ژرمينال در بيضه انسان نهان‌بيضه پس از درمان با hCG مشاهده شده است (19،18) و بيماران نهان‌بيضه درمان شده با hCG پس از بلوغ حجم بيضه كوچكتري دارند (20،19). همچنين در يكي از اين مطالعات مشخص شده است كه اسپرم بيماران درمان شده با hCG نسبت به بيماران درمان نشده از كيفيت پايين‌تري برخوردار است (19). به جز اين گزارشات، اطلاعات كمي در مورد تأثير طولاني مدت پس از قطع تزريق hCG بر تعداد سلول‌هاي ژرمينال بيضه و توليد آندروژنها وجود دارد. فاكتورهاي مختلفي (نظير سن در زمان جراحي و موقعيت بيضه) كه بر تكامل سلول‌هاي ژرمينال در افراد نهان بيضه‌ تأثير دارند و همچنين مدت زمان طولاني لازم جهت پيگيري اين اثرات، بررسي تأثير طولاني مدت hCG در افراد نهان‌بيضه را مشكل نموده است.
در مطالعه حاضر از مدل موشي استفاده و نشان داده شد كه به دنبال تزريق hCG با دوزهايي قابل قياس با دوزهاي باليني و سپس قطع اين تزريق، تعداد سلول‌هاي ژرمينال و توليد آندروژن ابتدا افزايش و در مدت طولاني‌تر (40 روز پس از آخرين تزريق) كاهش مي‌يابد. بنابراين تا چند روز پس از تزريق hCG رابطه مستقيم بين تزريق hCG و افزايش تستوسترون به چشم مي‌خورد. با گذشت زمان و كاهش سطح hCG، تحريك سلول‌هاي لايديگ متوقف و در نتيجه سطح تستوسترون كاهش مي‌يابد كه اين كاهش در موش‌هاي دريافت‌كننده دوز بالاتري از hCG بيشتر است. بدين ترتيب براي توليد تستوسترون توسط بيضه موش‌هاي نابالغ، تحريك مداوم سلول‌هاي لايديگ توسط هورمون hCG ضروري است. از اينرو تزريق hCG به موش نابالغ اثرات دوگانه‌اي دارد. بدين ترتيب در مدت كوتاهي پس از تزريق hCG به دليل تحريك سلول‌هاي لايديگ و ترشح مضاعف تستوسترون، سطح تستوسترون سرمي افزايش مي‌يابد اما در مدت طولاني‌تر پس از تزريق hGC، سطح تستوسترون كاهش مي‌يابد، چرا كه افزايش تستوسترون فيدبك منفي بوجود آورده و تأثير مهاري بر محور هيپوفيزـ هيپوتالاموس دارد و باعث كاهش سطح آندروژني شده و در نهايت تعداد سلول‌هاي ژرمينال را نيز كاهش مي‌دهد. تزريق hCG توليد آندروژن را در بيضه نابالغ تحريك مي‌كند. با حذف تزريق hCG ، عامل تحريكي براي سلول‌هاي لايديگ وجود ندارد؛ لذا توليد آندروژن متوقف شده و باعث كاهش شديد آندروژن مي‌شود كه در نهايت اين كاهش احتمالاً ميزان آپوپتوز سلول‌هاي ژرمينال را افزايش مي‌دهد (22).
در اين مطالعه همچنين نشان داده شد كه كاهش ترشح تستوسترون به دنبال حذف اثر تزريق hCG در سطوح قابل مقايسه با دوزهاي باليني، اثرات معكوسي بر جمعيت سلول‌هاي ژرمينال بيضه دارد. آناليزDNA به روش فلوسايتومتري تكنيكي سريع و حساس بوده كه مي‌توان بدينوسيله بلوغ سلول‌هاي ژرمينال را بررسي نمود (34). در مطالعه حاضر ضمن بلوغ موشها، تعداد سلول‌هاي هاپلوئيد افزايش يافته كه با كاهش همزمان در سلول‌هاي ديپلوئيد همراه بود. بنابراين كاهش معني‌داري در جمعيت سلول‌هاي هاپلوئيدي پس از بلوغ موشها در گروه 3 و4 نسبت به گروه كنترل به چشم مي‌خورد كه احتمالاً معرف از بين رفتن سلول‌هاي ژرمينال است.
اثراتي را كه hCG در مدت كوتاهي پس از تزريق بر سطح تستوسترون اعمال مي‌كند قبلاً در موش صحرايي و انسان گزارش شده است (33-31). افزايش وابسته به دوز ميزان تستوسترون سرمي، سه روز پس از آخرين تزريق hCG كه در اين مطالعه مشاهده شد اين گزارشات را تأييد مي‌كند. اما اطلاعات چنداني در مورد اثرات hCG در مدت طولاني‌تر پس از قطع تزريق قبل از بلوغ بر توليد آندروژن در دسترس نيست. در مطالعات انجام شده روي انسان، مشاهده شد كه با افزايش ميزان هورمون FSH در افراد بالغي كه در زمان كودكي تحت درمان با hCG جهت رفع نهان‌بيضگي قرار گرفته‌اند سطح تستوسترون طبيعي باقي مي‌ماند (19). در اين مطالعه عليرغم اينكه از لحاظ آماري اختلاف بين گروهها در روز 65 معني‌دار نبود، اما نتايج حاصل از آناليز DNA به روش فلوسايتومتري كاهش تعداد سلول‌هاي ژرمينال هاپلوئيد را نشان مي‌دهد، كه اثرات كاهش‌دهنده سطح تستوستروني ناشي از تزريق hCG را اثبات مي‌كند. اين اثر وابسته به دوز بوده كه بالاترين دوز، تأثير كاهشي بيشتري دارد. اين يافته، كارايي تزريق hCG در كودكان مبتلا به نهان بيضگي را زير سئوال مي‌برد. بررسي بيشتر در اين زمينه ضروري به نظر مي‌رسد.
براساس آناليزهاي مورفولوژيك، كاهش سلول‌هاي ژرمينال در طي اسپرماتوژنز تقريباً از يك قرن پيش شناسايي شده است (23). اين كاهش در طي اسپرماتوژنز طبيعي باعث كاهشي در حدود 75% تعداد سلول‌هاي بنيادي در بيضه بالغ مي‌شود (26-24).
در موش صحرايي، بيشترين كاهش سلول‌هاي ژرمينال در سه مرحله مجزاي اسپرماتوژنز يعني در طي تقسيمات ميتوزي اسپرماتوگوني‌هاي تيپ A، در طي تقسيمات ميوزي اسپرماتوسيتها و در طي اسپرميوژنز ديده مي‌شود (25).
عملكرد ايده آل بيضه بوسيله FSH و آندروژن‌هاي درون بيضه‌اي كه در اثر تحريك هورمون لوتئينيزه القاء مي‌شوند، حمايت مي‌شود. برداشتن هيپوفيز يا خنثي‌سازي گونادوتروپين‌هاي در گردش، تخريب سلول‌هاي اسپرماتوژنيك را افزايش مي‌دهد (29-27). علاوه براين، برخي از يافته‌‌ها نشان مي‌دهند كه كاهش سطح تستوسترون سرمي باعث ايجاد آپوپتوز در سلول‌هاي ژرمينال بيضه خصوصاً سلول‌هاي هاپلوئيد مي‌شود (30). از آنجا كه سطح تستوسترون سرمي طي دو بار تزريق hCG افزايش يافته و به دنبال آن پس از گذشت چند هفته به شدت كاهش مي‌يابد (31)، مي‌توان گفت كه احتمالاً اين كاهش باعث افزايش آپوپتوز در سلول‌هاي ژرمينال پس از تزريق hCG شده كه عمدتاً به دليل حذف اثر آندروژني است.

نتيجه‌گيري
در انسان تغييرات ناشي از تزريق hCG حين نزول طبيعي بيضه به داخل اسكروتوم نيز نشان داده شده است. در اين مطالعه، موشها بيضه‌هاي طبيعي داشته و نهان‌بيضه نبودند كه نشان‌دهنده تأثير منفي تزريقات hCG است. اين نكته بايد هنگام استفاده از hCG جهت نهان‌بيضگي مورد توجه واقع شود؛ چرا كه ممكن است باروري را در كودكاني كه از قدرت باروري خوبي برخوردارند تحت تأثير نامطلوب قرار دهد. اثرات تزريق hCG قبل از بلوغ بر تعداد سلول‌هاي ژرمينال و توليد آندروژن در بيضه موش بالغ وابسته به دوز است. حتي تزريق دوزهاي پايين از hCG قبل از بلوغ باعث كاهش توليد آندروژني پس از بلوغ مي‌شود. دوز بالاي hGC به طور مشخص درصد سلول‌هاي ژرمينال هاپلوئيد در بيضه موش را كاهش مي‌دهد. از آنجا كه به موش hCG انساني تزريق گرديده است، به دليل اينكه ممكن است سيستم ايمني موش را نسبت به اين تركيب فعال نمايد، تحقيقات بعدي نيز در اين زمينه ضروري به نظر مي‌رسد. همچنين نحوه اثر و تكامل سيستم هيپوفيز- هيپوتالاموسي بر سلول‌هاي لايديگ و ترشح تستوسترون نيز بايد مشخص گردد. در تحقيقات آينده مي‌توان تزريق LH را جايگزين hCG كرد و نحوه اثرات آن را نيز بررسي نمود. همراه نمودن تزريق hCG و يا LH با FSH يا استراديول نيز مي‌تواند بر تسريع روند اسپرماتوژنز بدون افزايش آپوپتوز مورد بررسي قرار گيرد. در نهايت اينكه با توجه به اطلاعات قبلي و نتايج اين تحقيق، پيشنهاد مي‌شود استفاده از hCG در كودكان نهان‌بيضه خصوصاً در مورد ميزان دوز آن مورد ارزيابي‌هاي مجدد قرار گيرد.


برچسب‌ها: تأثير گونادوتروپين جفتي انساني, hCG, بر بلوغ سلول‌هاي ژرمينال و ترشح تستوسترون در بيضه
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۹ساعت 2:19  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
گنادوتروپين كوريوني انساني HCg
اين هورمون كه به اصطلاح هورمون حاملگي ناميده مي شود گليكوپروتئيني با فعاليت بيولوژيك بسيار مشابه هورمون لوتئينيزان است و هر دو هورمون از طريق گيرنده غشاي پلاسمايي LH-hCGعمل مي كنند.

hCGتقريباً به طور انحصاري در جفت توليد مي شود اما دركليه جنين نيز ساخته ميشود و تعدادي از بافت هاي جنيني مولكول زير واحد بتا يا مولكول كامل hCG را توليد مي كند.چندين نوع از تومورهاي بدخيم نيز hCG توليد ميكنند و همچنين hCGبه مقدار بسيار كم در بافتهاي مردان و در زنان غیر حامله نيز توليد مي شود.با وجود شناسايي hCG در خون يا ادرار تقريباً هميشه نشانه حاملگي است.

مشخصات شيميايي:

hCG نوعي گليكوپروتئين با بيشترين مقدار كربوهيدرات(30 درصد) در ميان همه هورمونهاي انساني است. جزء كربوهيدراتي هورمون و به ويژه اسيد سيا ليك انتهايي ان مولكول را درمقابل كاتابوليسم محافظت مي كند.نيمه عمر پلاسمايي hCG كامل(36ساعت) بسيار بيشتراز نيمه عمر پلاسماييLH(2ساعت) است. مولكولhCG ازدو زير واحد غير مشابه ساخته شده است كه عبارتند از : زير واحد الفا( داراي92 اسيد امينه) وزير واحد بتا(داراي145 اسيد امينه).اين دو زير واحد با پيوندهاي غير كووالان به يكديگر

متصل شده اند.اين زير واحدها با كمك نيروهاي الكترواستاتيك و هيدروفوبيك در كنار يكديگر قرار گرفته اند.اين هورمون از نظر ساختماني به سه هورمون گليكوپروتئيني ديگر يعني LH,FSH,TSH شباهت دارد.توالي اسيد امينه اي زير واحدهاي الفاي اين چهار گليكوپروتئين يكسان است.زير واحدهاي بتا نيز شباهت هايي به هم دارند اما با توالي هاي اسيد امينه اي مجزايي مشخص ميشوند.



بيوسنتز:

ساخت زنجيره هاي الفا و بتا مجزا ازهم تنظيم مي شود.يك ژن منفرد كه در روي كروموزوم 6 قرار دارد زير واحد الفاي هر يك از چهار هورمون گليكوپروتئيني(hCG,LH,FSH,TSH) را رمزگذاري ميكند.هفت ژن مجزا بر روي كروموزوم 19 براي خانوادهB-hCG,B-LH وجود دارند.6 عدد از اين ژنها B-hCGويك ژن ديگر B-LH رارمزگذاري ميكنند اما فقط 3ژن B-hCG درمقادير قابل توجه بروز مي كنند.

هر دو زير واحد الفا و بتاي hCG به صورت پيش سازهايي با وزن مولكولي بيشتر ساخته ميشوند كه اندوپپتيدازهاي ميكروزومي انها را مي شكنند.به محض اين كه hCG كامل مونتاژ شد مولكول به سرعت از طريق اگزوسيتوز گرانول هاي ترشحي از سلول آزاد مي شود.


-hCGمنشاء سلولي

چنين به نظر ميرسد كه منشائhCG به ميزبان زيادي به زمان حاملگي بستگي دارد. قبل از هفته پنجم بروز hCGهم در سن سيشيوتروفوبلاست و هم در سلول هاي سيوتروفوبلاست ديده ميشود.در اواخر حاملگي زماني كه ميزان سرمي مادر در حداكثر ميزان قرار داردhCGتقريبا به طور انحصاري در سن سيشيوتروفوبلاست توليد ميشود.مقدار mRNAمربوط به زير واحدهاي الفا وبتايhCGدرسن سيشيوتروفوبلاست در سه ماهه اول حاملگي بيشتر از زمان ترم است.اين امر ممكن است نكته قابل توجهي در اندازه گيري hCGپلاسما در فرايندهاي غربالگري براي شناسايي جنينهاي غير طبيعي باشد.

غلظت hCG سرم و ادرار:

مولكول كامل hCG در پلاسماي زنان حامله 9-7 روز بعد از اوج ترشح LH در ميانه سيكل (كه قبل از تخمك گذاري رخ مي دهد) قابل تشخيص است.بنابراين احتمالا hCG در زمان لانه گزيني بلاستوسيت وارد جريان خون مادر ميشود.ميزان خوني hCG به سرعت افزايش مي يابد هر دو روز دو برابر مي شود و بيشترين مقدار ان در هفته هاي 10- 8 حاملگي حاصل مي گردد.حد اكثر ميزان hCG دربين روزهاي 60و80 بعد از اخرين قاعدگي ديده ميشود و تقريبا 100000 ميلي يونيت در ميلي ليتر است.

تقريبا در هفته هاي 12-10 حاملگي ميزان hCG در پلاسماي مادر شروع به كاهش مي كند و حدود هفته20 به كمترين حد مي رسد.در بقيه دوره حاملگي مقدار پلاسمايي hCG در همين حد پايين حفظ مي شود.الگوي ظهور hCGدر خون جنين مشابه طرحي است كه در مادر وجود دارد اما مقدار hCG در پلاسماي جنين فقط حدود 3 درصد مقدار hCG در پلاسماي مادر است.در اوايل حاملگي غلظت hCGدر مايع امنيون مشابه غلظت ان در پلاسماي مادر است.با پيشرفت حاملگي غلظت hCG در مايع امنيون كاهش مي يابد به طوري كه در حوالي ترم مقدار hCG در مايع امنيون فقط يك پنجم ميزان ان در پلاسماي مادر است.hCG ادراري مادر از انواع فراورده هاي حاصل از تجزيه تشكيل مي شود.شكل اصلي hCG در ادرار فراورده نهايي تجزيه hCG يعني قطعه مركزي بتا است.غلظت اين جز از همان الگوي پلاسماي مادر تبعيت مي كند و تقريباَ در هفته 10 به حداكثر مي رسد.مطلب مهم اين است كه آنتي بادي به اصطلاح ضد زير واحد بتا كه در اكثر تست هاي حاملگي مورد استفاده قرار مي گيرد هم با hCG سالم(شكل اصلي در پلاسما) و هم با قطعات hCG(شكل اصلي در ادرار)واكنش نشان مي دهد.



hCG-تنظيم ساخت

هورمون ازاد كننده گنادوتروپينGnRH جفتي احتمالا در تنظيم توليد hCG دخالت دارد.هم گنادوتروپين و هم گيرنده ان بر روي سيتوتروفوبلاست ها و سن سيشيوتروفوبلاست بروز مي كنند.تجويز گنادوتروپين سبب افزايش ميزان hCG در گردش خون مي شود و سلول هاي كشت شده ي تروفوبلاست با افزايش ترشح hCG به افزودن گنادوتروپين پاسخ مي دهند.توليد گنادوتروپين توسط غده هيپوفيز نيز توسط مقادير اينهيبين و اكتيوين تنظيم مي شود.در سلول هاي كشت شده ي جفتي اكتيوين سبب تحريك و اينهيبين سبب مهار توليد GnRH وhCG مي شود.

hCG-عملكرد بيولوژيك

هر دو زير واحد hCG براي اتصال طبيعي ان به گيرنده hCG-LH در جسم زرد و بيضه ضروري هستند.شناخته شده ترين عملكرد بيولوژيك hCG احيا و حفظ عملكرد جسم زرد يعني تداوم توليد پروژسترون است.در زماني از حاملگي مدتها بعد از خاتمه ترشح پروژسترون از جسم زرد در اثر تحريك hCG حداكثرغلظت hCG در پلاسما حاصل مي شود به خصوص ساخت پروژسترون توسط جسم زرد تقريبا در هفته 6 حاملگي علي رغم تداوم و افزايش توليد hCG شروع به كاهش مي كند.

گنادوتروپين كوريوني ترشح تستوسترون توسط بيضه هاي جنين را تحريك مي كند و تقريبا در همان زماني از حاملگي كه ميزان ترشح hCG به بالاترين حد خود مي رسد ترشح تستوسترون از بافت بيضه جنين نيز در بيشترين مقدار خود است.بنابراين در يك زمان بسيار مهم از تمايز ******** جنين مذكر hCG كه از سن سيشيوتروفوبلاست وارد پلاسماي جنين مي شود به عنوان جانشينLH تكثير سلول هاي ليديگ بيضه جنين و ساخت تستوسترون را به منظور افزايش تمايز جنس مذكر تحريك مي كند.

قبل از حدود روز 110حاملگي هيچ نوع ساختار عروقي از هيپوتالاموس به هيپوفيز جنين نمي رود و بنابراين ترشح LH از هيپوفيز بسيار ناچيز است.hCG قبل ازاين زمان به عنوان LH عمل مي كند.پس از اين زمان همچنان كه مقدار hCG كاهش مي يابدLH هيپوفيزي درجات كمتري از قابليت تحريك بيضه جنين را حفظ مي كند.

hCG غده تيروئيد مادر را تحريك مي كند.بعضي از ايزوفورم هاي اسيدي hCG فعاليت تيروئيد را تحريك مي كنند و بعضي از انواع قليايي تر محرك برداشت يد نيز هستند.

بنابراين اين احتمال وجود دارد كه hCG فعاليت تيروئيد را از طريق گيرنده LH-hCG و نيز از طريق گيرندهTSH تحريك كند.

يكي ديگر از عملكردهاي hCG تحريك ترشح ريلاكسين از جسم زرد است.گيرنده هايLH-hCG در ميومتر و بافت عروقي رحم يافت شده اند و با توجه به اين موضوع اين تئوري مطرح شده است كه hCG ممكن است در جهت پيشبرد اتساع عروق رحم و شل شدن عضله صاف ميومتر عمل كند.
این مطلب از سایت fda الهام گرفته است.
توجه : قیمت تومان HCG 1500 IU = موجود نیست
و
تومانHCG 5000 IU = 45000
 
 

برچسب‌ها: HCg, گنادوتروپين
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۱ تیر ۱۳۸۹ساعت 0:49  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
 
  بالا  

ما را در گوگل محبوب کنید