آموزش تخصصی عوارض استروئید در بدنسازی | مهر ۱۳۹۰
 
آموزش تخصصی عوارض استروئید در بدنسازی
 
 
تخصصی ترین مرجع آموزش پرورش اندام و بدنسازی و پاورلیفتینگ و وزنه برداری
 
 
BMR  ميزان كالري مورد نياز بدن



آیا تا به حال در مورد غذایی که در طول روز مصرف می کنید، فکر کرده اید؟ متاسفانه بسیاری از افراد کالری، به اندازه نیاز بدن را مصرف نمی کنند. کالری بیش از اندازه باعث ایجاد جاقی شده و کمبود آن نیز مشکلات دیگری را برای بدن شما ایجاد می کند. خوب پس کمی در مورد "کالری" برای شما توضیح می دهیم.

عملکرد کالری


هر نوع ماده خوراکی (بجز آب) شامل کالری است که باعث تولید انرژی در بدن می شود. اما اگر می خواهید رژیم غذایی مناسبی داشته باشید، باید طرز استفاده کالری مورد نیاز بدن را یاد بگیرید. مشکل این جاست که میزان کالری مورد نیاز در افراد مختلف، متفاوت است؛ چراکه هر فرد به میزان بخصوصی کالری نیاز دارد.

میزان مصرف کالری روزانه ما به عوامل مختلفی از جمله: وزن، قد، جنسیت، سن و فعالیت روزانه بستگی دارد. هر چه فردی جوان تر و خوش اندام تر باشد، نیاز به کالری بیشتری دارد. البته این مقدار کالری با افزایش سن افراد کاهش می یابد.

علیرغم اینکه کالری ها برای بدن بسیار مفید هستند، می توانند عملکرد مضری نیز از خود نشان دهند. آقای دکتر ریچارد ویندراک پروفسور دانشگاه ویسکونسین معتقد است که اگر افراد به اندازه کافی کالری مصرف نمایند هیچ گاه دچار پیری زودرس نمی شوند. یکی از عوامل ایجاد پیری نفوذ رادیکال های آزاد به بافت ماهیچه ای است. اگر بتوانید به اندازه کالری مصرف کنید، از فرایند نفوذ رادیکال ها به داخل بافت ها جلوگیری کرده و بنابراین سلامتی شما تضمین خواهد شد.

کالری موردنیاز

یک رژیم غذایی سالم حاوی چه مقدار کالری است؟


پیش از هر چیز باید بدانید که بدن انسان پروتئین، چربی و کربوهیدارت ها را نیز به کالری تبدیل می نماید. 1 گرم پروتئین و کربوهیدارات برابر است با 4 کالری است و همچنین 1 گرم چربی برابر با 9 کالری می باشد. واضح است که غذاهای پر چرب حاوی کالری بیشتری نسبت به غذاهای کم چرب هستند. اما ساده لوح نباشید! منظور ما این نیست که چون چربی غذایی پایین است پس شما هر چقدر که دوست داشتید می توانید از آن بخورید.

حتی اگر شما در یک وعده غذایی از مقدار زیادی پروتئین استفاده کنید این کار می تواند سلامت شما را به خطر اندازد. یک مرد بالغ قادر به هضم 40 گرم پروتئین در هر وعده غذایی می باشد. هر چه بیش از این مقدار مصرف شود به عنوان چربی در بدن فرد ذخیره می شود. این نکته را زمانیکه در حال رژیم گرفتن به خاطر بسپارید.

کالری مورد نیاز بدن شما باید از 55-60 درصد از کربوهیدرات، 25-30 درصد از پروتئین و 15-20 درصد از چربی تشکیل شود. یک انسان سالم باید میزان کالری مورد نیاز بدن خود را طی 4-6 وعده به بدن برساند که البته به دلیل شرایط شغلی و فرهنگی به ما آموزش داده اند که غذای خود را در 3 وعده نسبتا بزرگتر میل کنیم که این امر به عنوان یک رژیم غذایی سالم به شمار نمی رود.

میزان کالری مورد نیاز یک مرد بالغ فعال ( منظور از فعال بودن ، داشتن حداقل 3-5 مرتبه ورزش در طول هفته می باشد) بر اساس عوامل فوق الذکر در حدود 2500-3000 کالری در هر روز می باشد.





مصرف روزانه کالری

BMR
راه های متفاوتی برای تشخیص میزان کالری مورد نیاز روزانه بدن وجود دارد که ما در این قسمت یکی از آنها را به نان فرمول "هریس بندیک" را برای شما انتخاب کرده ایم. این فرمول یکی از آسانترین راه های محاسبه فرایند بنیادین متابولیک است (BMR ). عوامل مهم در این فرمول عبارتند از: جنسیت، وزن بدن (به کیلو )، قد (به سانتی متر)، و سن. فرمول مذکور به این شکل است.

(سن ×۸ .6) – ( قد × 5 ) + ( وزن × 13.7 ) + 66 = MRM

به عنوان مثال:

1- مرد: 66

2- وزن 75 کیلو : 1027.5 = (75 × 13.7)

3- قد 175 سانتی متر : 875 = (175 × 5 )

4- سن 28 سال : 190.4 = (28 × 6.8 )

مرحله 1 تا 3 و بعد هم مرحله 4 را از مجموع کم کنید که رویهم می شود 1778.1

مضرب فعالیت

بالاخره هر چه میزان فعالیت فرد بیشتر باشد بدن او کالری بیشتری طلب می کند.

افراد بدون فعالیت= (میزان کم یا هیچ گونه فعالیت)1.2 × BMR

افراد کم فعالیت = (کمی نرمش در حدود 1 تا 3 روز در طول هفته)1.375 × BMR

افراد با فعالیت متوسط = (نرمش متعادل در حدود 3 تا 5 بار در طول هفته) 1.55 × BMR

افراد فعال = (ورزش روزانه) 1.725 × BMR

افراد بیش فعال = ( ورزش های سنگین روزانه ) 1.9 × BMR

در این حالت اگر فردی که در مثال بالا میزان کالری مصرفی روزانه او محاسبه شد، دادرای فعالیت فیزیکی متوسطی هم باشد می بایست عدد بدست آمده (1778.1) را در 1.55 ضرب کند تا کالری نهایی مورد نیاز بدن خود را بدست آورد که این مقدار برابر است با 2756 در هر روز.

میزان صحیح کالری


شاید برای بعضی از افراد انجام دادن تمام کارهایی که ذکر شد اندکی دشوار باشد به همین دلیل در این قسمت برای شما یک نمونه از غذاهایی که مصرف آنها در طول روز باعث ایجاد 2700 کالری می شود را آورده ایم (به راحتی با زیاد و کم کردن مصرف می توانید کالری را افزایش و یا کاهش دهید)



صبحانه

3 تکه نان، ¼ فنجان شربت قند : 410 کالری

1 فنجان آب پرتقال : 112 کالری

میان وعده

· گرانولا (نوعی شیرینی) : 140 کالری

· 200 گرم ماست کم چرب: 140 کالری

نهار

ساندویچ سبزیجات (پیاز، سیب زمینی، کاهو) : 530 کالری

سالاد فصل: 110 کالری

میان وعده

نوشیدنی دارای پروتیین ( به عنوان مثال شیر موزی که حاوی شیر 2% چربی و یک موز باشد)

شام

یک قطعه ماهیچه ( به همراه نان و تخم مرغ): 380 کالری

برنج پختخ شده: 160 کالری

سالاد کلم : 70 کالری

میان وعده

یک عدد تون ماهی همراه با پیاز و 2 قاشق سوپ خوری سس مایونز : 150 کالری

شکستن رسم و رسومات


نهار باید مقدار بیشتری کالری نسبت به شام دارا باشد. فرهنگ غربی ها معمولا شام را مفصل تر از نهار در نظر می گیرد. این کار از نظر علمی صحیح نیست، چرا که شام معمولا در آخر روز زمانی که فعالیت های انسان پایان می پذیرد مصرف می شود (زمانیکه بدن به انرژی زیادی نیاز ندارد). از ساعت 6 بعد از ظهر به بعد مردم معمولا به تماشای تلویزیون مشغول می شوند.

12 تا 6 بعد از ظهر معمولا پر فعالیت ترین ساعت روز به شمار می رود. زمانی است که افراد بیشترین فعالیت را انجام می دهند. به همین دلیل نهار نسبت به سایر وعده های غذایی باید حاوی بیشترین میزان کالری و کربو هیدارت باشد.

به علاوه شام آخرین وعده غذایی است. مجددا باید بگوییم که این کار اشتباه است. چرا باید بعد از شام و وعده بعدی غذایی یعنی صبحانه چیزی نخوریم؟ زمانی که شکم شما برای مدت زمان زیادی خالی بماند، سطح انرژی در آن دگر گون می شود. این امر باعث می شود زمانیکه شما دوباره غذا مصرف می کنید میزان چربی بیشتری در بدن شما ذخیره می شود و همانطور که قبلا هم به آن اشاره شد بعضی از مواد غذایی خاص اگر بیش از مقدار مورد نیاز مصرف شوند در بدن تبدیل به چربی می شوند. این امر باعث ایجاد شکاف در روند غذایی فرد می شود که خود یکی از مهمترین عوامل بروز چاقی در آمریکای شمالی به شمار می رود.

استفاده مکرر از مواد غذایی در وعده های کوچک تر خیلی سالم تر از مصرف زیاد غذا در چند وعده مختصر می باشد.

چگونه به هدف برسیم؟


چگونه می توانید چنین رژیم سالمی را نگه دارید؟ بهتنرین راه خریداری کتاب "حساب تغذیه" است. قیمت چنین کتاب هایی در حدود 700 تومان است، اما می توانند زندگی شما را از نابودی نجات دهند. در آنها جداول معینی برای ثبت کالری، پروتیین، چربی و کربوهیدرات می باشند.

برخی از آنها میزان کالری برخی محصولات غذایی معروف مثل مک دونالد و یا تاکو بل را نیر در خود گنجانده اند. شما باید تمام مواد غذایی که در طول روز مصرف می کنید را در آن یادداشت نمایید. و بعد از کتاب خود برای تعیین ارزش غذایی رژیم خود استفاده کنید.

محاسبه میزان مصرف کالری روزانه شما آنقدرها هم که تصور می کنید، مشکل نیست. خیلی از افراد تصور می کنند که رژیم غذایی سالمی استفاده می کنند اما، زمانی که چشمشان به یکی از این کتالب ها می خورد تازه متوجه می شوند که چقدر در اشتباه بوده اند. برای یکبار هم که شده این شیوه را به کار امتحان کنید، حتم دارم که همه شما از مواجهه با حقیقت شگفت زده خواهید شد. خیلی از ما بدون اینکه خودمان هم متوجه باشیم از رژیم غذایی نا مناسبی استفاده می کنیم. بنابراین به خودتان لطف کنید و برای یکبار در کل زندگی تان هم که شده مصرف روزانه کالری خود را محاسبه کنید؛ قول می دم که پشیمان نخواهید شد.
 
خلاصه :
 
-ابتدا انرژی پايه را حساب می کنيم( با استفاده از فرمول هريس بنديکت):
(سن×4.7)-(قد×1.7)+(وزن×9.6)+655=برای زنان
(سن×6.8)-(قد×5)+(وزن×13.7)+66= برای مردان
(قد را به سانتيمتر و وزن را به کيلوگرم در نظر می گيريم)


2-سپس فاکتور فعاليت را برای فرد تعيين می کنيم:
-برای افراد بسيار غير فعال= 1.3
-برای افرادی که کمی فعال هستند= مردان: 1.6 / زنان: 1.5
-برای افرادی که فعاليت متوسط دارند= مردان: 1.7 / زنان: 1.6
_برای افرادی که فعاليت سنگين دارند=مردان: 2.1 / زنان: 1.9


3-انرژی پاِيه را درفاکتور فعاليت ضرب می کنِيم. کالری مورد نياز روزانه بدست می آيد.
65-55% اين کالری را برای کربو هيدرات 30-25% را برای چربی و20-15% آن را برای پروتئين در نظر می گيريم.

برای محاسبه وزن نرمال به طريق زير عمل می کنيم:

(اختلاف قد از 150×0.9)+45=زنان-
(اختلاف قد از 150×1.1)+48=مردان-

لینک کالری مورد نیاز در فعالیت های مختلف :

http://www.caloriecontrol.org/

 

 لینک محاسبه کالری مورد نیاز فرد :

http://www.muscleandstrength.com/too...alculator.html

 

مقدار کالری غذاها و میوها رو  :

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۰ساعت 3:56  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
برای عضو شدن در کانال علمی ورزشی ما بر روی عکس تلگرام کلیک کنید.

آغاز بکار کانال اطلاع رسانی اولین کنگره تغذیه ورزشی ایران

 

سوال دوست عزیز :

 

سلام.خسته نباشید.
من یکسری ابهامات درباره ویتامین ها داشتم.اگه بتونید جواب بدید ممنون میشم.
خیلی جاها خوندو که ویتامین هایی مثل روی و کلسیم با هم تداخل دارند و در واقع عناصری که 2ظرفیتی اند مثل منیزیم, روی و ...در جذب با هم با هم تداخل دارند.آیا این درسته؟چون من مکملهای ویتامینی دیدم که توش روی منیزیم کلسیم همش با هم هست!!!
و اینکه میخواستم بدونم که زمان جذب ویتامین ها چقدر است که اگر ویتامینی با دیگری تداخل داره چجوری مصرفشون کنیم؟یکروز درمیون؟یکیشو صبح یکیشو شب؟...

پاسخ :

این مطلبو من چند ماه پیش تو روزنامه سلامت خوندم شانسی روزنامه رو نگه داشته بودم بخونو حلشو ببر بعدم باسه ما دعا کن و یه نظری بده و به دوستات بگو سایتش بده

یک نمونه از این تداخل هارا برایمان مثال بزنید؟

ـ بله. مثلا همان طور که می دانید آهن به ۲ شکل کلی در طبیعت وجود دارد؛ یکی، آهن المنتال یا عنصری و دیگری، آهن «هِم». آهن «هِم»، همان آهنی است که در مواد غذایی با منشأ حیوانی وجود دارد و خیلی تحت تاثیر عوامل مختلف قرار نمی گیرد و به راحتی در بدن هضم و جذب می شود. شاید جالب باشد که بدانید تنها عاملی که می تواند حتی جذب آهن هم را مختل کند، آهن المنتال است. آهن المنتال همان قرص های فروس سولفاتی است که خیلی از خانم ها برای رفع کم خونی شان آن را بدون تجویز از داروخانه تهیه و مصرف می کنند و نمی دانند که با این کار نه تنها کم خونی شان را از بین نمی برند؛ بلکه جذب آهن هِمی را که از طریق خوردن گوشت به بدنشان رسیده، مختل می کنند.

مصرف قرص های کلسیم هم بین مردم خیلی رایج است. مصرف خودسرانه این قرص ها هم می تواند عوارضی داشته باشد؟

ـ بله، مکمل های کلسیم می توانند روی جذب عناصر دوظرفیتی دیگر مانند روی، مس و منیزیم تاثیر بگذارند و به طور کلی عناصر دوظرفیتی با یکدیگر تداخل دارند و جذب هم را مختل می کنند.

▪ آیا ممکن است مصرف مکمل ها، تداخل دارویی هم ایجاد کند و اثر دارویی که می خوریم را از بین ببرد؟

ـ بله؛ خیلی از داروها می توانند روی جذب کلسیم اثر منفی داشته باشند و از سوی دیگر، بسیاری از مکمل ها هم می توانند در اثربخشی داروها اختلال ایجاد کنند. به همین خاطر وقتی یک پزشک یا متخصص تغذیه می خواهد برای بیمار یا مخاطبش، مکملی را تجویز کند ابتدا یک شرح کامل از او می گیرد تا بداند چه بیماری هایی دارد و چه داروهایی مصرف می کند. سپس ساعت و میزان مصرف مکمل ها را به گونه ای برای او برنامه ریزی می کند که تداخلی با داروهای مصرفی اش پیش نیاید یا حداقل تداخل ایجاد شود و او بتواند با کمترین دوز مصرفی، بیشترین استفاده را از آن دارو یا مکمل ببرد.

▪ با این اوصاف،خیلی از مکمل ها می توانند با یکدیگر یا با مواد مغذی دیگر تداخل داشته باشند. یعنی مصرف شربت های مولتی ویتامین مینرال که چند مکمل را با هم دارند، هیچ فایده ای ندارد؟

ـ شربت های مولتی ویتامین مینرال متفاوت هستند. از نظر تکنولوژی دارویی، امکان اینکه یک شرکت داروسازی بتواند چنین شربتی را تولید کند به نحوی که هیچ کدام از مکمل هایش اثر یکدیگر را از بین نبرند، وجود دارد. اما متاسفانه تمام مارک هایی که این شربت ها را به بازار ارائه می دهند، معتبر نیستند و ما باید تنها به نام های تجاری معروف و معتبر چنین داروهایی اکتفا کنیم. کارخانه های معتبر، این شربت ها را طوری تولید می کنند که ویتامین های گروه B در قسمت خاصی از دوازدهه آزاد شوند یا آهن در بخش خاصی از روده باریک و کلسیم هم در بخشی از ابتدای روده بزرگ.

▪ آیا گروه خاصی هم هستند که نسبت به مصرف مکمل ها آسیب پذیرتر باشند؟

ـ نه! نمی توان گفت که مصرف خودسرانه مکمل ها می تواند برای گروه خاصی از مردم ضرر بیشتری داشته باشد. ممکن است مصرف هر یک از انواع مکمل ها با توجه به میزان مصرف و افراد مصرف کننده برای گروهی مضر باشد. بگذارید یک مثال دیگر بزنم. آهن درست مانند یک شمشیر ۲ لبه می ماند که هم کمبود آن منجر به کم خونی می شود و هم مصرف بیش از اندازه آن می تواند مانند یک ماده اکسیدکننده و سمی عمل کند و باعث افزایش اکسیداسیون در سطح سلولی شود. در نتیجه سلول ها را تخریب کند و به آنها آسیب برساند. بنابراین خیلی از خانم هایی که خودسرانه قرص آهن مصرف می کنند باید حواسشان به این موضوع باشد.

▪ آیا خطای رایجی هم در مصرف سایر مکمل ها وجود دارد؟

ـ تا دلتان بخواهد! به عنوان نمونه، خیلی از مردم، مکمل کلسیم مصرف می کنند و نمی دانند که اگر کلسیم همراه با ویتامین D نباشد، تقریبا هیچ اثری ندارد؛ چون عامل مهم در جذب کلسیم، ویتامین D است. بنابراین کسی که قرص کلسیم می خورد، باید مطمئن باشد که در مکمل اش، ویتامین D هم به صورت همزمان وجود دارد زیرا این ویتامین D است که به جذب کلسیم کمک می کند. ناگفته نماند که کمبود ویتامین D و کلسیم، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. اشتباه شایع دیگر مصرف طولانی مدت مکمل آهن است که این کار هم می تواند به شدت بر جذب روی اثر بگذارد و جذب این ماده معدنی را در بدن کاهش دهد.

ادامه مطلب از مجله تغذیه

 

غذاها و مواد مغذي موجود در آنها از مهم ترين و معتبرترين عواملي هستند که بر زيست دسترسي و عملکرد داروهاي خوراکي در بدن تاثير مي گذارند. اين تاثيرات به دليل وجود ترکيبات متنوعي از مواد معدني، مواد آلي، پروتئين ها و ويتامين ها در غذاها و همچنين فرمولاسيون داروها بسيار پيچيده است و در بسياري از موارد قابل پيش بيني نيست. به همين جهت پيشگيري از تداخل غذا - دارو بسيار دشوار مي باشد و به دليل همين پيچيدگي، در حال حاضر نيز مطالعات بيشتري توسط مراکز تحقيقاتي و شرکت هاي دارو سازي نسبت به تداخل دارو - دارو انجام شده است تا تداخل غذا - دارو.
از طرف ديگر داروها نيز با تاثير بر جذب، زيست دسترسي و دفع مواد مغذي با عملکرد غذاها در بدن تداخل دارند. جملاتي نظير نيم ساعت قبل از غذا، يک ساعت بعد از غذا، با معده خالي، روزي يک عدد و... را هميشه به هنگام تجويز داروها توسط پزشک و يا بر روي بسته داروها مشاهده مي کنيد. يکي از مهم ترين دلايلي که بايد به اين جملات هنگام مصرف دارو توجه نمود، وجود همين تداخلات دارو- غذا و غذا - دارو است که تاکنون شناخته شده اند. توجه به تداخل دارو و غذا به هنگام مصرف طولاني مدت دارو بسيار مهم است و غالبا اثراتي که داروها در کمبود ويتامين ها و مواد معدني مي گذارند، به دنبال مصرف مزمن دارو ايجام مي گردد.
توجه به تداخل غذا - دارو براي چه افرادي حائز اهميت است؟
سالمندان: اين گروه نه تنها به علت اينکه از داروهاي متعددي براي مدت طولاني استفاده مي کنند، بلکه به علت تغييرات ايجاد شده در ترکيب بدن از نظر افزايش توده چربي، کاهش توده عضلاني، کاهش ميزان آب بدن ، کاهش سرعت جريان خون در بدن از جمله در کبد و کليه ها، کاهش سطح جذب در دستگاه گوارش و کاهش توده کبد و کليه ها، کاهش حرکات و ترشحات دستگاه گوارش بيش از ساير گروه هاي سني در معرض خطر اين تداخلات هستند و به هنگام مشاوره تغذيه براي سالمندان اين موضوع را بايد مد نظر قرار داد.
کودکان در حال رشد.
زنان باردار.
مبتلايان به سوءتغذيه و افرادي که تغذيه متعادل و متنوع ندارند.
افرادي که بيش از دو نوع دارو در روز مصرف مي کنند.
افرادي که نوشيدني هاي الکلي مصرف مي کنند و سيگار مي کشند.
افرادي که از دارو هاي بدون نسخه (OTC) استفاده مي کنند. اصولا اين داروها خطرناک تر هستند، زيرا بدون توجه به تداخلات همرا غذا مصرف مي شوند، مانند آسپرين که باعث کمبود ويتامين c، آنتي اسيدها که باعث کمبود فسفر و داروهاي مدر که باعث دفع پتاسيم مي شوند.
در حقيقت اثرات داروها بر جذب مواد مغذي برخلاف تاثير آنها بر اشتها که براحتي توسط فرد بعد از چند روز مصرف دارو تجربه مي شود، تا زمان بروز علايم کمبود، هشداري ايجاد نمي کند.
برخي داروها با اثر بر روي مخاط دستگاه گوارش، نظير آسپرين، کلشي سين و نئومايسين در جذب چربي ها، لاکتوز، کلسيم، آهن، سديم و پتاسيم تاثير مي گذارد.
برخي داروها با تغيير اسيديته دستگاه گوارش باعث اختلال در جذب ويتامين b12 و آهن مي شوند، از آنجا که جذب کلسيم، آهن، منيزيم و روي با کاهش اسيديته معده مختل مي شود، مصرف طولاني مدت اين داروها در افرادي که رژيم غذايي متعادل و متنوعي ندارند، مي تواند باعث بروز کمبود شود.
برخي از داروها فعاليت اسيدهاي صفراوي را تغيير مي دهند، مثلا داروهايي که براي کاهش کلسترول خون استفاده مي شوند، با کاهش جذب چربي ها کاهش جذب ويتامين هاي محلول در چربي را نيز به دنبال دارند.
برخي از داروها زمان عبور مواد غذايي از دستگاه گوارش را تغيير مي دهند، مثلا ملين ها، مسهل ها و يا داروهايي که سوربيتول در فرمولاسيون آنها وجود دارد (براي مثال الگزير تئوفيلين) باعث عبور سريع غذا از دستگاه گوارش مي شوند. در نتيجه فرصت جذب را کاهش مي دهند و باعث از دست رفتن کلسيم و پتاسيم مي گردند.
برخي از داروها به مواد مغذي متصل مي شوند، مثلا هيدروکسيد آلومينيوم موجود در برخي آنتي اسيدها به فسفر متصل شده و مانع جذب و رسيدن آن به استخوان ها مي گردد، بنابراين مصرف طولاني مدت آنتي اسيد ها باعث کاهش فسفر و در نتيجه ضعف عضلاني (در موارد خفيف) و استئومالاسي (در موارد شديدتر) مي شود.
داروها غير از اختلال در جذب مواد مغذي از طرق ديگر نيز مي توانند با مواد مغذي مورد نياز بدن تداخل داشته باشند:
برخي داروها فلوميکروبي دستگاه گوارش را از بين مي برند، مثلا مصرف طولاني مدت آنتي بيوتيک ها با از بين بردن فلور ميکروبي دستگاه گوارش، باعث کاهش توليد ويتامين k در روده مي شود.
برخي داروها بر متابوليسم مواد مغذي اثر مي گذارند، مثلا قرص هاي ضد بارداري باعث اختلال در متابوليسم ويتامين B6 و فولات مي شوند و يا داروهاي ضد افسردگي متعلق به گروه مهار کننده هاي مونوآمين اکسيداز (MAO) موجب غير فعال شدن آنزيم تجزيه کننده تيرامين مي گردند. تيرامين ماده اي است که در پنير کهنه، سوسيس دودي، سالامي، گوشت هاي فرايند شده، سس سويا، خاويار، و باقلا وجود دارد. سطح بالاي تيرامين در خون باعث افزايش فشار خون، سردرد، حالت تهوع و... مي شود، به همين جهت بايد از مصرف مواد غذايي حاوي تيرامين تا سه هفته بعد از قطع اين داروها ضد افسردگي اجتناب نمود. داروهاي ضد انعقاد نيز باعث متابوليسم سريع تر ويتامين D در کبد و دفع سريع تر آن در بدن مي شوند.
برخي داروها نيز باعث افزايش دفع ويتامين ها و مواد معدني مي شوند که شايع ترين آنها عبارتند از: داروهاي مدر که باعث دفع پتاسيم مي گردند و آسپرين که باعث دفع فولات مي شود.
غذاها نيز از طرق مختلف بر اثر بخشي داروها اثر مي گذارند:
1- تاثير بر قدرت جذب داروها: همانطور که داروها غالبا باعث کاهش جذب مواد مغذي مي گردند مواد غذايي نيز در اغلب موارد باعث کاهش اثر داروها مي شوند، بنابراين به عنوان يک قانون کلي، داروسازان حداقل نيم ساعت فاصله را قبل و بعد از صرف غذا براي مصرف دارو و يا مصرف دارو را با معده خالي، يعني يک ساعت قبل از غذا و يا دو ساعت بعد از غذا، توصيه مي کنند، به جز در موارد استثناء که ذکر مي شود و در مواردي که پزشک تجويز ديگري کرده باشد. چنانچه مجبور به مصرف دارو همراه با غذا هستيد، بايد يک روال ثابت را داشته باشيد به اين معنا که ساعت صرف غذاي خود را با دارو تنظيم کنيد به جاي آنکه ساعت صرف دارو را با زمان وعده غذايي تنظيم کنيد، مثلا اگر قرار است دارويي را با صبحانه ميل کنيد، زمان صرف صبحانه نبايد يک روز ساعت 7 و روز ديگر ساعت 10 باشد. اين کار جذب دارو در بدن شما اشکال ايجاد مي کند، مخصوصا اگر دارو را به مدت طولاني مصرف کنيد، مانند داروهاي هورموني (مثل لووتيروکسين)، داروهاي ضد ديابت (متفورمين و گليبن کلاميد) و بعضي از داروهاي قلبي - عروقي.
وجود غذا در معده باعث تاخير در جذب پني سيلين و آموکسي سيلين و داروهاي ضد فشار خون نظير کاپتوپريل مي شود. همچنين وجود غذا در معده و تماس اسيد معده براي مدت طولاني با کاپتوپريل و همچنين اريترومايسين باعث تجزيه سريع تر دارو مي شوند.
مواد معدني موجود در برخي مواد غذايي مثل آهن موجود در گوشت با اتصال به آنتي بيوتيک هايي نظير تتراسايکلين و سپيروفلوکساسين باعث کاهش جذب دارو و غلظت خوني آن مي شوند.
فرآوردهاي لبني باعث کاهش اثر تتراسايکلين و سيپروفلوکساسين مي شوند، بنابراين مصرف مکمل کلسيم نيز بايد حداقل با 2 ساعت فاصله از مصرف اين آنتي بيوتيک ها باشد. در غير اين صورت غلظت خوني آنتي بيوتيک به مقدار مودر نياز نمي رسد.
مصرف فيبرهاي غلات، سبوس، حبوبات و اگزالات ريواس و اسفناج جذب قرص هاي کلسيم را کاهش مي دهد.
مصرف همزمان چاي و قهوه، حبوبات، تخم مرغ و لبنيات با مکمل آهن (فروس سولفات)، آن را به صورت کمپلکس نامحلول درمي آورند و مانع جذب آن مي شوند.
داروهاي ضد قارچ مثل گريزوفلووين و فلوکونازول که محلول درچربي هستند، در صورت مصرف با غذاهاي چرب، بهتر جذب مي شوند.
2- برخي مواد غذايي باعث تغيير سرعت متابوليسم داروها از طريق تشديد يا مهار عملکرد آنزيم هاي موثر بر آنها مي شوند:
گريپ فروت مهمترين مثال براي اين مورد است که به علت مهار آنزيم تجزيه کننده داروها باعث کاهش سرعت متابوليسم داروهاي متعدد مي شود. لازم به ذکر است که اثر گريپ فروت حتي تا 24 ساعت بعد از مصرف در بدن باقي مي ماند. داروهايي که گريپ فروت نبايد با آنها مصرف شود، عبارتند از:
داروهاي ضد کلسترول از خانواده استاتين ها (لواستاتين و آترووستاتين) خصوصا اگر افراد براي بار اول از اين داروها استفاده مي کنند، زيرا آب گريپ فروت اثر اين داروها را به راحتي تا 2 برابر افزايش مي دهد. همچنين بيماراني که از سيزاپرايد، سرترالين، بوسپيرون ، ديازپام، بربازولام ، ميدازولام کاربامازپين، داروهاي کاهنده فشار خون نظير لوزارتان، داروهاي ضد آريتمي، ضد آنژين، داروهاي مهار کننده سيستم ايمني، داروهاي هورموني نظير اتينيل استراديول، پروژسترون و ضد بارداري خوراکي استفاده مي کنند بايد اکيدا از مصرف گريپ فروت خودداري نمايند.
ترکيبات غير مغذي موجود در مواد غذايي نظير ترکيبات اندول موجود در خانواده کلم، فلاوون ها در مرکبات و ميوه جات و ترکيبات ايجاد شده در غذاهايي که مستقيما با ذغال تهيه مي شوند سرعت متابوليسم داروها را افزايش مي دهند، براي مثال مصرف همزمان گوشت قرمز کباب شده با داروهاي ضد آسم (تئوفيلين ، پردوافدرين و ...) باعث کاهش اثر اين داروها به علت افزايش متابوليسم دارو مي گردد.
ترکيبات اسيدي موجود در آبميوه ها مي توانند اثر بخشي آنتي بيوتيک ها (نظير پني سيلين) را کاهش دهند و در عين حال مصرف داروي کينيدين همراه با آب مرکبات به علت کاهش متابوليسم دارو در بدن باعث افزايش طول اثر دارو مي گردد.
3- مواد غذايي با تغيير اسيديته ادرار باعث افزايش يا کاهش سرعت دفع دارو مي شوند. برخي داروها به محيط اسيدي تر براي دفع نياز دارند و اگر ادرار به اندازه کافي اسيدي نباشد به مقدار بيشتري توسط کليه بازجذب مي شوند، نظير آنتي بيوتيک جنتامايسين و داروي ضد آريتمي پروکايناميد. مصرف بيش از حد آبميوه، دريافت کم پروتئين در رژيم غذايي و مصرف آنتي اسيد ها باعث به وجود آمدن اين وضعيت مي شود.
4- ترکيبات شيرين بيان، نوشابه هاي الکلي، موز، شکلات، پنير، انجير، جگر، ماهي، ترشي، آناناس، مخمر و مالت ممکن است به علت آمين هاي موثر بر افزايش فشار خون، سبب کاهش اثر داروهاي کاهش دهنده فشار خون شوند (البته مصرف يکبار در روز از ترکيبات شيرين بيان مشکلي ايجاد نخواهد کرد).
5- مصرف شير و لبنيات يا غذاياي حاوي کلسيم همزمان با گليکوزيدهاي قلبي ممکن است آرتيمي ايجاد کند. گليکوريس شيرين بيان هيپوکالمي را القاء مي کند و موجب مسموميت با ديگوکسين مي شود. کربوهيدرات زياد موجب کاهش جذب دارو مي گردد.
6- مصرف 3 تا 4 فنجان چاي يا قهوه در روز ممکن است اثر دگزامتازون و فنوتيازين را افزايش دهد.
7- سبزيجات برگدار سبز ( کاهو، اسفناج، کلم، شلغم و سويا) اثر داروي وارفارين را کاهش مي دهند.
8- مصرف نوشابه هاي الکلي همزمان با داروهاي آرام بخش و خواب آور باعث افزايش اثر تضعيف کنندگي سيستم اعصاب (خواب آوري، کما و مرگ) اين داروها مي گردد.
9- مصرف مايعات داغ همزمان با دارو باعث از بين رفتن دارو و کاهش اثر دارو خواهد شد.
در پايان اين قسمت از مقاله لازم است اين نکته را نيز به ياد داشته باشيد که مکمل ويتامين ها نيز خود باعث تداخل غذا و دارو در برخي موارد مي شوند:
ويتامين A: افرادي که براي آکنه هاي مقاوم و يا پسوريازيس از ترکيبات رتينوئيدي (که پيش ساز ويتامين A هستند) ، نظير ايزوترتينوئين (آکوتان) و آسيترتين (زورياتان) استفاده مي کنند، بايد نسبت به مصرف ويتامين A به صورت مکمل (موجود در مولتي ويتامين ها) و همچنين منابع غذايي غني از ويتامين A (نظير جگر) احتياط کنند زيرا احتمال خطر مسمويت وجود دارد.
ويتامين E: افرادي که از وارفاين استفاده مي کنند، نبايد از ويتامين E بيش از 800IU استفاده کنند، زيرا خطر خون ريزي را افزايش مي دهد. به علاوه افرادي که تحت شيمي درماني هستند، بايد از مصرف ويتامين E به صورت مکمل خودداري کنند.
ويتامين K: افرادي که از وارفارين استفاده مي کنند، بايد از مصرف زياد منابع غذايي اين ويتامين (نظير انواع کلم قمري، کلم بروکلي، و بروکسل) همزمان با دارو خودداري کنند ، زيرا اثر بخشي دارو را کاهش مي دهند.
مکمل روي آهن نيز با يکديگر تداخل دارند و هر يک مانع از جذب ديگري مي شوند.

 

و اما سوال دیگر دوست عزیز در مورد خام خوردن تخم مرغ باید بگم شاید تو فیلم راکی هم دیده باشید ولی خام خوردن تخم مرغ کار اشتباهی است چون در بدن انسان آنزیم خام خواری وجود ندارد.

پشتیبانی آنلاین


برچسب‌ها: تداخل ویتامین ها
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰ساعت 2:21  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 

 

برای عضو شدن در کانال علمی ورزشی ما بر روی عکس تلگرام کلیک کنید.

آغاز بکار کانال اطلاع رسانی اولین کنگره تغذیه ورزشی ایران

اگر اين قرص را به همراه چاي يا شير بخوري، هيچ اثري نخواهد داشت. مي‌گويند بهتر است صبح ناشتا قرصت را بخوري تا ميزان جذبش بيشتر شود و ده‌ها نسخه ديگر كه توسط اطرافيان و آشنايان براي ميل كردن قرص‌ها پيچيده مي‌شود اما براستي براي جذب بيشتر ويتامين‌ها، بهترين زمان چه هنگام است، صبح، ظهر، شب، چه وقت؟

دكتر تيرنگ نيستاني، متخصص تغذيه باليني و مدير گروه تحقيقات تغذيه در انستيتو تحقيقات تغذيه و صنايع غذايي كشور درخصوص زمان مصرف مكمل‌هاي ويتاميني و مواد معدني، مي‌گويد: از آنجا كه تنوع اين مواد زياد است، اين فرآورده‌ها اغلب همانند ويتامين‌هاي A ،D  و‌E  محلول در چربي‌اند و گاهي برخي از مواد معدني با مواد غذايي تداخل دارند كه در برخي مواقع اين تداخل به نفع جذب آنهاست و گاهي بالعكس، پس بهترين راهكار اين است كه هنگام مصرف مكمل‌ها ابتدا به جنس و زمان مصرف آن دقت شود.

به گفته وي، كلسيم يكي از مكمل‌هايي است كه ممكن است توسط بسياري از افراد مصرف شود كه مي‌تواند با ويتامينD نيز همراه باشد.
دكتر نيستاني با اشاره به اين كه كلسيم در مكمل‌هاي به شكل ملح (نمك)‌ وجود دارد، كربنات كلسيم را يك نمونه از آن ذكر كرده و مي‌گويد: معمولا اين نوع از مكمل‌ها به خودي خود جذب بالايي ندارند و براي جذب، بهتر است كلسيم از آنيون (كربنات)‌ جدا شود تا قابليت جذب پيدا كند كه براي اين كار اسيد معده، آنزيم‌هاي گوارشي و PH  مناسب نياز است و به زبان ساده‌تر، اگر قرص كلسيم با معده خالي مصرف شود، جذب بالايي نخواهد داشت چرا كه در معده خالي به ميزان لازم، اسيد ترشح نمي‌شود. پس قرص كلسيم كربنات بايد ضمن مصرف غذا يا بلافاصله پس از غذا هنگامي كه آنزيم‌هاي گوارشي و اسيد معده ترشح شده‌اند، مصرف شود تا جذب بالايي داشته باشد.

به گفته اين متخصص تغذيه، ويتامين D همراه كلسيم نيز به دليل اين كه محلول در چربي است، چنين خاصيتي را دارد و براي جذب، وجود چربي در دستگاه گوارش ضرورت دارد تا به تبع‌ آن، صفرا ترشح شود.
وي در ادامه متذكر مي‌شود: ولي اين به آن معنا نيست كه ويتامينD  بايد با چربي مصرف شود؛ بلكه منظور مصرف آن همراه غذا يا بلافاصله پس از صرف غذاست كه حتي مي‌تواند اين غذا «شير» باشد.
گفتني است، برخي بر اين تفكرند كه اگر كلسيم با شير مصرف شود، از مقدار جذب آن كاسته مي‌شود؛ در حالي كه شير منبع كلسيم است و بايد گفت اگر دريافت روزانه كلسيم زياد باشد، درصد جذب كاهش مي‌يابد.

به عنوان مثال مصرف 50 ميلي‌گرم كلسيم با شير 70 الي 80 درصد جذب خواهد داشت؛ چراكه شير خود داراي كلسيم است و اين احتمال مي‌رود كه مي‌تواند درصد جذب را كاهش دهد؛ ولي برآوردها نشان مي‌دهد اين كاهش تا مصرف 500 ميلي‌گرم كلسيم در يك وعده غذايي محسوس نيست، ضمن اين كه بايد توجه داشت كه شير خود داراي لاكتوز است و همين ماده از علل جذب بيشتر كلسيم مي‌باشد و نهايتا بايد گفت مصرف روزانه كلسيم با شير، مساله‌ساز نيست.

آمارها نشان مي‌دهد بسياري از زنان دچار كمبود آهن هستند و وقتي به پزشك مراجعه مي‌كنند، برايشان فراورده‌هاي آهن تجويز مي‌شود كه اين آهن از نوع «معدني» است و از آنجا كه آهن معدني معمولا داراي جذب بالايي نيست و به شكل فراورده‌هاي گياهي است، معمولا جذبشان تحت تاثير بسياري از مسائل قرار مي‌گيرد (ولي آهن آلي كه در فرآورده‌هاي جانوري «گوشت» يافت مي‌شود، شرايط جذب تحت تاثير اين مسائل قرار نمي‌گيرد)‌ مثلا اگر آهن با شير يا غذايي كه در آن كلسيم است خورده شود، مقدار جذب را بسيار كاهش مي‌دهد يا اگر همراه غذايي با فيبر زياد ميل شود، جذب آهن را مهار مي‌كند بنابراين بهتر است آهن و فراورده‌هاي آن همراه با آبميوه طبيعي كه حاوي مقداري ويتامين C است ميل شود ولي در زناني كه پس از مصرف قرص «فروس سولفات» دچار تهوع مي‌شوند چاره‌اي بجز مصرف قرص پس از غذا نيست.

دكتر نيستاني درخصوص مصرف ويتامين‌هاي گروه B با اشاره به اين كه جذب اين گروه از ويتامين‌ها وابسته به غذا نيست و معمولا حتي با معده خالي نيز به خوبي جذب مي‌شوند، در ادامه اظهار مي‌كند: فراورده‌هاي روي نيز با معده خالي جذب بهتري دارند و همچنين مي‌توان گفت معمولا ويتامين‌هاي گروه B و C مي‌توانند با معده خالي جذب شوند، مشروط بر اين كه فرد دستگاه گوارشش مشكلي نداشته باشد. از آنجا كه ويتامينA جزو فراورده‌هاي محلول در چربي است بايد با غذا ميل شود.
و يك توصيه اين متخصص تغذيه در پايان يادآور مي‌شود: مكمل‌ها داراي ظاهري آرام و بي‌خطرند كه اگر سر خود و غيرتخصصي مصرف شوند، بعضا مي‌توانند خطرناك شوند پس بهترين راه براي مصرف مكمل‌ها، مشورت كردن با پزشك است.

پشتیبانی آنلاین


برچسب‌ها: ويتامين‌هاي مكمل را چه موقع بخوريم
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ۷ مهر ۱۳۹۰ساعت 2:23  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
کلسترول برای بدن ضروری است.این چربی در کبد بیوسنتز شده و در صفرا به روده ترشح میشود. کلسترول نقش مهمی در جذب چربیها و بعضی از ویتامینها را از دستگاه گوارش انجام میدهد.

از الکلهای استروئیدی در لیپیدها مهمترین آن کلسترول است که در تمامی سلولهای بدن بویژه در سلولهای عصبی وجود دارد. کلسترول تماما در بافت جانوری یافت شده و گیاهان فاقد این نوع الکل هستند.
کلسترول برای بدن ضروری است. این چربی در کبد بیوسنتز شده و در صفرا به روده ترشح میشود. کلسترول نقش مهمی در جذب چربی ها و بعضی از ویتامینها را از دستگاه گوارش انجام میدهد. بسیاری ار هورمونهایی که در بدن بیوسنتز میشوند برای ساختن خود نیاز به کلسترول دارند.
البته مقدار زیاد آن در بدن خطرناک است. کلسترول خود نوعی چربی است و در خون حل نمیشود بدین جهت برای اینکه بتواند در خون انتقال یابد به موادی نیاز دارد که حامل و ناقل آن در خون باشد،این مواد ناقل لیپوپروتئین هستند. از مهمترین لیپو پروتئین ها دو نوع هستند:
۱) LDL
۲) HDL

LDL نوعی کلسترول است که میتواند به جدار رگهای بدن نفوذ کرده و موجب گرفتگی رگها شود.با رسوب شدن این کلسترول در یک محل رگ تنگ تر شده و اگر خون در آن ناحیه لخته ببندد رگ کاملا مسدود شده که موجب سکته قلبی یا مغزی میشود.
بنابراین افزایش غلظت LDL موجب افزایش خطر بیماری مغزی و قلبی میگردد و به همین علت هم به این کلسترول ،کلسترول بد میگویندکه حدودا ۳/۲ کلسترول خون توسط این لیپو پروتئین حمل میگردد.
بنابراین افزایش غلظت LDL موجب افزایش خطر بیماری مغزی و قلبی میگردد و به همین علت هم به این کلسترول ،کلسترول بد میگویندکه حدودا ۳/۲ کلسترول خون توسط این لیپو پروتئین حمل میگردد.
HDL که ۳/۱ کسترول را در خون حمل میکند و عمل آن این چنین اثبات گردیده که کلسترول بد را از دیواره رگها دور کرده و آنرا به کبد میرساند.در واقع هر چقدر میزان HDL بیشتر شود خطر حمله قلبی کاهش میابد.

بطور کلی میزان کلسترول را در بدن در این مقیاس اعلام میکنند:

کلسترول کامل ................................کمتر از ۲۰۰ mg/dl
HDL زن...................................۴۰_۵۰ mg/dl
مرد..................................۵۰_۶۰ mg/dl
LDL مقدار مطلوب.....................۱۳۰ mg/dl
تری گلیسیرید..................................۱۷۰_۲۰۰ mg/dl

● خصوصیات لیپیدها:
لیپیدها از مهمترین مواد تولید کننده انرژی در بدن هستند بطوریکه از سوختن ۱ گرم لیپید ۹ کییلو کالری انرژی آزاد میشود ولی از سوختن ۱ گرم قند ۴ کیلو کالری انرژی آزاد خواهد شد.
لیپیدها از ترکیبات ذخیرهای در بدن هستند و این مواد ذخیره ای در بدن خیلی سریع پس از هضم متابوایزه میشوند و در دسته ذخیره های بلند مدت به حساب می آیند،یعنی نیاز انرژی در گرسنگی را در مدتهای طولانی نظیر روزه داری جبران میکنند در صورتی که قندها ذخیره بصورت گلیکوژن دارند . تامین انرژی کوتاه مدت هستند.از طرف دیگر لیپیدها در بافتهای چربی بصورت ذخیره در مقابل سرما، تحریکات عصبی و مکانیکی و تامین کننده انرژی در بافتهای ماهیچه ای هستند.
بدیهی است هر چه مقدار لیپید در غشا سلولی و نه در کل بدن زیاد شود عمل حفاظتی آن هم بیشتر میشود بطوریکه در غشا سیستم عصبی ۸۰ تا ۷۰ درصد لیپید وجود دارد.
باید به خاطر داشت که اگر شما اضافه وزن دارید و مقدار کلسترول خونتان بالاست، کاهش وزن می‌تواند به پایین آوردن کلسترول خون شما کمک کند. برای کسانی که به درمان پیشرفته تری نیاز دارند، درمان های دارویی مؤثر در دسترس می‌باشد.
مصرف منابع محتوی فیبر موجب کاهش کلسترول خون می شوند. انواع مختلف فیبرها (مواد غیر قابل هضم) درمواد غذایی گیاهی موجودند. ولی نوعی از فیبر که بیشترین اثر را بر کاهش کلسترول خون دارد ، فیبر محلول نام دارد که منابع غنی از آن عبارتند از : سیب ، گلابی ، مرکبات مثل پرتقال ، لیمو و گریپ فروت ، توت فرنگی ، هویج و غلات سبوس دار .

سبوس جو یک منبع غنی از فیبر محلول می‌باشد. نکته‌ای که درباره این ماده مطرح است این است که به نظر می‌رسد این ماده کلسترول بد یا LDL را که سبب رسوب چربی در سرخرگ ها می شود ، کاهش می دهد، ولی سطح کلسترول خوب یا HDL را بالا می‌برد. غذاهای دیگر غنی از فیبرهای محلول شامل انواع لوبیا، عدس و بعضی از میوه‌ها می‌باشند. از آنجا که تمام این غذاها هم کم‌چرب و هم دارای فیبر بالایی هستند، مصرف روزانه آنها مفید است.
باید به خاطر داشت که اگر شما اضافه وزن دارید و مقدار کلسترول خونتان بالاست، کاهش وزن می‌تواند به پایین آوردن کلسترول خون شما کمک کند. برای کسانی که به درمان پیشرفته تری نیاز دارند، درمان های دارویی مؤثر در دسترس می‌باشد.


اعمال تغییرات زیر در رژیم غذایی می‌تواند به کاهش مقدار کلسترول خون کمک کند.

▪ به جای غذاهای سرخ شده، از کباب شده استفاده کنید.
▪ چربی های اضافی را از خوراک ها و غذاهای گوشتی حذف کنید.
▪ بجای پنیر چرب از انواع کم چربی استفاده کنید.
▪ سعی کنید به جای خامه از ماست کم چربی استفاده کنید.
▪ به جای شیر پرچرب از شیر کم‌چربی استفاده کنید.
▪ مصرف شیرینی ها، پای ها، کلوچه ها و کیک ها را محدود کنید.
▪ از قسمت‌ های کم چرب گوشت استفاده کنید و تمام چربی های قابل رویت را جدا کنید و از مرغ و ماهی بیشتر از گوشت قرمز استفاده کنید.
▪ مصرف سبزیجات، حبوبات مانند انواع لوبیا و عدس و غیره را افزایش دهید.
آنچه مسلم است هیچ یک از مواد غذایی به خودی خود مضر نمی‌باشند، بلکه ترکیب غلط آن‌ها در یک رژیم غذایی نامناسب است می تواند مشکل آفرین شودپ
 
خيلي از مردم بر اين باورند  که کلسترول يک نوع چربي است. در صورتي که کلسترول چربي نيست و ماهيت اصلي آن الکل است و کلسترول را در رديف يا دسته الکل ها طبقه  بندي مي کنند .بدن براي ادامه زندگي، دوام و سلا مت بودن به کلسترول احتياج دارد. بيش از 70 درصد کلسترول در بدن در کبد توليد مي شود. مقداري از کلسترول از طريق غذا و حتي اگر احتياج باشد سلول ها هم مي توانند کلسترول توليد کنند. اهميت کلسترول در بدن به خاطر اين است که بسياري از کارهاي سلا متي و حسي و حرکتي به کلسترول بستگي دارد. يکي از مهمترين کارهاي کلسترول حفظ ساختمان سلول ها و فرم و شکل سلول ها است. وقتي هر گونه صدمه اي به عروق و رگها وارد شود کلسترول آنها را ترميم مي کند. يک قسمت از ديواره سلول ها را کلسترول تشکيل مي دهد. استحکام  رگها به خاطر وجود کلسترول است. توليد صفرا توسط کلسترول ايجاد مي شود. خيلي از هورمون هاي مغزي رابطه مستقيمي با کلسترول دارند .اعصاب يک رابطه مستقيم با کلسترول دارد. رشد  جنين بدون کلسترول امکان پذير نيست.
 توليد خيلي از هورمون ها مانند پروژسترون، استروژن، تستسترون، آدرنالين و خيلي از هورمون هاي ديگر بدون کلسترول ممکن نخواهد بود. پس در نتيجه مي توان گفت کلسترول يک عنصر  لا زم و ضروري براي انسان در ادامه زندگي است .بدن کلسترول را از موادغذايي و کبد مي گيرد تا بتواند تمام اين فعاليت ها را انجام دهد .اسم کلسترول بد در رفته است و گفته مي شود که کلسترول باعث بيماري هاي قلبي مي شود، در صورتي که چنين چيزي نيست. زيرا کلسترول در بازسازي عروق و سلول هاي صدمه ديده فعاليت مي کند و از کبد توليد مي شود .وقتي کلسترول بالا  است مطمئنا صدمه اي به عروق و سلول هاي ما وارد شده است که کلسترول بيشتري از کبد توليد مي شود .خيلي ها مي گويند کلسترول باعث حملا ت قلبي مي شود در صورتي که اينطور نيست. تحقيقات نشان داده است که کساني که دچار حملا ت قلبي مي شوند 50 درصد از آنها حتي کلسترول خونشان روي 200 بوده است و نيز حتي آمار در بسياري از کشورهاي آفريقايي و اروپايي نشان مي دهد که انسان هايي هستند با سن بالا ي 90 سال که کلسترول آنها روي 400  است و هنوز هم بدون هيچ مشکلي به زندگي خود ادامه مي دهند .در نتيجه مي توان  خاطرنشان کرد که کلسترول به تنهايي نمي تواند عامل حمله قلبي  باشد. ما بايد در بدن خود به دنبال اين باشيم که به چه دليل کلسترول در بدن ما بالا  رفته است و چرا سلول هاي ما صدمه ديده اند و باعث افزايش کلسترول شده اند .وقتي که کلسترول وجود نداشته باشد زخم هاي ما به هيچ عنوان بهبود پيدا نخواهد کرد و نيز سلولها بدون کلسترول از فرم و شکل و استحکام خود خارج مي شوند .علتي که کلسترول را يک چربي مي دانند شايد به خاطر اين باشد که وقتي که کلسترول از کبد توليد مي شود و به سمت سلول هاي صدمه ديده مي رود براي ترميم آنها از طريق خون، بايد دوباره بعد از تمام شدن کار باز به کبد برگردد و اين رفت و آمد بايد توسط يک وسيله نقليه انجام شود و اين وسيله نقليه را در بدن که اين کار حمل و نقل را انجام مي دهد لا يپو پروتئين مي نامند. لا يپو از ليپيد مي آيد يعني چربي، پروتئين هم پروتئين است در واقع پروتئيني که داخل آن چربي است و بيرون آن پروتئين  و مولکول کلسترول در داخل لا يپوپروتئين قرار مي گيرد.
 کلسترول ها را به سه دسته تقسيم مي کنند
کلسترول LDL که به آن لودنسيتي لا يپو پروتئين مي گويند، در واقع مي توان گفت تراکم پروتئين کم است يا اين گونه مي توان تعريف کرد که اين نوع کلسترول خاصيت چسبندگي دارد و به راحتي  به جدار داخلي ديواره هاي رگها مي چسبد و باعث باريک شدن و در نهايت انسداد مجراي داخلي رگها مي گردد که حتي به اين کلسترول، کلسترول بد مي گويند.
کلسترول ديگر را HDL مي نامند يعني  هاي دنسيتي لا يپوپروتئين، زماني است که تراکم پروتئين زياد است و اينگونه نيز مي توان تعريف کرد اين نوع کلسترول، کلسترول هاي LDL موجود در طول ديواره رگ ها را پيدا کرده و به آنها مي چسبد  و آنها را از جدار رگ ها پاک مي کند و از باريک شدن و انسداد رگ ها جلوگيري مي نمايد به اين نوع کلسترول ، کلسترول خوب مي گويند.
 کلسترول ديگري وجود دارد به نام VLDL زماني  است که غلظت و تراکم کلسترول خيلي کم است، و به عبارت يا تعريف ديگري مي توان گفت، اين نوع کلسترول مولکول هاي چربي را از کبد به ديگر قسمت هاي بدن حمل مي کند و بعد از انتقال چربي به بافت ها تبديل به کلسترول LDL مي گردد. عواملي هستند که باعث حمله قلبي مي شوند و باعث بالا رفتن ميزان کلسترول مي شوند.
اضافه وزن، فشار خون، ناراحتي غده تيروئيد، مصرف زياد چربي مثل روغن هاي جامد، استفاده نادرست از غذاهاي ناسالم مثل تنقلا ت باعث بالا رفتن ميزان کلسترول مي شوند . مساله ديگري که باعث بالا رفتن کلسترول مي شود مسائل ژنتيکي کبد است که براي اين منظور بايد بتوانيم از طريق روش غذايي مناسب در تنظيم آنزيم هاي مناسب در امر بازسازي کبد کوشش کنيم.
 يکي از مهمترين عوامل افزايش  و يا بالا  رفتن کلسترول وجود استرس بالا  در انسان ها است .کسي که اضافه وزن دارد و کلسترول بالا  هم دارد اين وزن زياد باعث بالا رفتن کلسترول شده است پس بايد تحقيق کرد در امر بالا بودن وزن بدن که حتي گاهي اوقات  کربوهيدرات ها باعث اضافه وزن مي شود، پس نمي توان صد در صد حملا ت قلبي را وجود بالا ي کلسترول دانست.
زماني که فردي داراي فشار خون بالا  است در اثر اين فشار خون کلسترول او هم بالا  خواهد رفت و اگر اين فرد سيگاري هم باشد احتمال خطر حمله قلبي شايد 20 برابر افزايش پيدا کند .افراد مبتلا  به بالا بودن کلسترول بايد در رژيم مواد غذايي دقت بيشتري داشته باشند .تمرينات ورزشي در کاهش کلسترول خون بسيار موثر است، زيرا ورزش باعث کاهش وزن مي شود. در هنگام ورزش مقدار HDL خون افزايش پيدا مي کند و LDL  خون کاهش پيدا مي کند. به طور طبيعي کلسترول خون بايد زير 200 ميلي گرم باشد.
 

ایرانیان در قیامت

 

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبیدا این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟» گفت:

«می دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.» خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت:   گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی لنگش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه ۶ مهر ۱۳۹۰ساعت 2:51  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
 دی هیدرو تستسترون Dht

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو    

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سینه را چون سینه ها هفت آب شو از کینه ها     

وانگه شراب عشق را پيمانه شو، پيمانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی  

 گر سوی مستان می روی مستانه شو مستانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده

آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما

فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی     

چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو

اندیشه ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد

ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل های ما

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را

کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو

گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را

دامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو

گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه

ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو

تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی

تا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو

شکرانه دادی عشق را از تحفه ها و مال ها

هل مال را خود را بده شكرانه شو  شكرانه شو                                                   

یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی

یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو

ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر

نطق زبان را ترک کن بی چانه شو بی چانه شو

 

   " مولانا"

برای دریافت رمز به ادمین کانال پیغام دهید.  آغاز بکار کانال اطلاع رسانی اولین کنگره تغذیه ورزشی ایران


برچسب‌ها: DHT دی هیدرو تستسترون
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه ۵ مهر ۱۳۹۰ساعت 2:6  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 

دوستان این مطالب سوخته است و به درد نمیخوره ولی از بیکاری بهتره خوندنش :

موادی هستند که اجازه به تشخیص مصرف استروئید در تستهای دوپینگ نمیدهند این مواد شامل مدرها، اپی تستوسترون، پروبنسید و افزایش دهنده های پلاسمای خون هستند.
مدرها: با افزایش حجم ادرار موجب رقیق شدن غلظت استروئید بکار رفته شده و میزان آنرا در سطح نرمال نشان میدهند. همینطور این مواد با بالا بردن آب دفع شده توسط بدن موجب کاهش وزن بدن هم میشوند.

اپیتستوسترون: هنگام مصرف هورمون تستوتسرون میتوان از طریق مصرف داخل پوستی یا استفاده همزمان تستوسترون با اپی تستوسترون دوپینگ تستوسترون را مخفی کرد.
با استفاده از مصرف تستوسترون به طریق داخل پوستی میزان تستوسترون تنها به مدت ۴ تا ۸ ساعت از طریق آزمایش خونی قابل تشخیص میباشد. اگر ورزشکار از محلولهای داخل پوستی بروش سیستمیک استفاده کند میتواند دوز کمی از تستوسترون را تزریق کند بطوریکه کمتر از سطح تعیین دوپینگ بماند.
پروبنسید: موجب کاهش دفع استروئیدهای آنابولیک از طریق ادرار شده و میزان آندروژن سنجیده شده را به زیر سطح غیر قابل قبول میرساند. در تحقیقی نشانداده شد که مصرف همزمان این ماده بهمراه ستانزل یا همون وینسترول موجب شد تا سطح استانوزول در پلاسمای خون پایین بیاید و همینطور دفع این هورمون در ادرار نیز کاهش یافت.
افزایش دهنده های پلاسمای خون: که شامل آلبومین، دکستران یا نشاسته هیدروکسی اتیل میباشند میتواند مصرف اریتروپویتین را مخفی کرده و حجم پلاسما را نسبت به حجم خون افزایش داده در نتیجه جواب آزمایش را منفی کنند.
دوز مصرف مدرها بسته به نوعش متفاوت بوده مثلا برای فورومساید با مصرف دوز درمانی ۲۰ تا ۸۰ میلیگرم در یک دوز میتوان تولید ادرار را به سرعت بالا برد.
نوعی دیگر از این عوامل پوشاننده آلفا ردوکتازها هستند مثلا میتوان با مصرف دوتاستراید ۰.۵ میلیگرم روزی میزان سنجش هرومونهای آندروژنی را در حد قابل قبولی کاهش داد. تحقیقات نشانداده که این ماده را میتوان بین ۵ تا ۴۰ میلیگرم بدون ایجاد اوارز بکار برد. یا مثلا دوز مصرفی فیناستراید که یکی دیگر از آلفا ردوکتازها و عوامل پوشاننده هست بصورت بالینی ۱ میلیگرم در روز میباشد اما نشاندادهه شده که دوزهای بین ۸۰ تا ۴۰۰ میلیگرم در روز هم میتوان با کمترین اوارز استفاده کرد.
در مورد افزایش دهنده های پلاسمای خون آلبومن بهمراه موادی دیگر مثل خون، پلاسما یا آب نمک نرمال استفاده میشود و معمولا دوز و میزان مصرف بنا به شخص متفاوت هست معمولا جهت مصارف پزشکی بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیلیتر استفاده میشود اما دوز بنا به شخص متفاوت هست.
مصرف تمامی این مواد مسلم عوارضی هم داردمثلا در مصرف مدرها اوارز موجود گرفته گی عضلانی ،نا منظم زدن قلب یا آریتمی، کاهش حجم خون، کاهش بیش از حد فشار خون و بر هم خوردن بالانس الکترولیتی خون (سدیم، پتاسیوم، کلسیوم،...) میتواند رخ دهد معمولا نا منظم زدن قلب میتواند به دلیل کاهش پتاسیم باشد.
پروبنسید اوارز به نسبت کمی دارد که شامله تشکیل سنگ کلیه،آرتروز، از دست دادن مو، قرمز شدن پوست، سر درد، حال به هم خوردهگی، درد لثه، تب و در مواردی نادر موجب کم خونی شدید میشود.
مصرف ممانعت کننده های آلفا ردوکتاز موجب کاهش میل ج ن س ی، بیشتر شدن عدم نوظ، و مشکلات تخلیه ج ن س ی میشوند.
مصرف افزایش دهنده های پلاسما مثل امبومین به ندرت اوارز منفی خواهد دشت که شامله حال به هم خورده گی، تب، احساس سرما و لرز میتواند بشود

دوستان این مطالب سوخته است و به درد نمیخوره ولی از بیکاری بهتره خوندنش و از سایت بدنساز تهیه شده  چون امروز حوصله ندارم از زحمات دوست عزیز آرش بندگانان استفاده کردیم انشا الله در آینده نزدیک نکات طلایی رو میگم فقط به خاطر تو  :

خلاصه کلام : 

گاهى براى تغيير پاسخ واقعى تست دوپينگ از دستکارى داروئى استفاده مى‌شود. در اين روند از داروهائى موسوم به عوامل پوشاننده (Masking agents) استفاده مى‌گردد. اين داروها از طريق مکانيسم‌هاى مختلف باعث منفى شدن پاسخ تست دوپينگ مى‌شوند و شامل موارد ذيل مى‌باشد:

داروهای پوشاننده یا پاک کننده که تحت عنوان MASKING AGENTS گفته می شود گروه چهارم از داروهای ممنوعه در ورزش می باشد. این داروها به این دلیل پوشاننده گفته می شود که با مصرف آنها داروی اصلی کشف نمی گردد و اینها با انحراف آزمایش دوپینگ اعمال اثر می کنند، و به این دلیل پاک کننده گفته می شود که برخی از آنها به دفع و پاک شدن داروی اصلی از بدن کمک می کنند.
انواع داروها ی پوشاننده و پاک کننده به قرار زیر است :
1- برومانتان
2- دیورتیکها ( ادرار آورها )
3- اپی تستوسترون
4- پروبنسید

برومانتان
برومانتان دارویی است که هم خاصیت پوشانندگی و خاصیت محرک اعصاب دارد. و در المپیک آتلانتا 1996 بطرز وسیعی توسط ورزشکاران روسیه مصرف شده بود ولی چون در فهرست داروهای ممنوعه نبود، کمیته بین المللی المپیک نتوانست هیچ ورزشکاری را محروم کند ولی امروزه در فهرست داروهای ممنوعه قرار دارد.

دیورتیکها ( ادرار آورها )
ورزشکاران به دو دلیل زیر از این گروه داروها استفاده می کنند :
1- پاک کردن و دفع داروی اصلی خورده شده از بدن و نتیجتا انحراف آزمایش دوپینگ
2- کم کردن وزن بدن

اپی تستوسترون
اپی تستوسترون نیز دارویی است که جهت انحراف آزمایش دوپینگ مصرف می گردد.

پروبنسید Probenecid
پروبنسید یک داروی ضد نقرس است که میزان اسید اوریک خون را پائین می آورد، بدین ترتیب که با مهار بازجذب اسیداوریک در کلیه دفع ادرار آن را افزایش می دهد.
نیمه عمر پلاسمایی این دارو بستگی به مقدار مصرف آن دارد، بطوریکه بعد از مصرف مقدار 500 میلی گرم نیمه عمر آن 3 تا 8 ساعت و پس از مصرف 2 گرم نیمه عمر آن 6 تا 12 ساعت است . پروبنسید از راه کلیه دفع شده و دفع آن در ادرار قلیایی افزایش می یابد.

چرا ورزشکاران پروبنسید مصرف می کنند؟
یکی از ویژگیهای داروی پروبنسید این است که دفع داروهای دیگر را از راه کلیه و ادرار مهار می کند و مانع از آن می شود که داروی اصلی از راه ادرار خارج گردد و به همین دلیل چون ورزشکاران با مصرف آن سعی می کنند روی داروی اصلی سرپوش بگذارند، داروی پوشاننده گفته می شود.

 

Bromantan, Diuretics, Epitestosterone, Probenecid
داروى پروبنسيد که معمولاً در درمان نقرس به‌کار مى‌رود، نيز توسط ورزشکاران براى پوشاندن وجود داروها يا متابوليت‌هاى آنها استفاده مى‌شود. اين دارو مى‌تواند ميزان دفع متابوليت‌هاى اسيدى را تغيير دهد. پروبنسيد نخستين بار در نمونهٔ ادرار يک دوچرخه‌سوار اسپانيائى به نام پدرو دلگادو در مسابقات دور فرانسه کشف گرديد و از آن تاريخ ممنوع اعلام شد.
امروزه دسترسى توأم به کروماتوگرافى گازى و طيف‌سنجى جرمى در روش‌هاى آزمايشگاهى اين اطمينان را فراهم آورده است که استفاده از پروبنسيد نمى‌تواند مانع از کشف دارو شود.
برومانتان نيز يکى ديگر از عوامل پوشاننده است که در ردهٔ داروهاى محرک طبقه‌بندى مى‌شود و براى منفى نمودن تست دوپينگ کاربرد دارد. نخستين بار اين دارو در نمونهٔ ادرارى هفت تن از ورزشکاران شرکت‌کننده در رقابت‌هاى المپيک آتلانتا (۱۹۹۶) کشف شد و از آن پس توسط IOC ممنوع اعلام گرديد.
يکى ديگر از داروهائى که براى دستکارى تست دوپينگ استفاده مى‌شود، اپى تستوسترون است. نسبت تستوسترون (T) به اپى‌تستوسترون (E) بيش از ۶ به ۱ در ادرار باعث مثبت شدن تست دوپينگ مى‌گردد. بنابراين بعضى از ورزشکاران با مصرف اپى‌تستوسترون سعى مى‌کنند که اين نسبت را تغيير دهند.
يک اقدام احتمالى در اثبات تقلّب و دستکارى در سطوح تستوسترون استفاده از داروى کتوکونازول است. اين فرآورده يک داروى ضدّقارچ است که ترشح تستوسترون از بيضه را مهار مى‌کند. هنگامى که ۴۰۰ ميلى‌گرم کتوکونازول به يک مرد طبيعى تجويز مى‌شود، سطح تستوسترون پلاسما در ظرف ۸ ساعت حدود ۵۰% افت مى‌کند و باعث کاهش نسبت تستوسترون به اپى‌تستوسترون مى‌شود. با اين حال زمانى که اين دارو به فردى که خودش تستوسترون تزريق نموده، داده شود، سطوح پلاسمائى هورمون بدون تغيير باقى مى‌ماند يا ممکن است بالا برود و در نتيجه نسبت تستوسترون به اپى‌تستوسترون را زياد مى‌کند. تست کتوکونازول در سال ۱۹۹۴ براى دفاع از قهرمان دوى ۸۰۰ متر بريتانيا به نام Diane Modahl به‌کار رفت که در وى سطح بالا و غيرطبيعى تستوسترون و نسبت تستوسترون به اپى‌تستوسترون بالا گزارش شده بود. در اين نمونه تغيير ترکيب نمونه توسط باکترى‌ها به‌عنوان علت يافته‌هاى غيرطبيعى اعلام شد. Rod Bilton (در ۱۹۹۵) اخيراً مطرح نموده است که تبديل استروئيدهاى ادرارى به تستوسترون توسط باکترى‌هاى ادرارى ممکن است و تأکيد نمود که تمام نمونه‌هاى ادرارى جمع‌آورى شده بايد بلافاصله منجمد شوند تا از تجزيهٔ باکتريال پيشگيرى گردد.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه ۴ مهر ۱۳۹۰ساعت 5:4  توسط علی ف نوجوان ALI.F.NOJAVAN  | 
 
  بالا  

ما را در گوگل محبوب کنید